شهرام لاسمی: دلم برای قلقلی تنگ شده! (3 عکس)

مجله زندگی ایده آل – الناز دیمان: همه بچه‌های دهه 60 و 70 برنامه مفرح «بازی، شادی، تماشا» را با حضور قلقلی بامزه و آقای مجری به یاد دارند و همیشه سوال بچه‌های این دهه این بود که آیا قلقلی که همیشه لبخند به لب دارد و با شیطنت‌های کودکانه‌اش باعث خنده‌شان می‌شود، حرف هم می‌زند؟

شهرام لاسمی سال‌ها با کاراکتر دوست‌داشتنی قلقلی ‌مهمان خانه‌های مردم و گرمی‌بخش محافل کودکانه بود اما این بازیگر محجوب تلویزیون چند سالی است دیگر در برنامه‌های کودک فعالیت نمی‌کند و بیکاری و خانه‌نشینی مشکلات زیادی را  برایش به وجود آورده است.  شایعه فوت این بازیگر قدیمی و حواشی آن بهانه‌ای شد تا جویای حال او شده و از کاراکتر به‌یادماندنی قلقلی یادی کنیم.

خبر فوتم را در یک ‌مهمانی شنیدم

شبی که شایعه فوتم در رسانه‌ها پخش شد به اتفاق خانواده در منزل یکی از بستگان ‌مهمان بودیم. مرتب موبایلم زنگ می‌خورد و دوستان و فامیل و حتی همکاران سابقم در سازمان جویای حالم می‌شدند. برخی حتی با تعجب مدام می‌پرسیدند: «حالت خوب است؟!» (می‌خندد) بعد از چند تماس به این فکر افتادم که چه اتفاقی افتاده؟ چرا همه ناگهان به یاد من افتاده‌اند و از حالم خبر می‌گیرند؟

عکس شماره 1 ⇩
عکس شهرام لاسمی: دلم برای قلقلی تنگ شده!

به‌خاطر همین از نفرات بعدی که زنگ می‌زدند با اصرار ‌پرسیدم چه اتفاقی افتاده و اگر چیزی شده لطفا به من هم بگویید تا اینکه در نهایت یکی از دوستانم گفت که خبر درگذشتم در فضای مجازی پخش شده است. از او خواستم این خبر را برای من هم بفرستد و با تعجب لینک خبر را تماشا کردم و خلاصه تا همین امروز هم من جواب تلفن‌هایی را می‌دهم که تماس می‌گیرند و جویای حالم می‌شوند.

شرمنده محبت‌های مردم هستم

من شرمنده محبت‌های مردم هستم. مردم ما واقعا هنرمندان را دوست دارند. من نمی‌دانم چرا و با چه انگیزه‌ای کسی این کار را انجام داده؟ چرا باید دست روی حساسیت‌های مردم بگذاریم و موجب اذیت آنها شویم؟ دیروز در فرودگاه خانمی مرا دید و گفت من وقتی خبر فوت شما را شنیدم به یاد کودکی‌هایم افتادم و خیلی گریه کردم و از اینکه شما سالم هستید، خوشحالم.

ما هنرمندان هم به امنیت شغلی نیاز داریم

هنرمندان سرمایه‌های کشور هستند و من فکر می‌کنم مسئولان کشور و نه‌تنها مدیران سازمان صداوسیما باید این قشر از جامعه را ببینند، به آنها اهمیت دهند و برای‌شان امنیت شغلی فراهم کنند. ما هم مانند سایر اقشار و شغل‌ها نیاز به امنیت شغلی داریم. چرا باید مدت‌ها بیکار باشیم و با مشکلات اقتصادی روبه‌رو شویم و موقع زنده بودن‌مان کسی از ما سراغ نگیرد و به محض اینکه خبر مرگ یا شایعه فوت‌مان شنیده شود همه به یادمان بیفتند که چنین کسی هم وجود داشته!

برای پاس کردن چک کرایه خانه‌ام مجبور به تقاضای وام شدم

در این سه سال بیکاری دستم خالی بود باید هزینه‌های زندگی را هم تامین می‌کردم. دقیقا همان زمان که مردم زنگ می‌زدند و جویای حال من می‌شدند من در یک موسسه مالی و اعتباری حضور داشتم و برای تقاضای وام به کارمندان آن موسسه خواهش و تمنا می‌کردم چون باید چک برگشتی کرایه خانه‌ام را پاس می‌کردم و نیاز به پول داشتم ولی افرادی که در آن موسسه بودند با وام 15میلون تومانی من که قرار بود چندین و چند برابرش را پس بگیرند، موافقت نکردند و از مدارکم ایراد‌های بنی‌اسرائیلی گرفتند و سنگ‌اندازی کردند.

امیدوارم صداوسیما با تغییر مدیریت به روال سابق بازگردد

مدام مردم و به‌خصوص بچه‌های دهه 60 که حالا جوان و برخی دارای خانواده و فرزند شده‌اند از من می‌پرسند چرا در تلویزیون نیستی؟ من تا سه سال پیش هم در تلویزیون برنامه داشتم اما الان مدتی است صداو سیما با کسری بودجه مواجه است و شرایط‌شان طوری شده که گفتند برنامه را فقط با حضور اسپانسر تولید می‌کنیم.

عکس شماره 2 ⇩
عکس شهرام لاسمی: دلم برای قلقلی تنگ شده!

من به چند جا سر زدم و صحبت‌هایی شد و سازمان را در جریان گذاشتم اما اسپانسرهایی که معرفی کردم مورد قبول سازمان قرار نگرفتند و گفتند محصولات این شرکت‌ها در تبلیغات بازرگانی پخش می‌شود و ما نمی‌توانیم به عنوان اسپانسر آنها را بپذیریم. خوشحالم مدیریت سازمان صداوسیما کلا عوض شده است و آقای پورمحمدی که یکی از مدیران مدبر این سازمان بودند، مجددا بازگشته‌اند و امیدوارم سازمان هم به روال سابق بازگردد و حتی بهترشود.

قرار است سفیر دوستی کودکان ایران باشم

دو سال پیش روز جهانی کودک با کلی دردسر و با حداقل هزینه برنامه‌ای هفت قسمتی ساختیم به اسم «سفیر دوستی» که قرار بود در هفته جهانی کودک پخش شود. پخش این برنامه بعد از دو قسمت به دلایل نامعلوم متوقف شد در حالی که این برنامه یکی از بهترین بازخوردها را در رسانه‌ها داشت و نقد‌های خوبی بر آن نوشته شد. قرار بود پس از این برنامه‌ها من سفیر دوستی کودکان ایران معرفی شوم که متاسفانه تا الان این اتفاق نیفتاده اما هنوز امیدوارم سفیر دوستی کودکان ایران زمین شوم.

به‌زودی در دانشگاه تدریس خواهم کرد

به جز بازیگری شغل دیگری ندارم اما به‌تازگی از طرف یکی از دانشگاه‌های جامع علمی کاربردی از من دعوت به کار شده است و به امید خدا از بهمن‌ماه در یکی از این دانشگاه‌ها مشغول به تدریس در زمینه بازیگری و فن بیان خواهم شد. البته در حال حاضر هم جسته و گریخته در یک آموزشگاه بازیگری به کودکان و نوجوانان آموزش می‌دهم ولی کار کردن در فضای آکادمیک مطمئنا لذت بیشتری خواهد داشت.

دلم برای قلقلی تنگ شده

دل من هم مانند خیلی از بچه‌های دهه 60 و 70 برای قلقلی تنگ می‌شود مخصوصا اینکه وقتی در تلویزیون برنامه ندارم حس می‌کنم ارتباطم با مردم کمرنگ شده است و این موضوع اذیتم می‌کند. دوست دارم شرایطی پیش بیاید تا برای بچه‌های امروز هم برنامه اجرا کنم. خیلی از بچه‌ها امکان دسترسی به مهد کودک و کلاس‌های مختلف را ندارند و این برنامه‌ها در کنار سرگرم کردن‌شان جنبه‌های آموزشی در فضای مفرح را دارد که امیدوارم این امکان برایم مهیا شود و برای بچه‌های روزگار نو هم برنامه اجرا کنم.

امسال داماد‌دار شدم

دخترم، مهسای عزیزم امسال ازدواج کرد و من داماد‌دار شدم. دخترم به هنر و به‌خصوص سینما علاقه دارد و تحصیلاتش را هم در زمینه تدوین تا مقطع کارشناسی ادامه داد. دامادم هم لیسانس گرافیک دارد و در یکی از خبرگزاری‌ها مشغول به کار است.

عکس شماره 3 ⇩
عکس شهرام لاسمی: دلم برای قلقلی تنگ شده!

همکاری خوبم با آقای قناد ادامه پیدا نکرد

همکاری من با آقای قناد تا زمانی ادامه داشت که هنوز باکس‌های کاری ما از هم جدا نشده بود. ایشان بعد از سال‌ها همکاری از طرف سازمان به باکس کودک منتقل شدند و من در باکس مربوط به برنامه‌های خردسال ماندم و به این ترتیب همکاری خوب ما ادامه پیدا نکرد. در کشورهای دیگر به این شکل نیست که جای مجریان یا برنامه‌سازان عوض شود و از تجربیات آنها استفاده می‌شود اما در کشور ما از این خبر‌ها نیست (می‌خندد).

خانواده‌ام همه هنردوست هستند

همه خانواده‌ام به هنر و سینما علاقه دارند. دخترم در خانه کار تدوین می‌کند. دامادم در خبرگزاری کارهای گرافیکی و تدوین انجام می‌دهد.

پسرم مانی هنرجوی ترم دوم آموزشگاه بازیگری کودکان و نوجوانان است و در حال حاضر مشغول تمرین یک کار تئاتر است و همسرم هم دانشجوی کارشناسی گریم و چهره‌آرایی هستند و نمره‌های بالایی هم کسب می‌کنند. من مشوق همسرم برای ادامه تحصیل بودم و سعی می‌کنم به ایشان در زمینه تحصیل کمک کنم حتی کارهای خانه را هم موقع امتحانات‌شان و وقتی مشغول درس خواندن هستند، انجام می‌دهم (می‌خندد).

– با تشکر از انتخاب شما –

نگارش توسط : آذربانو خ.

درباره بازیگران و چهره ها در بخش فرهنگی و هنری سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز
««« »»»
که خيمه سايه ابر است و بزمگه لب کشت

با دیگران به اشتراک بگذارید

نظر دهید