گسل ها تفاوتی ندارد، بزرگ ترین تراژدی ۳قرن اخیر در زلزله شهر تهران رخ می دهد (8 عکس)

گسل ها فرقی ندارد، بزرگ ترین فاجعه ۳قرن اخیر در زلزله تهران رخ می دهد

شهرنشین - بنیانگذار مستحکم سازی و مدیریت بحران زلزله می‌گوید: من وقتی چشمانم را می بندم چنین تصویری را تجسم می‌کنم؛ بیشتر ساختمان‌ها ریخته‌اند، شهر پر است از کشته‌ها و زخمی‌ها، آتش شهر را فراگرفته، این آتش در حال سوزاندن بقیه شهر است، نه سیستم آبی وجود دارند نه سیستم الکترونیکی، نه انتقال و... تا چندین روز بعد هم نمی‌شود به اشخاص دسترسی پیدا کرد.

عکس شماره 1 ⇩

امید کریمی، نیو صدر: ساختمان پلاسکو در روز انتهاای برج دی ۹۵ ویران شد؛ ۲۲ کشته برجا گذاشت و امکانات کمکی پایتخت را به چالش کشید. درگیری ای که نشان داد پرجمعیت ترین شهر ایران، درمقابل بحران ها، ناتوان است. هرچند که پیش از آن انفجار شهران هم دراین باره گوشزد کرده بود. اما ساختمان پلاسکو، نقطه انتهاای بر همه خوش باوری ها درباره مطمئنی پایتخت و قابلیتها درباره بحران های اینچنینی بود.

بحران هایی که ظاهرا در زلزله احتمالی تهران به اوج خود می رسد. پیشگوییهای نگران کننده ای درباره دقایق و روزهای پس از زلزله تهران وجود دارد و البته کسی آن را مهم نمیشمارد. اما دکتر فریبرز ناطقی الهی، معاون تحقیقی پژوهشگاه جهانی زلزله و رییس پژوهشکده مهندسی سازه، بنیانگذار مستحکم سازی و مدیریت بحران زلزله، رییس سابق اجلاس مهندسی زلزله ایران و استاد نمونه کشور در مهندسی سازه، زلزله و مدیریت بحران، باور می دارد فاجعه انسانی سه قرن اخیر، در زلزله تهران رقم می خورد.

با این درس خوانده دکترای مهندسی سازه از دانشگاه کلمبیای آمریکا و فوق تخصص در مستحکم سازی از مرکز اروپایی زلزله و دانشگاه اکسفورد و ویسکانسین آمریکا در کافه خبر درباره زلزله تهران، بعضی شایعات و البته بدبینی ها نسبت روزهای پس از زلزله پایتخت ایران گفتگو کردیم.

او باور می دارد باید همه حقیقتها درباره تراژدی ای که پس از زلزله تهران شکل میگیرد را اظهار کرد، احتمالاً ترسی که بوجود می آورد، تلنگری به مردمان و مسئولان باشد.

مشروح مکالمه ی خبرآنلاین با دکتر فریبرز ناطقی الهی را در ذیل می خوانید؛

حرفهایمان را از داستان اخیر آغاز کنیم؛ گفته شد تهران در شهرک غرب، سعادت آباد، گیشا و ... مناطقی که جمعیت زیادی دارند یک گسل جدید دارد. آیا چنین چیزی صحیح هست و باید از این گسل به وحشت بیافتیم؟ و این که آیا گسل های دیگر نواحی تهران هم به همین مقدار خطرناک هستند؟

نگاه بکنید اول باید چندین فرض را پس نزنیم؛ خود تهران که وسعتی نزدیک به 50 کیلومتر در 50 کیلومتر دارد، پهنه ای سرشاراز گسل است، هیچ فرقی نمی کند که اندیشیم در غرب تهران گسل های کمتری وجود دارد یا در شرق تهران. از طرف دیگر به علل مختلفی بعضی از این گسل ها برای ما شناخته شده است و می توانیم روی نقشه ها خط آنها را رسم کنیم، خط خیلی از گسل ها را هم قادر نیستیم رسم کنیم اما می دانیم وجود دارند. اما چیزی که برای ما مهندس های زلزله مهم است، پتانسیل لرزه زایی گسل است که می تواند زلزله برای ما بوجود آورد، ما از شمال تا جنوب و شرق تا غرب تهران دارای گسل های فعال می باشیم؛ 2 یا 3 گسل در جنوب وجود دارد، یک گسل بسیار بزرگ که حدود 400 کیلومتر است در شمال وجود دارد و ...

گسل های دیگری هم تشخیص داده شده و حتی در بعضی از تحقیقات نقل شده 60 گسل فرعی در تهران وجود دارد؛ یعنی حدود 6 گسل مهم و 60 گسل فرعی در تهران وجود دارد. ما باید فرض کنیم که زیر تهران سرشاراز گسل فرعی و مهم است و چنانچه یکی از این گسل ها فعال شود می تواند روی بقیه گسل ها هم اثر بگذارد و آنها را هم مبتلا مشکل کند. پس برای من به عنوان مهندس سازه در عمل هیچ فرقی نمی کند که گسل جنوب حرکت کند یا گسل شمال، برای این که با حرکت هر یک از این گسل ها شتاب هایی بزرگی بوجود آورده میشوند. امکان می دارد این شتاب ها مقداری کم یا بالا برده شود ولی چون شتاب ها بزرگ هستند به شکل ترسناکی روی ساختمان ها اثر میگذارند.

یعنی در هر وضعیتی شتاب زلزله تهران بالا است؟

بله، در زلزله ای که در پایتخت باید رخ دهد، شتاب زلزله بالا است.

به چقدر؟

نگاه بکنید از زلزله ای که ما پیش بینی کرده ایم و دوره بازگشتش158 سال است، الان بیشتر از 200 سال گذشته. به این معنی که چنانچه ما 50 سال پیش انتظار زلزله 7.1 ریشتری داشتیم الان باید چشم انتظار زلزله 7.3 ریشتری باشیم که انرژی ای بیش چندین ده برابر بمب هسته ای هیروشیما آزاد می کند.

به چه دلیل شدت زلزله احتمالی ازدیاد یافته؟

برای این که زلزله در دوره بازگشتش رخ نداده، بر پایه تحقیقات آماری و احتمالاتی وقتی زلزله ای در دوره بازگشتش رخ نمی دهد اصطلاحا ریشتر آن ازدیاد مییابد.

آیا این زلزله احتمالی برای همه نواحی تهران خطرناک است؟ یا بستگی به گسلی که حرکت می کند شرایط عوض میشود؟

هر کدام از این گسل ها تهران حرکت کند روی بقیه گسل ها هم اثر میگذارد، پس تمام تهران از شمال تا جنوب و از غرب تا شرق آسیب پذیر است، حال بعضی از نواحی که به مرکز زلزله نزدیک تر هستند بسیار آسیب پذیر می شوند، بعضی نواحی کمتر. ولی این کمتر به معنای مطمئنی نیست، چون ساخت و ساز در کل تهران ساخت و سازی نیست که برای زلزله دیزاین شده باشد. باید پس نزنیم این دغدغه که گسل شمال حرکت کند یا گسل جنوب حرکت کند یا گسلی که ذکر میکنند جدید یافت شده حرکت کند بیهوده است. این گسل هم جدید نیست، سال ها است علامت هایی از آن نگاه شده.

چه علامت هایی؟

هنگامی که برج ولادت داشت ساخته می شد این گسل کاملا مشهود بود و از کنار برج ولادت می شد گسل را دید. حتی آن زمان در نشستی که با کارآزمودگان کانادایی داشتیم، من از آن ها پرسشی درباره این گسل سؤال کردم و راست یا دروغ نقل کردند این گسل را در گزارش هایشان نگاه کرده اند. البته تصور من هم این است که این گسل را نگاه کرده اند چون نمی شود گسلی در 5 متری جای خطیری موجود موجود باشد و آن را در دیزاین نگاه نکرده باشند.

پس این گسل زیر برج ولادت و محدوده بین آزاد راه همت و حکیم، جدید نیست و جدید شناخته نشده است. احتمالاً خواسته اند این بحث را یک مقدار پر رنگ تر کنند تا بتوانند از آن بودجه بگیرند و تحقیقات دقیق تر و بهتری روی آن به انجام رسانند. برای من مهندس زلزله تفاوت زیادی بین این گسل ها نیست و با آمدن زلزله کل تهران درگیر یک سوگ می شود.

نقل میکنید کل تهران، این یعنی ما هر ساخت و سازی در تهران به انجام رسانیم آسیب پذیر است و هیچ کاری قادر نیستیم به انجام رسانیم؟ یعنی الان نباید نقل بکنیم چه مناطقی آسیب پذیرتر هستند و باید نقل بکنیم با یک زلزله کل تهران خرابی می شود؟

نگاه بکنید خرابی یک پارامتر پیچیده است و به عوامل مختلفی مانند شتاب زمین، شتاب زلزله، محتوای فرکانسی زلزله، بزرگی زلزله، نوع خاک و نوع ساخت و ساز ارتباط می دارد. وقتی همه این شاخص ها را کنار هم گذاریم و نگاه میکنیم اوضاع کل تهران آسیب پذیر است، این آسیب پذیری در بعضی نواحی بیشتر و در بعضی نواحی کمتر است. ولی در هر صورت بنا بر پارامتر هایی که تمجید شده کل تهران یک مجموعه آسیب پذیر از نوع بسیار بالا است.

تهران به چه مقدار آسیب پذیر است؟

تا مکانی که من اطلاع دارم، ذکر میشود چنانچه یک هرم داشته باشیم که ده پله داشته باشد و نوک پله به معنای بدترین لرزه خیزی در جهان باشد، دومین پله از بالا منتسب به تهران است یعنی شرایط تهران بسیار زلزله خیر و خیلی ترسناک است. حدیثی وجود دارد که صحیحی و نادرستی آن را نمی دانم ولی به شکل باورنکردنی ای 1200 سال پیش موضوعی درباره فرو رفتن تهران وجود داشته و تحقیقات علمی جدید ما هم این را نمایان میکند. این نمایان میکند که همه اینها اتفاقی نیست. حال برای کسانی که صحبتهای ما را باور ندارند، احتمالاً این حدیث جواب خوبی باشد. البته از نظر من علم یکی است ولی به دلیل ضعف انسان ها تقسیم شده و مبدل شده به علم حوزوی، علم فیزیک، شیمی و ...

پس از نظر علم قدیم و علم جدید ما پهنه تهران را پهنه بسیار خطرناک می دانیم، من بار ها نقل کرده ام که چنانچه زلزله ای در تهران بیاید بزرگترین فاجعه 3 قرن اخیر رخ می دهد، چون آمار تلفات حوادث در دو قرن سابق را داریم، قرن اخیر را هم که تازه آغاز کردیم و اطلاعاتش وجود می دارد. ما برای قربانی های زلزله تهران اعداد و ارقام بسیار بالایی را پیش گویی می کنیم؛ یعنی در 3 قرن گذشته بزرگترین سوگ دنیا به تهران وارد می شود.

این خیلی اخطار پر خطری است، به هر حال 16 میلیون نفر در تهران و حومه میزیند. نمی شود این جمعیت را هم از شهر خارج کنیم. چه برنامه ریزی باید داشته باشیم تا بتوانیم این اشخاص را نجات دهیم؟ بعضی ذکر میکنند پس از زلزله اصلا باید نقل بکنیم که تهران تعطیل شده و بازمانده ها باید به شهر های دیگر بروند آیا این سناریو صحیح هست یا می شود برنامه ریزی کرد؟

بله و نه! 30 سال پیش من نخستین کتاب مدیریت بحران را برای کشور نگاشتم، 30 سال از آن زمان گذشت و ما هیچ اقدامی جدی به انجام نرساندیم تا 2 سال پیش که ساختار توصیه ای من با تغییراتی در مجلس مصوب شد. ما 30 سال طلایی را از دست دادیم و تهران و بزرگتر شد. تهران برای یک شهر 4 میلیون نفری دیزاین شده است، نه یک شهر 16 میلیونی. بله گسترش هم برای تهران حدس زده اند و اتوبان ها، مترو و ... هم برای این شهر آماده کرده اند. ولی همین ها سبب شده است که آسیب پذیری این شهر ازدیاد یابد. از طرف دیگر مدیریت چنین مسائلی در زمان بحران عملا غیر امکان می دارد، ولی قبل از وقوع بحران فعالیت هایی را می توان انجام داد که به آن سیکل مدیریت بحران ذکر میکنیم. متاسفانه هیچ یک از اصول کشور ما چه دولت، چه مجلس، چه شورا های شهر، چه شهرداری ها، اصلا توجه دقیقی به این مسئله ندارند. در 30 سال گذشته من این را نگاه کرده ام که ما مسائل را مزاح می گیریم، ولی مسئله ای مانند زلزله تهران را نباید مزاح بگیریم. این پهنه، پهنه ای لرزه خیز است و صددرصد در آن زلزله رخ می دهد.

عکس شماره 2 ⇩
عکس گسل ها فرقی  ندارد، بزرگ ترین  فاجعه ۳قرن  اخیر در زلزله  تهران رخ می دهد

چه وقتی؟

این را کسی نمی داند، ولی علم اثبات شده موجود به ما نقل میکند این شهر نابود میشود و همه زیرساخت های آن مبتلا معضلات اساسی می شوند.

حال با این شرایط باید به چه شکلی برای قبل از زلزله برنامه ریزی کنیم؟

گسترش شهر باید صددرصد توقف یابد، شهرداری و شورای شهر باید منحل شوند، نواحی باید کوچک شوند اموزش مداوم باید به مردمان داده شود، دولت باید همکاری و فعالیت های خود را برای کاهش جمعیت تهران آغاز کند. حتی در این رابطه من در یکی از نوشته های خود که در خبرآنلاین منتشر شده نگاشته ام که شهرداری باید منحل شود، من باز این را الان می گویم و 30 سال دیگر به این ثمره می رسیم.

به چه دلیل شهرداری باید منحل شود؟

نگاه بکنید وقتی شهرداری به این گستردگی می شود قادر نیست درست عمل کند، صحیح هست که شهرداری به نواحی مختلف تقسیم شده ولی چون این نواحی وابستگی سیستماتیک به یک دیگر دارند و همیشه در حال گسترش هستند هیچ نوع اقدام جدی نمی توان انجام داد. یکی از اقداماتی که باید برای تهران به انجام رسانیم، کاهش اثرات زلزله است. ما چه کاری در این راستا به انجام رسانده ایم؟ هیچی! آیا اصلا ما رفته ایم آسیب پذیری ساختمان هایمان را بشناسیم؟ به چه صورت می شود بیشتر از یک میلیون ساختمان در یک پهنه موجود موجود باشد و ما هیچ آگاهی ای نداشته باشیم که سازه این ساختمان ها چه دستگاه ای است؟ الان یکی از کار هایی که در شهرداری ها در ایران انجام می شود این است که برای مثال ساختمان بتونی، نقشه ساختمان فولادی می دهند و بلعکس، یعنی ساختمان بتونی ساخته می شود نقشه فولادی و الان آرشیو های شهرداری ها پر است از این نقشه ها یعنی در تهران به آغازی ترین اطلاعات یک ساختمان هم توجه درست داده نمی شود ! نه همه ی ساختمان ها ولی شمار زیادی ساختمان ها چنین شروطی دارند، در شهرداری هیچ توجهی به سازه ساختمان نمی شود. در شهرداری ذکر میکنند چنانچه یک مهندس محاسب زیر نقشه را امضا کند کفایت می کند.

تمام مسئله شهرداری ها در ساخت و ساز، قسمت معماری ساختمان است، با این که اصل بحث اسکلتی است که باید ساختمان را نگه دارد. ما در هیچ مکانی در شهرداری به چنین بخشی دقت نمیداریم چون ذکر میکنند مهندس سیستم مهندسی زیر نقشه ساختمان را امضا کرده. ولی اینجا دو مسئله وجود دارد؛ یکی این که احتمالاً مهندس در محاسباتش غلط کرد و یا به علل مالی که امروز برای جامعه حساس است، توسط کارفرما برای مهندس اجبار شده تا از المان های ضعیف تر بهره گیرد. ما چنین مسئله ای را باید کجا مهار کنیم؟ بدتر از این هم وجود دارد؛ گاهی نقشه و دیزاین سازه کاملا درست اما وقتی اینها به دست مهندس پیمان کار می رسد کل برنامه خراب می شود.

خب چنین چیزی که ظاهرا خیلی متداول هم هست!

بله، این اتفاق برای خود من هم افتاده است؛ یک ساختمان نا امن دولتی را به من دادند تا آن را مستحکم کنم، اول این که به چه دلیل این ساختمان کاملا مردود با ان قیمت هنگفت خریداری شده بود یک سوال بزرگ برای من بود!!! به هرحال، پس از مدتی کار این ساختمان به پایان رسانده شد و مستحکم سازی هم انجام شد و حتی من برای ساختمان تاییدیه صادر کردم. یک روز که از جلوی این ساختمان داشتم عبور می کردم، خواستم بروم و نگاه بکنم ساختمان به چه شکلی در آمده. نگاه کردم تمام کار هایی که نقل کرده ایم نباید انجام بشود، صورت گرفته بود حتی پله ها عوض کردند. درست پس از این که اجازه ای گرفتند همه را عوض کرده اند، یعنی یک ساختمان مستحکم را مبدل کرده اند به ساختمان نا امنی که در زلزله می ریزد. حتی من این بحث را به شهردار ناحیه گزارش دادم و به من نقل کردند که ما کاری قادر نیستیم بکنیم! و از پیمانکار ساختمان چنان دفاعی کردند، که ایشان از معماران خوب ناحیه هستند! من هنوز هم این حرف ها را درک نکردم. نامه نویسی های این اتفاق وجود دارد.

من نمی توانم بد و خوب را مشخص کنم، من میخوام معضلات این چرخه را اظهار کنم؛ یا دیزاین غلط است، امکان می دارد کار فرما توانایی زیادی داشته باشد و مهندس را متزلزل کند. پس انتظار ما با این وضع ساخت و ساز چیست؟

عکس شماره 3 ⇩
عکس گسل ها فرقی  ندارد، بزرگ ترین  فاجعه ۳قرن  اخیر در زلزله  تهران رخ می دهد

درمقابل زلزله، آپارتمانهای بافت فرسوده پر خطر تر است یا آپارتمانهای بافت جدید؟

مدت ها من میاندیشیدم بافت های فرسوده مشکل مهم ما است ولی پس از اتفاقی که برای ساختمان پلاسکو رخ داد تئوری من در حال عوض شدن است. آپارتمانهای جدید ما بلندمرتبه تر هستند و هر نوع ضعفی به شکل بزرگ نمایی شده خود را نمایان میکند، در حالیکه در بافت فرسوده ما آپارتمانهای یک یا دو طبقه آجری داریم که چنانچه بریزد امکان امداد و نجات در آن نسبت به یک برج یا مرکز خرید آسانتر است. صحیح هست که بافت های فرسوده ضعیف هستند ولی پس از ماجرا ساختمان پلاسکو دغدغه من بیشتر روی آپارتمانهای جدید است.

یعنی شما مییاندیشید امکان می دارد اوضاع بازار بهتر از اوضاع پالادیوم باشد؟

الان واقعا شک زیادی دارم، نگاه بکنید وضع بازار که خراب است چون سیستم سازه ای درونش حاکم نیست و از لوازم خیلی ضعیف بهره گرفته اند تا مغازه ها را از هم تفکیک کنند. یک روز داشتم در بازار راه میرفتم نگاه کردم که دارند دیوار ها را تراش می دهند و باریک تر می کنند، این بسیار بد است. ولی مشخص نیست اوضاع پالادیوم دربرابر زلزله به چه صورت باشد. دغدغه من الان برای هر دوگروه است؛ نگاه بکنید در زلزله فقط رفتار سازه که اهمیتی نمی دارد، در بحران باید مدیریت امداد و نجات داشته باشیم و بتوانیم شرایط تخلیه محیط را بوجود آوریم. وقتی این ها وجود ندارد چه کاری می توانیم به انجام رسانیم؟

اوایل دهه 70 بود که مطالعه 110 بیمارستان در تهران را به طور شخصی بعنوان یک وظیفه ملی به انجام رساندم که به دلیل اینکار حتی بازداشت شدم. آن زمان من از یک سرپرست بیمارستان سؤال کردم که به چه دلیل با این که این بیمارستان 8 خروجی دارد فقط یک مورد آن باز است، گفت بیمار ها خوب می شوند گریز می کنند! در حالیکه آن 8 خروجی برای زمان بحران گذارده شده، پس باید 7 نگهبان دیگر هم برای آنجا استخدام کرد تا در زمان بحران بشود ساختمان را تخلیه کرد. نگاه بکنید، ما به هیچ وجه در هیچ جا اصولی ترین اقدامات را رعایت نکرده ایم.

حتی در مراکز کمکی!

هیچ مکانی این اصول را رعایت نکرده ایم؛ مراکز کمکی هم ماجرا خاص خودش را دارد، ذکر میشود هلال احمر مسئول امداد رسانی و بحران است، یک NGO قادر نیست چنین مسئولیتی داشته باشد، ولی با این توجیه که «چنانچه این مسائل را نقل بکنید، معضلات بیشتر می شود» اصل بحث فراموش می شود. در کدام کشوری یک NGO مسئولیت امدادرسانی دولتی را قبول میکند و به صورت رسمی برای آن بودجه کنار گذارده میشود؟

در دیگر کشورها امدادرسانی زیر نظر چه بخشی است؟

در بعضی کشورها ارتش، بعضی کشورها سازمان مدیریت بحران و در بعضی کشورهای دیگر هم سازمان پدافند غیرعامل مسئولیت این کار را قبول میکنند. قبل از انقلاب هم چیزی مانند پدافند غیرعامل برای ایران برنامه ریزی شده بود که پس از انقلاب این تبدیل شد به هلال احمر. من با اعضای هلال احمر اصلا معضلی ندارم، آنها اشخاص فداکار و زحمتکشی هستند ولی از نظر ساختاری و علمی این بحث غلط است. ما باید سیستم خود را اصلاح کنیم، تا وقتی که این پیش نیاید عملکرد همین است، ما انتظار معجزه قادر نیستیم داشته باشیم. ساختمان پلاسکو دربین این همه بدی یک خوبی داشت، به همه نشان داد که ما ابر مرد نیستیم، ما آدم های خارق العاده ای نیستیم، ما آدم های خاص خدا نیستیم. وقتی بلا بیاید، همه درگیر آن می شویم. یک آتش سوزی بسیار ساده در ساختمان پلاسکو تبدیل شد به یک بحران ملی، این فاجعه است، این حقارت یک سیستم کمکی را نمایان میکند، از سویی ما باید به سمت حادثه مهم برویم، حادثه مهم تهران زلزله است و هر لحظه هم امکان می دارد زلزله بیاید.

نزدیک بود این اتفاق ساده در تئاتر شهر هم اتفاق بیافتاد که چون کپسول وجود داشت، پرسنل تالار، آتش آنجا را خاموش کردند.

بله، من از آنجا بازدید هم کردم و نگاه کردم هیچ خبری نیست، دقیقا این حرف صحیح هست. ولی نگاه بکنید ما انتظار معجزه از چه کسی داریم؟ حدیثی داریم که کسی رفت پیش پیامبر، عرض کرد میخوام شما را زیارت کنم مرکبم را ببندم یا نبندم، پیامبر (ص) فرمودند استوار ببنید و بیاید. چنانچه ما کارهای خود را استوار نکردیم و چنانچه به هر علتی اجازه دادیم در کوچه نازکی برج ساخته شود، مرکز خرید ساخته شود، باید چه انتظاری داشته باشیم؟

ناحیه یک پر است از این ساختمان ها.

بله، الان در خیابان باریک در الهیه 3 مرکز خرید ساخته شده است قادر هستید تصور کنید که فقط چنانچه شیشه های این مراکز خرید بریزد چه اتفاقی رخ می دهد؟ چندین نفر کشته می شوند؟ سیستم وارد شدن و خروج آن ناحیه چه می شود؟ در همان لحظه هیچ گونه امدادرسانی به آن ناحیه قادر نیست صورت گیرد. پس به چه دلیل ما اجازه این ساخت و ساز را داده ایم؟ من چنانچه ایرادی به شهرداری می گیرم منظور سیاسی ندارم، ولی شهرداری ها ایجاد شده اند که انضباط شهرنشین را بوجود آورند نه این که انضباط شهرنشین را به هم بزنند. در کجای دنیا مرکز مسکونی به مرکز تجاری مبدل میشود؟ در کجای دنیا مرکز مسکونی به غذاخوری مبدل میشود؟

در همان خیابان مریم الهیه که خودرو به دشواری رد می شود یک غذاخوری ساخته اند، چه کسی این مجوز را میفرستد، آنجا یک محله مسکونی است یا مثلا سازه ای که در میدان ولیعصر ساخته شده است، پایان این چه خوشگلی دارد؟ کجای دنیا چنین چیزی را نگاه کرده ایم؟ من چنانچه بخواهم خیلی بدبین هم نباشم باید نقل بکنم مسائل مالی درگیر است. هیچ چیز دیگری قادر نیستم تصور کنم. هر اجازه ای که امروز شهرداری میفرستد دارد یاری میرساند به ازدیاد قربانی های زلزله بعدی.

درباره پل صدر هم همینطور است، این پل عملکردی که باید داشته باشد را که ندارد و از سمتی به تظر می رسد در زلزله آسیب پذیر باشد. من گزارشی دارم که در آن مشخص است بیشتر پل های تک ستون در زلزله ها استراحت کرده اند، چون منزل و پژوهشگاه ما نزدیک این اتوبان است من روزانه این پل را نگاه کرده ام. این پل درست مشابه پل هایی است که آسیب پذیری شدیدی در زلزله دارد.

عکس شماره 4 ⇩
عکس گسل ها فرقی  ندارد، بزرگ ترین  فاجعه ۳قرن  اخیر در زلزله  تهران رخ می دهد

البته باید یاداور شد که چنین تابلوهایی هم انسان را کمی در خصوص آسیب پذیری پل صدر مبتلا مشکل می کند. امیدورام تذکرات شفاهی مکرر بنده سبب این حساسیت شده باشد وگرنه چنانچه پل جدید الاحداث طبق فرمایشات شهرداری ایمن است، بهسازی لرزه ای و مستحکم سازی چه معنی ای دارد؟ و چنانچه این برنامه جانشین کردن نوپران های حرارتی است، تابلو غلط است. پس قویا پیشنهاد می دهم این مطلب مهم شماریده شود تا جان و مال مردمان وابسته به فرمایش یک شخص یا یک کمپانی نباشد.

نمونه همین پل، پل کوبه است که در زلزله این شهر در سال ۲۰۱۱ بدجوری روی زمین خوابید. این به این معنی نیست که پل صدر استراحت میکند اما بنا بر پایه هایی که پل صدر دارد آسیب پذیری بالایی دارد. چندین سال پیش در شریعتی بالاتر از پل صدر زمین فرونشست کرد و دو قنات بسیار وسیع در آنجا بودند. این قسمت الان دقیقا زیر پایه این پل است و من ذکر نمیکنم پایه های این پل ها شسته شده است ولی چنانچه این ها شسته شده باشد ما روی چه چیزی می باشیم؟

عکس شماره 5 ⇩
عکس گسل ها فرقی  ندارد، بزرگ ترین  فاجعه ۳قرن  اخیر در زلزله  تهران رخ می دهد

چنانچه این کار را کنیم باید پس نزنیم چنانچه زلزله هم آمد باید 6 میلیون کشته و جراحتی داشته باشیم. هیچکاری نمی شود انجام داد.

ما با این کارها بحران را پذیرا بوده ایم؟

من مییاندیشم یا پذیرا بوده ایم، یا آن را مزاح گرفته ایم یا اصلا برای ما اهمیتی نمی دارد اصلا به چه دلیل باید تهران شود؟

پس انگار تنها راه چاره این است که از تهران برویم!

من هم می گویم واقعا باید تهران تعطیل شود، مردمان نمی دانند تهران چه چیزی پر خطری است. همه به علل متفاوت دارایی ها و منابع مالی خود را به اینجا می آورند ولی نمی دانند که در کمتر از 10 ثانیه همه اینها می تواند نابود بشود و قطعا این اتفاق رخ می دهد. من خودم روزانه چشم انتظار زلزله می باشم. امکان می دارد یکی به من نقل بکند «تو به چه دلیل خودت از اینجا نمی روی؟» می گویم این دلیل که دانشگاه من اینجا است، ای کاش نبود. باور کنید من چنانچه متولد شهر دیگری بودم از اینجا می رفتم. هیچ علتی برا ماندن در اینجا وجود ندارد، هیچ سرمایه گذاری نباید در اینجا صورت گیرد. مثلا فردی با معضلات زیاد می رود برای خود خودرو تهیه میکند، این ماشین زیر آوار له می شود! آیا چنانچه افرادی که با دو شیفت فعالیت کردن خانه کوچولوای تهیه میکنند بدانند منزلشان نابود میشود باز این کار را می کنند؟ من شک دارم.

تهران پس از زلزله به چه صورت می شود؟

من وقتی چشمانم را می بندم چنین تصویری را تجسم می کنم؛ بیشتر ساختمان ها ریخته اند، شهر پر است از اشخاص کشته شده و جراحتی ها، آتش سوزی شهر را فراگرفته، این آتش سوزی در حال سوزاندن بقیه شهر است، نه سیستم آبی وجود دارند نه سیستم الکترونیکی، نه سیستم انتقال و ... چنانچه زلزله در تهران رخ بدهد تا چندین روز بعد هم نمی شود به اشخاص دسترسی پیدا کرد. خوش به حال کسانی که در شوک اول زلزله نابود میشوند چون از آنجایی که در همان لحظه اصلا امکان امداد رسانی وجود ندارد، بقیه با سوگ از دنیا می روند.

16 میلیون جمعیت را نمی شود مدیریت کرد، بعضی ذکر میکنند ژاپنی ها، آنها هم قادر نیستند این کار را انجام داد. در زلزله کوبه خود کشور ژاپن به شکل کامل فلج شد. برای نجات دادن تهران یک فکری وجود دارد و آن این است که پایتخت اداری از تهران طلاق گیرد، در دولت قبل در این رابطه یک تجربه ناخوشآیند داریم؛ تشویقی گذاردند تا اشخاص به شهر خود بروند ولی ناموفق بود. وقتی در جامعه ای می باشیم که همه سرمایه گذاری آن در تهران است چه کاری می شود انجام داد؟ کسی که بیاید تهران دیگر قادر نیست برود. وقتی چنین مسئله ای وجود دارد باید آن را پس نزنیم و تبعاتش را هم پرداخت کنیم.

یعنی باید به سادگی وارد بحران شویم؟

دیگر نمی توان که معجزه انجام داد، بعضی مواقع کار از این حرف ها گذشته است. ما می دانیم روی یک فنر نشسته ایم که هر لحظه می تواند به شدت تکان بخورد، ساخت و ساز های خود هم که می دانیم به چه صورت است، پس وقتی زلزله بیاید سیستم آب و گاز شهر نابود میشود و آن زمان برای یک بطری آب آدم ها یک دیگر را می کشند. باید فرهنگ خود درمقابل بعضی مسائل عوض کنیم، بعضی ذکر میکنند ریسک خطرات اینجا را پذیرا هستند، خب بپذیرند. معجزه که نمی شود کرد؛ زلزله بیاید انهدام می شود.

عکس شماره 6 ⇩
عکس گسل ها فرقی  ندارد، بزرگ ترین  فاجعه ۳قرن  اخیر در زلزله  تهران رخ می دهد

به هرحال تا مردمان نخواهند نمی توان هیچکاری برای کوچک کردن شهر انجام داد.

نه غلط نشود می توانیم دستگاه های انگیزشی بوجود آورد، می شود کارخانه ها را به خارج از شهر برد. به چه دلیل کارخونه ایران خودرو باید در تهران باشد؟ به چه دلیل سایپا باید در تهران باشد؟ چنانچه همین دو بروند 1 میلیون نفر از جمعیت تهران کم می شود. به چه دلیل دانشگاه ها باید درون تهران باشد؟ چنانچه همین ها بروند بالای 3 میلیون نفر از جمعیت کم می شود. حتی چنانچه بیمارستان های مهم و بزرگ را به شهرهای دیگر ببریم بسیاری که وابستگی مستقیم به دکتر ویژه ای دارند از شهر می روند. می شود جمعیت را کم کرد، ولی باید درست عمل کرد. چنانچه کسی شهر را پیشرفته بکند، شاهراه های آن را دو طبقه کند در هر کوچه ای مرکز تهیه کردی بسازد، غذاخوری بسازد و ... انهدام رخ می دهد.

دولت قبل که کار ویژه ای انجام نداده. با خروج کارمندها که اتفاقی نمی افتد. مگه کارمند وزارت منزلها چندین نفر هستند؟ تهران را سرشاراز امکانات کرده ایم؛ خوب ترین نواحی پزشکی، خوب ترین کلکسیون های سرگرمی ای، خوب ترین منزلها و روزانه هم داریم آن را گسترش می دهیم. ثمره این کار ها مشخص است و اعجازی هم نمی توان کرد. شهر باید کوچک شود، این حرف را از بزرگترین تا کوچکترین مقام کشور باید بدانند، از امروز باید به مردمان نقل بکنند و بفهمانند این شهر جای سرمایه گذاری نیست، تا سرمایه خود را از اینجا خارج کنند. فی الواقع کسی که در این شهر غذاخوری می سازد، درکی از کار خود ندارد، دولت باید با مباحث علمی در رادیو و تلویزیون این بحث را به او اطلاع دهد که احتمال دارد داراییش از بین رود.

ولی کسی این حرف ها را مهم نشماریده.

هیچ کسی این را نمی داند چون ما مردمان را اموزش نداده ایم و از طرف دیگر به مستحکم سازی هم کمکی نکردیم.

درباره مستحکم سازی الان باید چه کارهایی به انجام رسانیم؟

دولت الان باید نقشه آسیب پذیری همه ساختمان ها را در بیاورد، من نمونه این کار را برای یاسوج کردم. الان نقشه ای در رایانه ام دارم که نواحی آسیب پذیر یاسوج در آن وجود دارد، در آن مشخص شده چنانچه اتفاقی رخ دهد کجا باید اسکان موقت انجام بشود، می دانم قبرستان آنجا کجا باید باشد و ... این نقشه را هم از آنجا که سرپرست سازمان مسکن آنجا شاگرد من بود به پیشنهاد او و به صورت افتخاری انجام شد. فرض کنید سناریویی که نقل کردم در تهران رخ داد، کجا می خواهیم مردمان را اسکان قرضم؟ در سوله های مدیریت بحران که در آن برنامه خندوانه اجرا می شود؟

عکس شماره 7 ⇩
عکس گسل ها فرقی  ندارد، بزرگ ترین  فاجعه ۳قرن  اخیر در زلزله  تهران رخ می دهد

ستادهای معینی که داریم به چه صورت می توانند عمل کنند؟

مثلا چنانچه کسی پس از زلزله از شهر کرج بصورت ریلی بخواهد بیاید تمام ریل ها در اثر زلزله کج شده است، در همان لحظه لوله سد بیلقان ترکیده و اتوبان را برطرف کرده است تازه چنانچه به سد زیانی نرسیده باشد.

چنانچه به سد آسیب برسد که تمام غرب تهران شسته می شود، این چه ستاد معینی خواهد شد؟

ذکر میکنند نظرآباد یکی از مناطقی است که برای اسکان انتخاب شده در حالیکه تحقیقات نمایان کرده در زلزله مردمان از کنار تعلقاتشان فاصله نمیگیرند، زلزله های گذشته نمایان کرده، مردمان برای یک عکس خانوادگی، از ساختمان لطمه خورده، خارج نمیشوند. اصلا ما روی هوا می باشیم، ما در تهران روی هوا میزییم. هیچ برنامه معلومی نداریم، هیچ فعالیت صحیحی به انجام نرسانده ایم، تازه این حرف ها را هم که ذکر میکنیم از ما نقد می کنند.

البته بسیاری باور می دارند نباید مردمان را درباره عواقب زلزله تهران ترساند.

تحقیقات زلزله نمایان کرده که مرحله ای است که نباید مردمان را ترساند، آن مرحله وقتی است که از قبل برنامه ریزی کرده ایم، همه تمهیدات ضروری را به انجام رسانده ایم ولی در تمام مکتوبات دنیا ذکر میکنند در فاز دیگری که شهر بحرانی است باید اخطار قرضم، باید مردمان را آگاه کنیم. این چیزی نیست که من می گویم، این همه مکتوب است و تجربه های دنیا است. همه چیز وجود می دارد ولی نمی خواهیم دقت داریم.

به عقیده شما به چه دلیل نمی خواهیم به چنین مسئله ای دقت داریم؟

چون تهران مبدل شده است به یک منبع مالی ، تهران را نباید گسترش داد، گسترش تهران بلا است. ما باید امروز به این ثمره برسیم که تهران نباید گسترش یابد.

این را که همه می دانیم ولی به چه دلیل هیچکدام از شهردارهایی که داشته ایم تاحالا کاری به انجام نرسانده اند؟

ما یک بدی داریم؛ وقتی در پستی می باشیم می خواهیم از آن محافظت کنیم و دیگر اصل قضیه را از یاد میبریم. فرض کنید من شهردار تهران باشم نخستین کاری که به انجام میرسانم در صدا و سیما می نشینم و به مردمان واقعیت را می گویم. چون بحث، بحث منافع حذبی من نیست بلکه بحث مردمان است. در تلویزیون به مردمان می گویم تهران را کوچک کنید و به شهرهایتان بروید. از دولت هم میخوام که کارخانه ها، دانشگاه ها و ... را از تهران خارج کنند. بعد دیگر اصلا اجازه ای نمی دهم تا مرکز تهیه کردی ساخته شود.

آیا اصلا شما موافق این هستید که پایتخت اداری از تهران بیرون رود؟

به عقیده من این که دولتمردان فکر می کنند با بردن پایتخت به بیرون از شهر اتفاقی رخ می دهد صحیح نیست، چون کل سیستم اداری و سیستم دولت حدود 4 میلیون نفر است و چنانچه این اشخاص از شهر بیرون روند مشکل دیگری بوجود آورده میشود؛ آنها خانه خود را در تهران نگه می دارند و فقط تردد می کنند. درخلال چنانچه بخواهیم پایتخت را بشعاع 300 کیلو متری تهران ببریم، همه آنها مناطقی لرزه خیز هستند تحت اثر قرار می گیرند. یعنی این که ذکر میکنند سمنان می تواند پایتخت شود غلط است. تنها پهنه ای که از لحاظ تاریخی تاحالا در آن زلزله های کمی داشتیم اصفهان است، آن هم نزدیک شهرکرد است که همیشه در آن زلزله می آید. یعنی چنانچه در اصفهان زلزله ای نداشتیم به این معنا نیست که آنجا ناحیه لرزه خیزی نیست بلکه به این معنا است که مانند کوبه کشور ژاپن امکان می دارد به شکل ناگهانی در آن زلزله بیاید.

در ایران ما دو راسته لرزه خیر داریم؛ البرز و زاگرس، هر شهرنشین که نزدیک آن است باید چشم انتظار زلزله باشد. تاریخ هم این را نمایان کرده است، زلزله های البرز با فاصله وقتی بیشتر و ریشترهای بالاتر رخ می دهد، در زاگرس زیاد زلزله می آید ولی زلزله هایش ریشترهای پایین تری دارند. پس ثمره تغییر پایتخت اداری این است که فقط بودجه کشور نابود میشود و فقط مدیران و مردمان بین این دو شهر می روند و می آیند. ثمره گیری مهم این است که باید از بالا دستورات جبری داده شود و به زور جمعیت و جذابیت این شهر کاهش داده شود. الان در سمت فشم و پایه های دماوند میلیاردها مخارج شده چنانچه زلزله بیاید تمام این ها از بین میرود.

نه این که من پسندم زلزله بیاید، انشاالله زلزله نیاید چون چنانچه این اتفاق رخ بدهد تمام ما که در تهران میزییم تبعات آن را به شکل مستقیم یا غیرمستقیم پس می دهیم؛ هر کسی یا جان خودش را از دست می دهد یا جان یکی از نزدیکانش را.

عکس شماره 8 ⇩
عکس گسل ها فرقی  ندارد، بزرگ ترین  فاجعه ۳قرن  اخیر در زلزله  تهران رخ می دهد

بر پایه محاسباتی که انجام داده بودید، زلزله تهران انتظار چندین میلیون کشته و جراحتی دارید؟

در سناریو شب با فرض 10 میلیون جمعیت شب خواب ما 4.5 میلیون کشته و 1.5 میلین جراحتی خواهیم داشت، حال که جمعیت 16 میلیون با جوانب شهر است، این مقدار ازدیاد مییابد. پس این همه مخارج، این همه تاسیسات برای رسیدن به چیست؟ داریم به دنبال چه می گردیم؟ صدا و سیما باید مردمان را آگاه کند و شهرداری و شورای شهر باید نابود بشوند. من از مردمان خواهش می کنم دفعه بعد که می خواهند رای بدهند به انسان هایی که نگاه هایی دارند رای بدهند، به دلیل قیافه، هیکل، ریش و کت و شلوار اشخاص به آنها رای ندهند. چنانچه هم امروز شهرداری مسدود نمی شود باید برنامه اش را عوض کند، رژیم برخورد شهرداری باید کاملا متحول شود. یعنی ساختار آن باید بهم بریزد و ساختار سنجیده تری برای آن تمجید شود.

من نمی خواهم وظیفه بوجود آورم، اندیشم رهبر معظم انقلاب اسلامی باید تحقیقات را در این رابطه بخواهند و این بحث را به پایان رسانند. باید یک نفر که توانایی شگفت انگیزی دارد بر آن شوی ها را به انجام رساند و به این ثمره برسیم که دیگر تهران نمی شود. یا باید این کار ها را انجام داد و یا باید بیخیال شد و پس نزد که در آینده دیگر تهرانی وجود ندارد. باید بتون آماده داشته باشیم که کل تهران را مدفون کنیم، ژاپنی ها در مطالعتشان گفته بودند 3 دستگاه آدم سوز به تهران بیاوریم که آدم ها را در آن بسوزانیم. بدون توجه به وجه شرعی حاکم! امیدوارم تمام صحبتهای امروز من، تمام محاسباتم و تمام تحقیقات 30 سال گذشته من غلط باشد ولی آنچه امروز علم موجود در سطح جهان نقل میکند این است که تهران شرایط خوبی برای زلزله ندارد.

الان نسبت به کشورهای دیگر شرایط زلزله خیزی کشور ما به چه صورت است؟

فوق العاده وحشتناک .

مییاندیشید آتشفشان دماوند اوضاع را بدتر هم بکند؟

منشا 5 درصد زلزله های دنیا آتشفشان ها هستند، چنانچه دماوند فعال بشود می تواند گسل ها را فعال کند و زلزله بوجود آورد. اما درباره ویدئوهایی که اخیراً از آن انتشار شده، این اتفاق ها برای هر آتشفشانی می تواند رخ بدهد من در نیوزلند نگاه کردم که از زمین دوده بیرون می آمد پس این به این معنا نیست که دماوند فعال شده است. البته به هر حال دماوند پتانسیل این را دارد که روزی فعال شود.

عکسها: عارف طاهرکناره

47237

*********************

نگارنده : شكوفه ک.

اجتماعی در بخش اخبار سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

وصال دولت بيدار ترسمت ندهند ««« »»» که خفته‌ای تو در آغوش بخت خواب زده



گسل ها تفاوتی ندارد، بزرگ ترین تراژدی ۳قرن اخیر در زلزله شهر تهران رخ می دهد (8 عکس)


TT / 1127 --- TP / 19%



گردآوری شده توسط : شكوفه ک.
تاریخ گردآوری : 2017-03-26
در دسته بندی : فرقی
برچسب ها : فاجعه , زلزله , اخیر , تِهرانِ
مطالب مرتبط

نظرات

لطفا نظرات خود را در مورد فیلم و مطلب بالا بنویسید :