تحول به معنای خروج حوزه از مسیر فقه و اصول نیست/ طرح «مدرسه الگو» اجرا می شود

تحول به معنای خروج حوزه از مسیر فقه و اصول نیست/ طرح «مدرسه الگو» اجرا می شود

حجت الاسلام والمسلمین غفوری، تحول در حوزه را با توجه به سرعت تحولات جهانی و اجتماعی لازم خواند و تصریح کرد: مقصود از تحول این نیست که حوزه از مسیر فقه و اصول بیرون رفته و روش اجتهاد تحول یابد، یا فقه جواهری کمرنگ شود.

حجت الاسلام و المسلمین حبیب الله غفوری، در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه» در تهران، با اشاره به ضرورت تحول در نظام تعلیمی حوزه، گفت: مقصود از تحول این نیست که حوزه از مسیر فقه و اصول بیرون رفته و روش اجتهاد تحول یابد، یا فقه جواهری کمرنگ شود. بلکه معنایش این است که ما همین محتوا را مثل ادبیات عرب، معانی اظهار، علوم عقلی و فقه و اصول، تحلیل قرآن مجید، فراگیری علم کلام و نظایر این ها که جزو ضروریات حوزه است را حفظ کنیم، ولی در عین حال بتوانیم با روش های بهتر، عمیق تر، دقیق تر و در وقت کمتر کار تربیت و تعلیم را در حوزه های علمیه به انجام رسانیم.

حاصل گفتگو با مدیر حوزه علمیه تهران در ادامه می آید:

* به عنوان سئوال اول، لطفاً درباره نقش «مدرسه الگو» که اخیراً نیز در اجلاسیه مدیران مدارس علمیه استان تهران به تشریح آن توجه کردید، توضیح دهید؟

ابتدا لازم است به این مورد پرداخته شود که اصل کار حوزه در مدارس صورت می گیرد، یعنی کار اصلی که همان تربیت فضلای متخلق، عالم، بامعنویت، متدیّن، و با بصیرت است؛ همه این ها باید در مدارس پیگیری و دنبال شود. در یک لغت «تربیت و تعلیم» کار اصلی و ذاتی مدارس علمیه می باشدو ستاد مرکز و ستادهای استانی در این راستا نقش پشتیبانی و نظارت را بر عهده دارند.

بنابراین اصل کار مدارس و موفقیت شان در عرصه های معنوی، اخلاقی، تهذیبی، علمی و تعلیمی که جزو رکن های تعلیم و تربیت می باشد، مبتنی بر محورهایی در مدارس است.

یکی از این محورها کار تربیتی است که خود مبتنی بر دو محور است. اولین محور؛ وجود یک شخصیت معنویِ متخلق است تا هم نقش استاد اخلاق و الگوی معنوی و هم نقش مشارو امین را برای طلاب ایفا کند و به نحوی طلبه ها با حضور این شخصیت، الگوی معنوی و طلبگی را از این طریق یابند و راه درستِ بندگی را شناسایی بکنند.

متاسفانه این اتفاق در مدارس کمتر مورد توجه واقع شد، در حالی که رویه حوزه قدیم اینشکلی عدم، به این صورت که با حضور یک شخصیت عالم و متّقی ابتدا آن محور اخلاقی معنوی شکل می گرفت و سپس اطراف آن محور شاگردانی جمع می شدند، و مدرسه ای شکل می گرفت، و شاگردان همین شخصیت علمی و معنوی را به عنوان الگوی طلبگی خود میبرگزیدند. و البته در غالب موارد همین محور اخلاقی و معنوی محور علمی هم بود. از این رو تأثیر رفتاری، عملی، و کلامی این شخصیت که محور علمی و معنوی طلاب بود، در بوجود آیی شخصیت آنان عمده ترین نقش را داشت.

دومین محور در بحث تربیت و تهذیب؛ نوع برنامه ها و محیط معنوی حاکم بر مدارس می باشد. کلکسیون برنامه های مدرسه باید به نحوی باشد که طلبه کاملاً احساس کند در یک محیط معنوی و ملکوتی تنفس می کند. مناجات سحر، تهجد، شب زنده داری، نماز جماعت اول وقت، مکالمه هایی با موضوع مباحث اخلاقی، توجه به قرآن مجید، دعا و توسل از جمله برنامه های معنوی است که اگه به اندازه و در وقت عالی خود صورت بگیرد، محیط مدرسه را ملکوتی و معنوی خواهد کرد. حتی برنامه های ورزشی، زیرا تندرست جسم زمینه ی تندرست روح انسان است. باید توجه داشت که برنامه های تهذیبی و مناجات به نحوی باشد تا هم جایگاه درس و کسب علم حفظ شود و هم معنویت بر کل محیط مدرسه سیطره داشته باشد.

البته محیط درسی مدرسه هم قادر هست در این راستا یعنی تهذیب و تربیت طلاب تاثیر داشته باشد، بدین شکل که اساتید سر کلاس و ابتدا یا انتهای درس، یک مورد، حدیث و یک تذکری را ولو به اندازه یک الی دو دقیقه به طلاب پیشنهاد کنند، چرا که این تذکرات کوتاه در ذهن طلبه باقی می ماند و تأثیر خود را قرار خواهد داد.

* پیشنهاد شما برای ارتقاء کیفیت علمی و پژوهشی طلاب کدام است؟

در بحث آموزش درسی، رکن آموزش استاد است. به واژه ای کسی که حرف اول و آخر را در مباحث علمی و تعلیمی می زند استاد است. البته نوشته درسی هم در روند موفقیت تعلیمی تاثیر می دارد. برخی متون درسی که هم اکنون تدریس می شود از گذشته در حوزه های علمیه بوده، و بعضاً متونی هم هستند که جدیداً تدوین و به نظام تعلیمی افزوده شده اند.

البته غالب متون درسی خوب و مفید بوده و تقریباً همه سرفصل های مورد نیاز از جمله بحث ادبیات عرب، معانی اظهار، علوم عقلی، اصول، فقه و مباحث اعتقادی و قرآنی و نظایر آن ها را شامل می شود. و بعضی از این متون که جدیداً تدوین شده اند در بر می داری تمارین مفید و کاربردی می باشند، و این آمادگیِ طلبه را برای آموزش بهبود می بخشد و مطالب در ذهن طلبه ماندگار شده و بهتر فهمیده می شود.

همچنین وجود استاد خوب و مجرب و به واژه ای استادی که عالم و فاضل بوده و متخلق، منظم، منضبط، دلسوز، بسیار صبور، پای کار در تدریس، و پاسخگوی طلبه در شرایط گوناگون باشد، قادر خواهد بود نوشته درسی را تبدیل به علم کرده و طلبه را از آن بهرمند کند.

* گاهی برخی اساتید تهران با وجود توانمندی های علمی و معنوی، به خاطر عدم تأمین نیازهای مادی حداقلی به ناچار از تدریس در حوزه علمیه منصرف شده و به نهادهای علمی مثل دانشگاه ها و دیگر مراکز و نهادهای دولتی رسانده میشوند. نظر شما در این باره کدام است؟

همانطور که نقل شد دو محور اصلی تربیت و تعلیم باید در مدارس علمیه مورد توجه قرار بگیرد و این هدف نیز مبتنی بر نیروی انسانی متخلّق، بامعنویت، فاضل، عالم و بابصیرت است.

حوزه های علمیه به دلایلی نسبت به تامین نیازهای مادی و معنوی اساتید دچار موانع بسیاری بوده است و اینکه حداقل های زندگی یک استاد را نگاه بکنیم و درک کنیم و سپس بتوانیم آن نیاز ها و حداقل ها را تأمین نماییم، این پیش نیامده است.

در شهری مثل تهران و با تورم بالا، معضلات زندگی مثل هزینه سنگین تأمین مسکن، جزو دغدغه های اصلی و معضل بزرگ یک خانوداه تهرانی من جمله اساتید حوزه است، در حالی که استاد حوزه نباید چنین نگرانی هایی را داشته باشد وگرنه به همین علتی که عرض شد ناچار است بلافاصله پس از تدریس، به امور دیگر نیز توجه بکند تا بتواند امرار معاش فرزندان، همسرش و سایر هزینه ها زندگی اش را تأمین کند.

لذا زمانی به این بُعد از مطلب پرداخته نشود ما در عرصه علمی و تعلیمی کامیاب نخواهیم بود. همچنین کادر اجرایی مدارس که شامل مدیر و معاونین می شود نیز دچار همین معضلات هستند.

شاید عده بسیار کمی از دست اندرکاران مدارس قدرت تأمین مخارجهای زندگی اساتید حوزه و کادر اجرایی مدرسه شان را داشته باشند، ولی اغلب مدارس اینشکلی نیستند و دست اندرکاران مدارس مبلغ بسیار ناچیزی را قادر هستند تأمین کنند. در نتیجه استاد باکیفیت و باسواد حوزه، جذب مراکز علمی دیگر مثل دانشگاه ها می شود و علاوه بر اینکه به لحاظ مالی تأمین می شوند در بر می داری امنیت شغلی نیز هستند، ولی در حوزه این طوری نیست. آنگاه توقع داریم حاصل کار مدارس مطلوب باشد.

البته بنده منظورم این نیست که بیاییم یک چیزی مثل هیئت علمی دانشگاه در حوزه راه بیندازیم. نه! اصلاً عرضم این نیست. ولی زمانی استاد به من مراجعه می کند و نقل میکنید ناچارم تدریس در حوزه را ول کنم و جذب دیگر نهادها و دستگا ه های دولتی بشوم، و اگه شما حداقل های زندگی ام را تأمین کنید، به خاطر علاقه ای که به حوزه دارم، در همین حوزه می مانم. در حالی که تأمین همین حداقل ها نیز هم اکنون از توان حوزه خارج است.

* به عقیده نخبگان و دلسوزان حوزه، ادامه روند فعلی نظام تعلیمی در مدارس علمیه با توجه به سرعت تحولات جهانی و اجتماعی، جوابگوی نیازهای جامعه نخواهد بود. برای اصلاح این روند و اینکه طلاب از حفظ محوری اجتناب کنند، چه راهکارهایی را ارائه میدهید؟

اگه تحول بخواهد در حوزه واقع شود، باید در مدارس پیش بیاید. البته معتقدیم روش های تعلیمی و پژوهشی باید متحول بشود. مثلاً در روش سرشناس سامرائی، نقش شاگرد در تعلیم و تعلّم بسیار پررنگ است، یعنی شاگرد می آید و درس را مطرح و سپس روی آن بحث می شود، و استاد فقط نظارت می کند تا نگاه بکند چقدر از مطلب به درستی اظهار شده و در ادامه اشکالات و نواقص را مطرح و تبیین می نماید.

بنابراین روشی که هم اکنون در نظام تعلیمی غالب است؛ یعنی روشی که استاد فقط درس نقل بکنید و شاگرد شنونده باشد، ثابت کرده است که جوابگوی تأمین نیاز علمی طلاب نیست. البته قلیلی از طلاب که عاشق کار علمی و پژوهشی هستند شاید این حالت برای آن ها قابل قبول باشد ولی برای بسیاری از طلاب این طوری روش ها جوابگو نیست.

احیای پژوهش تحصیلی در نظام تعلیمی حوزه نیز یکی دیگر از تحولاتی است که باید پیش بیاید. یعنی بخشی از دروس تعلیمی باید از طریق تحقیق و پژوهش انجام بشود. بدین صورت که محتوای درسی به همراه شناسایی منابع مرتبط به طلاب ارائه شود تا در رابطه با آن پژوهش کنند. و در کنار آن، آموزش مراجعه به منابع و نحوه بهره گیری از آن ها به طلاب آموزش داده شود. و این موارد از جمله اموری است که قادر هست در نظام تعلیمی حوزه منشأ اثر و پیشرفت جدی طلاب شود.

پس خوب ترین راه برای ماندگاری علوم حوزوی، پژوهش درسی است و می شود با حذف مطالب تکراری برخی دروس مثل ادبیات عرب، وقت و وقت آن را به تمرین و پژوهش درسی اختصاص داد و لزومی ندارد که حتما مواد درسی را حذف و یا سنوات تحصیلی را افزاییم. بنابراین با یک برنامه دقیق و بهتر قادر هستیم کیفیت تعلیمی را بهبود ببخشیم و طلاب در یک وقت کوتاه تری همین دروس را با ماندگاری بهتر و با مسلط شدن بر اصل متون، فرا بگیرند.

همچنین فرا گرفتن روش درست مطالعه و فیش برداری و یادداشت نکات اصلی، آموختن شیوه صحیح مباحثه، آشنا بودن به روش تحقیق و پژوهش و نظایر این ها قطعاً در پیشرفت علمی و تعلیمی طلاب اثرگزار خواهد بود.

البته در روش ارزشیابی علمی طلاب نیز باید تحول صورت بگیرد. متاسفانه روش ارزشیابی کنونی، باعث شده تا برخی طلاب به تلخیص خوانی روی بیاورند، و با مطالعه نمونه سوالات و جزوات سر نشست آزمایش حاضر شوند، در حالیکه به اصل مطلب مسلط نیستند. و لذا نظام ارزشیابی کنونی قطعاً در بر می داری ایراداتی است که باید اصلاح شود.

* با توجه به گستردگی موضوعات علمی اعم از مسائل فقهی، اصولی، عقلی، کلامی و… در حوزه های علمیه، اکثر طلاب تمایل دارند فقط در یک رشته علمی تخصص یابند تا بهتر بتوانند در جامعه ایفای نقش کنند. نظر جنابعالی در این زمینه کدام است؟

با توجه به اینکه پذیرش داوطلبین در حوزه های علمیه از سه مقطع راهنمایی، دیپلم و مقاطع بالاتر صورت می پذیرد و نیز با توجه به شرایط سنی هر کدام از این ها و میزان درک و فهم آنان از مواد درسی و پیشینه علمی و یاد گرفته های قبلی شان ، لازم می آید حتماً نظام تعلیمی آن ها نیز فرق داشته باشد. یعنی سنوات تحصیلی هر کدام از مقاطع باید فرق داشته و بر اساس پیشینه تحصیلی و شرایط سنّی باشد. چون امکان می دارد داوطلبین مقاطع بالاتر بسیاری از امور درسی را فرا گرفته باشند و در این صورت لزومی ندارد برنامه و سنوات درسی آن ها همچون داوطلبین مقطع راهنمایی باشد. و این مسئله در تحول نظام تعلیمی حوزه باید مورد توجه قرار بگیرد.

از طرفی خروجی هایی که حوزه به آن نیازمند است، بسیار متنوع هستند. برخی از این خروجی ها باید فقیه و مجتهد بشوند و برای این افراد برنامه تعلیمی ویژه ای باید انتخاب شود. ولی بعضی ها می خواهند مبلغ شوند که در این صورت چه لزومی دارد این افراد در مباحث فقه استدلالی و فقه اصولی که زمینه ساز اجتهاد هستند، این قدر وقت و وقت صرف کنند در حالیکه هدف چیز دیگری است، بلکه این ها بجای این مباحث باید مهارت های تبلیغی را فرا بگیرند.

البته همه طلاب باید یک دور کامل فقه و اصول، علوم عقلی و ادبیات عرب را بخوانند، زیرا این ها زیر ساخت های علمی یک طلبه را تشکیل می دهند. ولی طلبه ای که می خواهد مبلغ و یا مربی مدارس بشود، فقه استدلالی و نظایر این ها به چه کار این فرد می آید؟ بلکه او به اندازه ای که فقه را بشناسد و بتواند به مسائل و فتوای شرعی فقها مراجعه و آن ها را برای مردمان تبیین و ارائه کند، کفایت می کند.

در هر حال نظام تعلیمی باید برخاسته از یک نظام تربیتی باشد، تا سر تا سر تعلیم و تعلّم همان کار تربیت را به انجام برساند و کلکسیون مباحثی که در بحث اخلاق، تربیت، تهذیب و آموزش و… نقل شد در واقع همان اهداف و معیارهای «مدرسه الگو» می باشد.

نقش «مدرسه الگو» که ناظر بر تحول در نظام تربیتی و تعلیمی حوزه های علمیه است در شورای راهبردی حوزه های علمیه مطرح شده و مدیریت حوزه علمیه تهران نیز به سهم خود پیگیر این مسئله خواهد بود تا إن شاء الله نواقص موجود در نظام تعلیمی از بین برده شود. ولی اصل پیگیری و اعمال تحول و تحول در این مباحث بر عهده شورای عالی و مدیر حوزه های علمیه است که چطور راجع به این مسائل بر آن شوی نمایند.

* رویکرد آیت الله اعرافی، مدیر حوزه های علمیه درباره بحث تحول در حوزه های علمیه را چطور ارزیابی می کنید؟

رویکرد فعلی مدیر محترم حوزه های علمیه و شورای عالی نیز بر تحول هدفمند در نظام تعلیمی حوزه های علمیه است. مخصوصاً در دیدار اخیر شورای عالی با رهبر معظم انقلاب اسلامی و مراجع تقلید این مسئله در دستور کار قرار گرفته است.

البته مراد از تحول هم این نیست که احیاناً حوزه از مسیر فقه و اصول بیرون رفته و یا روش اجتهاد تحول یابد، یا فقه جواهری کمرنگ شود، بلکه معنایش این است که ما همین محتوا را مثل ادبیات عرب، معانی اظهار، علوم عقلی و فقه و اصول، تحلیل قرآن مجید، فراگیری علم کلام و نظایر این ها که جزو ضروریات حوزه است را حفظ کنیم، ولی در عین حال بتوانیم با روش های بهتر، عمیق تر، دقیق تر و در وقت کمتر کار تربیت و تعلیم را در حوزه های علمیه به انجام رسانیم.

انتهای پیام ۳۱۳/۴۲

***************************

تهیه کننده : زامياد ر.

حوزه در بخش اخبار سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

به عاشقان نظری کن به شکر اين نعمت
««« »»»
که من غلام مطيعم تو پادشاه مطاع

تحول به معنای خروج حوزه از مسیر فقه و اصول نیست/ طرح «مدرسه الگو» اجرا می شود

TT / 257 — TP / 10%

با دیگران به اشتراک بگذارید

نظر دهید

لطفا جواب سئوال زیر را بدهید *