آیا حسین زمانه را کمک می کنیم؟!

آیا حسین زمانه را یاری می کنیم؟!

زمانی فریاد حسین بن علی علیهما السلام در طلب کمک بلند شد در مقابل مردمان چندین گروه شدند؛ عده قلیلی ندای امام را اجابت کرده و به یاری‌اش شتافتند، عد‌ه‌ای دعوت‌اش را رد کردند و عده‌ای با وجود آنکه از داستان خبر داشتند در مقابل آن بی‌تفاوت بودند و عده‌ای نیز کاملا در بی‌خبری به سر می‌بردند و از این واقعه اطلاعی نداشتند.

م . احمدیزاده-
تصویر و عکس آیا حسین زمانه را کمک می کنیم؟!

به طور متداول پس از شهادت هر امامی، امامت به امام بعدی رسانده شده و پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام به امام عصر عجل الله تعالی فرجه منتقل شد، یعنی همان لحظه‌ای که امام شهید می‌شوند همان لحظه امامت منتقل می‌شود، ما همانگونه که از شهادت امامی آزرده هستیم به دنبال آن با ولی عصر عجل الله تعالی فرجه بیعت می کنیم.
خداوند در عالم میثاق از همه افراد نسبت به محبت و اطاعت و فرمان برداری از امام وقتشان پیمان محکمی اخذ نموده و به واژه ای با آن ها گذاشت بسته است تا در جهان به ولایت ائمه معصومین متعهد بمانند و از حمایت و کمک امام خود دست نکشند. امام صادق علیه السلام در این مورد می فرمایند: «خداوند احدی را خلق نکرد و رسولی نفرستاد مگر آنکه آنها را به ولایت محمد و علی و جانشینانشان فرا می خواند و از آن ها بر این ولایت تعهد می گرفت» از همین روی در زیارت آل یاسین خلال عرض ادب به محضر مقدس امام عصر با این سلام ایشان را مورد خطاب میگذاریم: “السلام علیک یا میثاق الله الذی اخذه و وکده” سلام بر تو این پیمان الهی که خداوند از مردمان برای وفای به آن پیمان محکمی گرفت و بر آن تاکید نمود.

ما با عبودیت خدا در عالم هستی می‌توانیم به جایگاه رفیعی برسیم، اما غفلت ما را از آنها دور می‌کند، بنابراین بیشترین آزردگی امام، معصیت ما و نبود حضور جدی در مدرسه خدا است

خود حضرت مهدی نیز در خلال نامه ای به شیخ مفید خویش را این چنین شناسایی می فرمایند: «از طرف کسی که خداوند برای او از بندگانش پیمان گرفته است» بنابراین یکی از وظایف شیعیان تجدید عهد و پیمانی است که با امام خود دارند لذا به حضرت عرض می کنیم: «خدایا من در صبح امروز و تا روزی که زنده باشم عهد و پیمان و بیعت او را که به گردن دارم تجدید می نمایم و هرگز از آن برنمی گردم» (دعای عهد) پس شایسته است که انسان منتظر عهد و پیمان خود را هر روز با حضرت مهدی خود تجدید نماید تا خلال برقراری رابطه روحی با آن حضرت و اعلام آمادگی برای نصرت عهدی که با امامش دارد را از یاد نبرد و افکار و عقاید و اعمال خود را طبق پیمانی که با آن حضرت دارد تنظیم نماید تا مبادا از حریم ولایت آن امام عزیز دور گردد.

میثاق با امام برای عبودیت

در عهد بستن زمان مطرح نیست همانگونه که افرادی چون«حر بن یزید ریاحی» با امام حسین علیه السلام دیر عهد بستند ولی بر عهدشان باقی ماندند. نخستین نکته درباره عهد این است که عهد ما برای عبودیت و بندگی باشد در عهدی که انسان می‌بندد در اصل باید خدا را پرستش کند و منتظر قرار می داری ولی عصر و زمینه‌ساز ظهور باشد و باید در مسیر درست عبودیت حرکت کند بنابراین میثاق ما یک محور عبودیت است. با امام وقتمان عهد می‌بندیم که ابلیس را اطاعت نکنیم و خدا را پرستش کنیم این مسیر مستقیم عبودیت است، عبودیت و بندگی و خروج از مدرسه ابلیس که اثر این عهد باعث مسرت امام می‌شود چرا که گناهان ما امام را بسیار غمزده می‌کند، ایشان بیش از خود ما به ما علاقه دارند و آنچه او را آزار می‌کند، این است که ما براساس ظرفیت‌هایمان به سمتی برویم که جایگاه قرار می داری و والایمان نباشد خود را سرگرم چیزهایی کنیم که در عالم هستی جایگاهی ندارند چرا که ما با عبودیت خدا در عالم هستی می‌توانیم به جایگاه رفیعی برسیم، اما غفلت ما را از آنها دور می‌کند، بنابراین بیشترین آزردگی امام، معصیت ما و نبود حضور جدی در مدرسه خدا است، پس گام اول رانده شدن از مدرسه طاغوت و برنامه‌ریزی برای پرستش و گناه نکردن است.

وفای یاران

شیخ مفید گفته است امام صادق علیه السلام فرمودند: پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله ۴۰ مرد نزد امیرالمومنین رفتند و نقل کردند: به خدا قسم هرگز از غیر تو اطاعت نخواهیم کرد و تو را کمک خواهیم نمود. آن حضرت فرمود چرا؟ نقل کردند: زیرا از رسول خدا درباره تو در روز غدیر خم چنین شنیدیم که باید تنها از تو اطاعت کرد. حضرت فرمود: صبح فردا به حالت آماده‌باش با سرهای تراشیده نزد من بیایید. فردای آن روز جز سه نفر [سلمان، مقداد و ابوذر] کسی حاضر نشد. بعدازظهر یکی از کسانی که روز قبل اعلام وفاداری کرده بود با سر نتراشیده خدمت آن حضرت رسید. حضرت دست‌ مبارک‌اش را بر سینه او زد و فرمود برگرد! من به شما نیازی ندارم. شما که در یک دستور کوچولو [سر تراشیدن] از من اطاعت نکردید به چه صورت در کندن کوه‌های آهن مطیع من خواهید بود؟ (الاختصاص، ص ۶) اگه مردمان عصر رحلت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله از امت‌های گذشته عبرت می‌گرفتند و بر ولایت امیرالمؤمنین و ائمه پس از ایشان متعهد می‌ماندند به انحرافات و سختی‌های امت گذشته دچار نمی‌شدند.
اگه مردمان خلافت پیامبر را از مؤسسه الهی و حقیقی خود به مرکز نادانی و فساد نمی‌کشاندند، اگه امام خود را می‌شناختند و زندگی دنیوی و اخروی خود را با او منطبق می‌ساختند امروز شاهد این همه تفرقه و تشتت و مکاتب و مذاهب گوناگون در عالم اسلام نبودیم بلکه به فرموده حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها: «به خدا قسم اگه حق را به اهل‌اش واگذار می‌کردند و عترت پیامبرش را تبعیت می‌نمودند حتی دو نفر هم درباره خدا با هم اختلاف نمی‌کردند» اگه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز در این‌باره فرموده‌اند:«لو اجتمع الناس علی حب علی بن أبی طالب (علیه السلام) لما خلق الله عز و جل النّار» اگه مردمان بر محبت علی بن ابیطالب علیه السلام اجتماع می‌کردند، خداوند عزوجل جهنم را خلق نمی‌فرمود (رساله صحیفة المحبة،در کتابخانه آیة اللّه مرعشى به شماره ۸۰۸۴ وجود می دارد،ج۲۱ ص۸۶) اینچنین است که نقش یاران و پیروان حضرت مهدی در سرنوشت مادی و معنوی این جهان و آینده‌ای که پس از این جهان در قبل دارند، بسیار تعیین‌کننده و حیاتی است که بارزترین شاهد و مثال آن واقعه کربلاست.

فقط عده قلیلی ثابت قدم اند

نقش یاران و پیروان حضرت مهدی در سرنوشت مادی و معنوی این جهان و آینده‌ای که پس از این جهان در قبل دارند، بسیار تعیین‌کننده و حیاتی است که بارزترین شاهد و مثال آن واقعه کربلاست.

زمانی فریاد حسین بن علی علیهما السلام در طلب کمک بلند شد در مقابل این استنصار او مردمان چندین گروه شدند؛ عده قلیلی ندای امام را اجابت کرده و به یاری‌اش شتافتند، عد‌ه‌ای دعوت‌اش را رد کرده و رودرروی او قرار گرفتند، عده‌ای با وجود آنکه از داستان خبر داشتند در مقابل آن بی‌تفاوت بودند و عده‌ای نیز کاملا در بی‌خبری بسر می‌بردند و از این واقعه اطلاعی نداشتند.
بجز گروه اول که به سبب تبعیت از امام خود به رستگاری رسیدند، بقیه تقصیرکار و سزاوار عقوبت‌اند، حتی آن دسته که از حضرت مهدی خود و از حالت او خبر نداشتند. امروز نیز حالت به همان منوال است. جز عده‌ قلیلی از شیعیان که ایمان به غیب دارند و ندای امام‌شان را اجابت نموده‌اند، سایر مردمان جهان، مسلمان یا غیرمسلمان یا رودرروی او ایستاده‌اند و با او دشمنی و علیه او مبارزه می‌کنند یا نسبت به او بی‌تفاوت‌اند و یا اصلا از او اطلاعی ندارند که همه اینها جز عده قلیل دسته اول در طولانی‌شدن زمان غیبت مسئول و مقصرند، زیرا همه افراد بشر در هر زمان و جاای نسبت به امام خود تعهد دارند و با خدا در یاری‌کردن او قرارداد بسته‌اند، لذا تمامی اینان ولو فاسد و ظالم نباشند در حالت کنونی جهان و ستم و جور و فساد آن شریک هستند چرا که با سکوت خود به این حالت دامن می‌زنند. اگه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در ذیل آیه “وقفوهم انهم مسئولون” فرموده‌اند یعنی درباره ولایت علی بن ابیطالب از آنها پرسش می‌شود و مسلم است از هر کسی در مورد امام عصرش پرسش خواهد شد.
خلاصه سخن: در واقعه عاشورا بجز یارانی که در کربلا به شهادت رسیدند، بقیه تقصیرکار و سزاوار عقوبت‌اند، حتی آن دسته که از حضرت مهدی خود و از حالت او خبر نداشتند. امروز نیز حالت به همان منوال است. جز عده‌ قلیلی از شیعیان سایر مردمان جهان، یا رودرروی حضرت مهدی ایستاده‌اند یا نسبت به او بی‌تفاوت‌اند و یا اصلا از او اطلاعی ندارند که همه اینها در طولانی‌شدن زمان غیبت مسئول و مقصرند.

*********************

گردآوری از: فراز م.

مهدویت در بخش سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

خيز و جهدی کن چو حافظ تا مگر
««« »»»
خويشتن در پای معشوق افکنی

آیا حسین زمانه را کمک می کنیم؟!

TT / 128 — TP / 8%

با دیگران به اشتراک بگذارید

نظر دهید

لطفا جواب سئوال زیر را بدهید *