خواننده لس آنجلسی از همسر اولش گفت!


اسم همسر اول من شادی بوده است. بعد که فوت کرد همه به خاطر آهنگ شهلا گفتند اسم همسر حبیب شهلا بوده! آن آهنگ هم در آن دوران خیلی گرفت. اما آهنگ و ترانه برای فرد دیگری بود که من آن را خواندم.

گفتگو با حبیب محبیان

از همسرش که می‌گفت بغض به گلویش نشست و نتوانست حرف‌هایش را ادامه دهد. وقار، آرامش و متانت نمی‌گذاشت صدایش بالا برود؛ آن هم کسی که به قول خودش اوج صدایش دست‌نیافتنی است. اینها شرح‌حال حبیب محبیان ،خواننده مشهور ایرانی هنگام گفت‌وگو با ماست. بعد از آن هجرت طولانی مدت به آن سوی آب‌ها، 6 سالی است که به ایران برگشته و همراه همسر در یک باغ بزرگ در روستاهای اطراف رامسر زندگی می‌کند. بی‌خبر از همه چیزهایی که بیرون از آن اتفاق می افتد.

خبری هم بود با این عنوان که بعد از مدت‌ها بی‌خبری مشکلاتی برای آقای حبیب در ماسوله پیش آمده است.

کل آن ماجرا سوء تفاهم بود. اصلا بحث چیز دیگری بود. عده‌ای می‌خواستند از طریق من سایت‌شان پرطرفدار شود تا تبلیغ خودشان را بکنند که من اجازه این کار را ندادم. گفتم حاضرم به همه سربازان پاسگاه امضا بدهم اما با شما عکس نمی‌گیرم. آخر شب هم رفتم خانه.

از بین کارهایی که خواندید کدام بهترین است؟

مرد تنهای شب از همه بیشتر گل کرد.

خودتان کدام آهنگ تان را بیشتر دوست دارید.

آهنگ بانوی شرقی را که برای همسرم خواندم خیلی دوست دارم. من اصولا برای هر مشکلی که برایم پیش می‌آید، آهنگ می‌خوانم. . . در حال حاضر هم آهنگی ساخته‌ام برای همسرم که خواندن شعر آن برای من خوب نیست چون کلماتی مانند دوست دارم، فدات بشم در آن هست و بعد این را دادم کسی بخواند. متاسفانه خودم نمی‌توانم بخوانم. به همسرم گفتم آهنگی را که شعرش را خودم گفته‌ام می‌خواهم به کسی بدهم که بخواند و همسرم در جواب گفت تو مرا اذیت می‌کنی بعد برایم آهنگ هم می‌خوانی!؟(خنده)

ماجرای آهنگ شهلا چه بود؟

اسم همسر اول من شادی بوده است. بعد که فوت کرد همه به خاطر آهنگ شهلا گفتند اسم همسر حبیب شهلا بوده! آن آهنگ هم در آن دوران خیلی گرفت. اما آهنگ و ترانه برای فرد دیگری بود که من آن را خواندم.

و آهنگ همه دوران‌ها آهنگ مادر که پس از بازگشت به ایران دوباره آن را خواندید و ویدئویش را ساختید؟

آن زمان خیلی هم معروف نبودم که آهنگ «مادر» را خواندم. یادم هست روی صحنه کنسرت بودم و همه جا تاریک بود و کسی از فوت مادرم خبر نداشت. بدون هیچ مقدمه‌ای گریه کردم و آهنگ را زدم و خواندم. مادر بی تو تنها و غریبم. . . این ترانه در حقیقت حال و روز خودم و احساس واقعی‌ام بود.

نظر شما در رابطه با موسیقی داخلی کشور چیست؟

اوضاع موسیقی داخل کشور خیلی خوب نیست حتی کسانی که آواز هم می‌خوانند شعر مولانا را روی ملودی خراب می‌کنند. من 40سال تجربه دارم. باید در رشته خودشان کسی آنها را راهنمایی کند؛ مثل استاد شجریان و استاد شهرام ناظری.

موسیقی پاپ چطور؟

اصلا حرفی از موسیقی پاپ نزنید. من اصلا موزیک گوش نمی‌کنم. ماشینی که از شمال من را به تهران می‌آورد اصلا نباید در جاده بایستد و اصلا نباید موزیک گوش کند! البته این را هم بگویم آهنگ اصفهانی را شنیده‌ام چون آن طرف آب در تلویزیون پخش می‌شد.

یعنی حتی تا به حال صدای خواجه‌امیری را نشنیده‌اید؟

من تا به حال آهنگ هیچ خواننده‌ای را کامل گوش نکرده‌ام. حتی آهنگ خودم را. زمانی آهنگ خودم را گوش می‌کنم که در حال میکس است. بعدش هم که ضبط شد اصلا گوش نمی‌کنم. دیگر مغزم را به آن نمی‌دهم. می‌خواهم مغزم آزاد باشد تا برای آهنگ بعدی فکر کنم. من با دنیا کاری ندارم. وظیفه‌ام را انجام داده‌ام. من چرا آهنگ گوش کنم وقتی خودم بهترین‌ها را انجام داده‌ام. یک شعر هشت‌سیلابی می‌گویم؛ در 6 تا8 خط. سپس20 نفر از بهترین‌های ایران و خارج از ایران را بیاورید؛ آنها نمی‌توانند کاری که من می‌کنم انجام دهند.

یعنی بقیه خلاق نیستند؟

همه آهنگسازها مثلا سی‌دی‌ها ترکی استانبولی همراهشان است. من دیدم. از هر کدام از این سی‌دی‌ها انتخاب و ملودی می‌سازند، در صورتی که یک کیبورد پلیر آهنگساز نمی‌شود. آهنگ ساختن باید در خون کسی باشد. فرهاد، فریدون فرخی، پازوکی، مازیار و. . . آهنگ‌های‌شان را خود می‌ساختند. در فیلمی به نام سنتوری، به نظرم چاووشی شعر و ملودی‌های خوبی انتخاب کرده بود. . . و شعر و ملودی‌هایی که چاووشی انتخاب می‌کند در ایران بهترین است.

در زمان شما چه کسی این خلاقیت را داشت و تکراری نباشد؟

یک سری چیزها تکرار نخواهد شد. مثل فرهاد. فردی هنرمند است که بتواند چیزی را خلق بکند تا اسمش را ماندگار کند. فرهاد یک اثر را خلق می‌کرد.

از مرتضی پاشایی هم آهنگی شنیده‌اید؟

بعد از فوت مرتضی پاشایی آهنگ‌هایش را گوش دادم و بعد فهمیدم که چقدر با احساس می‌خواند. او شعرهای قشنگ و احساسی را انتخاب می‌کرده. اما من ذهنم را با این آهنگ‌ها پر نمی‌کنم و تا آخر گوش نمی‌کنم. مثل این است که سر سفره چند مدل غذا باشد و بخواهیم از همه نوع بخوریم. مغز هم مثل شکم است از هر چیزی نمی‌توان پر کرد.

چرا کارهای پیشکسوتان آن ور آب این قدر افت کرده؟

نباید شعر و آهنگ اینجا ضبط شود و برای خواننده‌های مطرح آن طرف فرستاده شود. کیفیت کارهای آن طرف هم پایین آمده. اشتباه است که خواننده‌ها با چنین کارهایی خودشان را زمین بزنند.

به شما پیشنهادی داده‌اند که آهنگی را برای‌تان بیاورند و بگویند حالا بخوان؟

بله، چنین پیشنهادهایی زیاد بوده است. اما به‌شان گفته‌ام این شعر و آهنگ مناسب بچه‌های 20 ساله است، نه من! من که نمی‌توانم با خواندن اشعار مولانا و. . . یک دفعه آنقدر موضعم را عوض کنم. مسلما زمین می‌خورم.

در حال حاضر وقتی با کسی کار نمی‌کنید چطور ترانه و موسیقی پیدا می‌کنید؟

چون ترانه‌سرایی را اینجا نمی‌شناختم به سمت مولانا کشیده شدم. راک را روی مولانا ضبط می‌کنم. راک روی مولانا یعنی حرف آخر و بسیار قشنگ است. 7 کار از مولانا ضبط کرده‌ام. . . موسیقی کارها همیشه با خودم بوده است.

این 7 آهنگ هم از همان مجموعه سی‌تایی است؟

بله از همان‌هاست. از 30 آهنگی که ضبط کرده‌ام هیچ یک از ترانه‌سراها اینجا نیستند. من اینجا کسی را نمی‌شناسم. شعرها برای مولانا و نگین فرهمند است که برای محمد هم شعر می‌گفت. اگر جایی از یک شعر را بخواهم به ترانه‌سرا می‌گویم تا سیلاب‌ها را تغییر دهد. ترانه‌سرایی با شاعری فرق می‌کند. یک شاعر نمی‌تواند ترانه‌سرا باشد. برعکس هم نمی‌شود. ترانه‌سرایی که با موسیقی آشنا باشد می‌داند که یک آهنگساز چه می‌خواهد.

راستی محمد پسرتان چه می‌کند؟

دانشجوی طب سنتی است و در آمریکا درس می‌خواند. با ما به ایران آمد اما چون جایی نمی‌توانست برود و از خانه بیرون بیاید برای تحصیل از ایران رفت. محمد بنا نبود خواننده شود. بعضی‌ها فکر می‌کنند چون من پدر محمد هستم او به اینجا رسیده؛ در صورتی که محمد پسر بسیار باسوادی است؛ به خصوص در زمینه اسلام شناسی. محمد یک زمانی در یک مسجد در لس‌آنجلس اذان می‌گفت. قاری قرآن هم هست. . . محمد یک بار گفت بابا اگر بخواهید یک آهنگ ضبط کنید چقدر هزینه دارد؟

گفتم: 80،70 دلار. خندید و گفت پس ضبط کنیم. گفتم باشه فقط به مادرت نگو. شعر آهنگ جوانی را خودم گفتم و ضبط شد. البته بعضی‌ها بالای یک میلیون دلار خرج می کنند اما اتفاقی هم نمی‌افتد. هیچ چیز را نباید به زور از خدا بخواهید. محمد نمی‌خواست خواننده شود؛ من هم نمی‌خواستم. فقط قبول کردم آهنگ را ضبط کنم که خوشحال شود. آهنگ پخش شد و بسیار گرفت. الان هم دارد طب سوزنی می‌خواند. بعد از آمدن من به ایران او هم خوانندگی را کنار گذاشت. محمد بسیار پاک است.

دل‌تان برایش تنگ نمی‌شود؟

چرا. اتفاقا برای ختم علی طباطبایی که رفته بودم مدام به فکرش بودم. پدر علی وقتی بغلم کرد جوری گریه می‌کرد که من هم به گریه افتادم. من هم پسرم دور است و دلم خیلی شکست.

کسب درآمد و گذران زندگی شما در ایران چگونه است؟

همراه با مشکلات مختلف. خانه‌ای در تبریز داریم که گذاشته‌ایم برای فروش. متاسفانه همسرم به خاطر من یک زمین را فروخت. خدا را شکر فعلا می‌توانیم سر پا بایستیم. هر وقت بخواهم کنسرت برگزار می‌کنم. پیشنهاد خیلی خوبی از خارج کشور داشتم. اگر آن طرف آب بودم الان 7،8 کنسرت می‌رفتم. آنجا اگر یک آهنگی گل کند خواننده پیشنهاد چندین کنسرت پشت سر هم خواهد داشت! اما من خواستم ایران بمانم. به خاطر خانواده‌ام. پول چرک کف دست است.

همه این توجه‌ها باعث می‌شود از مسیر و سبک خود دور شوید و به سمت کارهای بازاری بروید؟

این را که می‌گویم شاید بعضی‌ها ناراحت شوند اما من برای مردم زندگی نمی‌کنم. من افتخار می‌کنم به خانواده سه نفره خودم. اگر صدها انسان خوب در این دنیا باشد قطعا همسرم و محمد جزو آن انسان‌ها هستند. کسی که دروغ بگوید، خیانت کند، مواد مخدر مصرف کند یا حتی سیگار بکشد باید از من فاصله بگیرد. من یک هنرمندم. خیلی سختگیر هستم. من مرد تنهای شبم و کسی نمی‌تواند خیلی با من صمیمی شود. بچه شمرون هستم. اگر کسی حتی یک‌دهم من سالم باشد می‌توانم با او بسازم. تنهایی را ترجیح می‌دهم.

یکی از پیشکسوت‌های موسیقی ما دارد یک جایی زندگی می‌کند و باید دنبال فرصتی باشد تا با مردم ارتباط برقرار کند اما هر چه با شما گپ زدیم مدام می‌گویید من تنهایی را ترجیح می‌دهم. . .

حبیب همه چیز را دلی انجام می‌دهد. برای خودش، همسرش، پسرش و وطن‌اش خوانده است. یک شخصی عکسی را در تلفن همراه به من نشان داد که متعلق به دختری بود که ابرو و مژه‌هایش ریخته بود. بسیار تکان خوردم. به همسرم گفتم عکس دختربچه 7،6 ساله‌‌ای را دیده‌ام که سرطان گرفته. بعدش هم رفتم بیمارستان سرطانی‌ها و از آنها بازدید کردم. گریه‌ام گرفت.

سپس با فامیل همسرم در آمریکا تماس گرفتم و چون می‌دانستم او هم یک دختر دارد، شروع به خواندن کردم: الهی قربونت برم، نازگل من و. . . گفتم یک ترانه با این مضمون می‌خواهم و او خیلی زود ترانه را گفت و من هم آهنگ را ساختم و ویدئویش را گرفتیم و خیلی زود پخش شد. الان آن دختر فوت شده. مادرش می‌گفت با شنیدن این آهنگ کلی حالش خوب شد. چیزهایی که حبیب می‌سازد جز حقیقت چیزی نیست. . .

در این حالت همکاری شما با اسپانسرها هم مشکل می‌شود؟

مهم نیست. من به هر قیمتی کار نمی‌کنم. من در زندگی زیر بار هیچ زوری نرفتم و با کسی کنار نیامدم، خودم هستم و خودم. با هیچ گروهی هم همکاری نداشته و نخواهم داشت. معتقدم اگر قرار است پولی در بیاورید باید انسان‌های دیگری هم بتوانند از این سفره بهره‌ای ببرند. خیلی‌ها در این شش سالی که ایران هستم خواستند از کنار من به پول برسند. خیلی‌ها نامه زدند اما من قبول نکردم. اگر بناست به کسی باج بدهید که کارتان درست شود، نشود بهتر است. اگر قرار است کاری درست شود، می‌شود؛ اگر هم نه هر کاری بکنید باز هم نمی‌شود.

زمان برگشتن شما یک سری شایعات در مورد دوستی شما با آقای مشایی بود. دیداری با ایشان داشتید؟

دیدار کوتاهی با ایشان در دفترشان داشتم. دوستی که یک نزدیکی به دولت وقت داشت نامه‌ای تنظیم کرد و پیش آقای احمدی‌نژاد برد. بلافاصله آقای احمدی‌نژاد امضا کردند و به ارشاد رسید، سه روزه مجوز گرفتم تا بتوانم آلبوم ضبط کنم تا اینکه یک شخصی که مایل به سرمایه‌گذاری بود من را برد پیش آقای مشایی. به چه دلیل نمی‌دانم؟ آقای مشایی خواستند من را ببینند. گفتند اینجا وطن شماست اگر برگردید خوشحال می‌شویم. برخوردشان خیلی خوب بود. وقتی فهمیدند تا سال 62 ایران بودم برای‌شان جالب بود.

شرایط مالی باعث می‌شود از ایران بروید؟

من هیچ وقت زنم را تنها نمی‌گذارم. بخواهم می‌توانم پول دربیاورم. پیشنهادهای مختلف زیاد دارم. اما من یک هنرمندم و کاری را انجام می‌دهم که اسمم را جاودانه کند؛ نه اینکه هر کسی از هر راهی خواست پول در بیاورد، این کار را انجام دهد.

امکان دارد خوانندگان دیگری به ایران باز گردند؟

امکان ندارد. کسی که بخواهد بازگردد باید 3،2 سال صبر کند و در جامعه نباشد و ویدیوهایش پخش نشود. من توصیه می کنم اگر می توانند بیایند. 3،2 سال در جامعه ظاهر نشوند و اگر تحمل دارد برگردند. هیچ خواننده لس آنجلسی نمی‌تواند برگردد. خبرهایی که می‌شنوید کذب است. آنجا همه چیز در دسترس است. آن‌ها زن و بچه‌هایشان آنجاست.

الان بزرگ‌ترین آرزوی‌ تان در زندگی چیست؟

کسی که بخواهد بازگردد باید 3،2 سال صبر کند و در جامعه نباشد و ویدیوهایش پخش نشود. من توصیه می کنم اگر می توانند بیایند. 3،2 سال در جامعه ظاهر نشوند و اگر تحمل دارد برگردند. هیچ خواننده لس آنجلسی نمی‌تواند برگردد. خبرهایی که می‌شنوید کذب است. آنجا همه چیز در دسترس است. آن‌ها زن و بچه‌هایشان آنجاست.







-- براى بالا بردن کيفيت سايت سرزه لطفا نظرات سازنده خود را در انتهاى صفحه براى ما بفرستيد --

نگارش : شايسته د.

موسیقی در بخش فرهنگی و هنری سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

دو نصيحت کنمت بشنو و صد گنج ببر ««« »»» از در عيش درآ و به ره عيب مپوی



گردآوری شده توسط : شايسته د.
تاریخ گردآوری : 2015-12-12
در دسته بندی : آنجلسی
برچسب ها : اولش
مطالب مرتبط

نظرات

لطفا نظرات خود را در مورد فیلم و مطلب بالا بنویسید :