می خواستم بعد از طلای المپیک خداحافظی کنم/ آمریکایی ها هالیوودی کار می کنند/ قبل از رفتن روی سکو ۱۰ دقیقه گریه می کردم

می خواستم بعد از طلای المپیک خداحافظی کنم/ آمریکایی ها هالیوودی کار می کنند/ قبل از رفتن روی سکو ۱۰ دقیقه گریه می کردم

خبرگزاری فارس: می‌خواستم پس از طلای بازی های المپیک خداحافظی کنم/ آمریکایی‌ها هالیوودی کار می‌کنند/ پیش از رفتن روی سکو ۱۰ دقیقه گریه می‌کردم

دارنده مدال‌های نقره و برنز کشتی آزاد المپیک‌های لندن و ریو می‌گوید تصمیم داشته است پس از کسب مدال طلای بازی های المپیک ریو از کشتی خداافظی کند، اما قهرمان نشدن باعث شده تصمیمش عوض شود.

احسان محمدیان – خبرگزاری فارس، آنقدر آرام است که به سختی می توان حاشیه ای برای او متصور شد، حالا آقای کمیل قاسمی دیگر نه تنها یکی از پرافتخارترین کشتی گیران ایران بلکه ورزشکاران ایران است که در ۲ بازی های المپیک موفق به کسب مدال شده است و شاید قادر باش او را به نوعی پرافتخارترین آزادکار سنگین وزن ایران به حساب آورد.

فرزند محجوب جویبار در حالی که در آخرین لحظات بلیت مسافرتش به ریو اوکی شد در دومین حضور المپیکی اش خوش درخشید و فینالیست شد و در حالی که تنها یک قدم با سکوی قهرمانی فاصله داشت از کسب مدال طلا بازماند تا به قول خودش برای همیشه حسرت این مدال را بخورد.

قاسمی بی انگیزگی اش به زعم برخی ها در دیدار فینال را منطقی آگاهی نمیدارد و نقل میکنید تنها برای پیروزی روی تشک رفته بود، اما رقیبش از او بهتر بوده و قهرمان شده است.

او از داستان وداعش پس از بازی های المپیک پرده برمی دارد و نقل میکنید چنانچه موفق به کسب مدال طلا در بازی های المپیک ریو می شد، قصد خداحافظی داشته است، اما برای ماندن و جبران این ناکامی انگیزه گرفته است.

خواندن مکالمه ی مرد ۲ مداله المپیکی کشتی آزاد خالی از لطف نیست که در زیر آمده است:

* اعتماد به نفس ضروری برای پیروزی مقابل روس ها را نداشتیم

در خانواده شما هم مانند بیشتر جویباری ها اصرار و علاقه پدر باعث روی آوردنت به کشتی شد؟

شاید به نوعی بله و از جهتی هم نه! پدر من دروازه بان فوتبال بود، اما پدربزرگم با توجه به اینکه کشتی لوچو می گرفت علاقه زیادی به کشتی گیر شدن من داشت.

کشتی را از ۱۰ سالگی در ساری آغاز کردم. با توجه به شرایط شغلی پدرم که ارتشی بود از جویبار به ساری رفته بودیم و آنجا سکونت داشتیم، اما با توجه به علاقه پدربزرگم به کشتی و اینکه کشتی لوچو می گرفت این رشته را از ۱۰ سالگی زیر نظر علی خدایی در ساری آغاز کردم.

در ابتدا مانند بسیاری از قهرمانان دیگر، جدی این رشته را پیگیری نمی کردم و بیشتر به عنوان یک تفریح و بازی به آن نگاه می کردم. پس از بازگشت به جویبار تمریناتم جدی تر شد و کم کم در مسابقات کشوری هم روی تشک رفتم. تا رده جوانان خیلی کشتی گیر مطرحی نبودم هرچند که ۲ مدال آسیایی و ۲ مدال جهانی در کارنامه داشتم، اما خیلی مطرح نشدم.

سال نخست که در مسابقات آسیایی جوانان قهرمان شدم، اما در مسابقات جهانی و به آلن زاسایف که اکنون برای اوکراین کشتی می گیرد و آن زمان از روسیه کشتی می گرفت، شکست خوردم. آن زمان هنوز به اعتماد به نفس ضروری برای پیروزی مقابل حریفان روس نرسیده بودیم. متاسفانه سال بعد هم دوباره به همین حریف باختم و برنز گرفتم، اما قهرمان آسیا شدم.

به هر ترتیب به رده سنی بزرگسالان رسیدم و در سال ۲۰۰۹ برای آخرین بار در وزن ۹۶ کیلوگرم در جام تختی به میدان رفتم، اما وزنم زیاد شده بود و دیگر قادر نمیبودم در این وزن کشتی بگیرم و خیلی سخت سر وزن رسیدم. همین موضوع باعث شد انتقالم به بزرگسالان چندین سالی زمان ببرد. در آخرین مسابقه که در ۹۶ کیلوگرم کشتی گرفتم حدود ۱۱ کیلوگرم وزن کاهش دادم که همین باعث شد تصمیم به تغییر وزن بگیرم.

دیگر بدنم در ۹۶ کیلوگرم جواب نمی داد؛ با مشورتی که با مربیانم داشتم به خصوص نقیبی با وجود اینکه ۱۰۶ – ۱۰۷ کیلوگرم بیشتر وزن نداشتم به ۱۲۰ کیلوگرم آمدم که در همان زمان در مسابقات استانی نخست شدم و به مسابقات کشوری آمدم که در سال نخست در همان مسابقه نخست به امیر قاسمی منجزی که اکنون عضو تیم ملی فرنگی است، باختم. تا روی تشک رفتم قاسمی یک تُندَر به من زد و در همان لحظات اولیه ضربه شدم. هنوز هم آن خاطره را با هم مرور می کنیم. در جوانان با قاسمی هم تیمی بودم البته او در یک وزن بالاتر کشتی می گرفت. در آن مسابقات باختم، اما انگیزه ام را از دست ندادم و برای سال آینده باز هم از مسابقات استانی شروع کردم. قهرمان شدم و به قهرمانی کشور آمدم که نخست شدم. البته در این مسابقات قاسمی حاضر نبود (باخنده)

پس از چندین سال در سال ۲۰۱۱ بار دیگر در جام تختی شرکت کردم که به آذرشکیب باختم و دوم شدم، اما کادر فنی و غلامرضا محمدی سرمربی تیم ملی در همان لحظه به من اعتماد کرد و برای حضور در جام جهانی داغستان برگزیده شدم که یک کشتی با حریف مجار گرفتم. با اعتماد محمدی و کادرفنی تیم ملی برای حضور در مسابقات آسیایی تاشکند برگزیده شدم.

* تمام ۳ مدالی را که گرفته ام مدیون اعتماد خادم هستم

از شانس بد تو تایمازوف در آن سال تصمیم به حضور در مسابقات آسیا گرفت؟

سال ها بود که تایمازوف قهرمان دنیا و بازی های المپیک بود و در رقابت های آسیایی به میدان نمی رفت، اما از شانس بد من با توجه به میزبانی ازبکستان، او نیز در مخلوط تیم بهره گرفته شد. من هنوز در سنگین وزن جا نیفتاده بودم و تنها ۱۱۰ کیلوگرم وزن داشتم، اما به هر صورتی بود به فینال رسیدم و باید با تایمازوف مبارزه می کردم.

آن زمان مسابقات در ۳ وقت ۲ دقیقه ای به انجام رسانده میشد که تایم نخست را یک بر صفر باختم، اما در تایم دوم او بهتر از من بود و قهرمان شد، اما پس از آن مسابقات مربیان نقل کردند که بد کشتی نگرفتم و رضایت داشتند. از آنجا بود که به نظر خودم روند رو به رشدم آغاز شد.

پس از آن مسابقات و پیش از بازی های المپیک بود که کادر فنی دستخوش تغییر شد، در حالی که کادر قبلی اعتمادش نسبت به تو جلب شده بود؟

در حال انجام تمرینات برای حضور در بازی های المپیک بودیم که تغییر و تحولات در کادر فنی به وجود آمد. در همان روزهای ابتدایی مشخص بود که خادم نظری روی من ندارد، اما من دست از تلاش برنداشتم و خودم را به کادر فنی تحمیل کردم تا مکانی که کادر فنی را مجاب کردم بین من و معصومی که یکی از باسابقه ترین کشتی گیران ایران بود انتخابی قرار بدهند.

آن سال سختی های زیادی را متحمل شدم. از انتخابی های درون اردویی برای حضور در جام تختی گرفته تا در انتخابی های حضور در بازی های المپیک کشتی گرفتم. در سال ۲۰۱۲ برای حضور در جام جهانی پیش از بازی های المپیک برگزیده شدم، اما باوجود شکستی که مقابل حریف آذربایجانی داشتم؛ باز هم خادم به من اعتماد کرد و یک انتخابی بین من و پرویز هادی گذاشت که من برنده شدم و به بازی های المپیک رفتم.

در همان لحظه حتی نام علیرضا حیدری هم برای حضور در بازی های المپیک به دلیل نوسان زیاد سنگین وزن ها مطرح شده بود؟

گفتمانش بود، اما هیچ موقع این موضوع جدی نشد. خادم زحمت زیادی برای احیای اعتماد به نفس و انگیزه من کشید؛ به طوری که واقعا متحول شده بودم.

با وجود اینکه پیش از بازی های المپیک در هیچ میدان جهانی شرکت نکرده بودی، اما نسبت به مسابقات پیش رشد قابل توجهی از نظر فنی داشتی، به طوری که حتی در دیدار با تایمازوف شانس برنده شدن هم داشتی؟

در حالی عازم بازی های المپیک لندن شدم که تنها در یک رویداد آسیایی به میدان رفته بودم و تجربه مهم دیگری نداشتم و شاید کم تجربه ترین بودم و با یک نقره آسیا صاحب برنز بازی های المپیک شدم. این مدال جهش بزرگی برای من بود و من را خیلی جلو انداخت و از طرفی اعتماد مربیان را جلب کردم؛ تمام ۳ مدالی را که گرفته ام مدیون اعتماد خادم هستم چراکه با حضور خادم روش کشتی گرفتن من واقعا متحول شد.

چنانچه در همان لحظه با شرایط آمادگی که داشتم قانون امروز کشتی اجرا می شد می توانستم این کشتی گیر را هم غلبه کنم، اما متاسفانه هر دو مرتبه گوی قرعه به نام تایمازوف افتاد تا یک خم من را در اختیار بگیرد. اوج بدشانسی من بود که هر دو مرتبه قرعه به نام رقیبم افتاد. به هر حال تایمازوف از معدود کشتی گیرانی است که در بر می داری سبک و کلاس است و کشتی گرفتن با او آمادگی بالایی می خواهد.

* سنگینی مدال را در بازی های المپیک لندن روی سینه ام حس می کردم

آیا میاندیشیدی روزی مقابل تایمازوف آن هم در میدانی مانند بازی های المپیک به این خوبی کشتی بگیری؟

همان حس اعتماد به نفسی که گفتم از علل عمده عملکرد برم مقابل تایمازوف بود. آنقدر انگیزه ام بالا بود که سنگینی مدال را در بازی های المپیک لندن روی سینه ام حس می کردم آنهم در وزنی که تا پیش از آن فقط علیرضا رضایی در آن برای ایران مدال بازی های المپیک گرفته بود. آنقدر با گفتمانهای خادم انگیزه یافته بودم و اعتماد به نفس داشتم که فقط برای پیروزی مقابل تایمازوف روی تشک رفتم، اما متاسفانه بدشانس بودم. در بازی های المپیک لندن ۳ بار کار به گوی کشید که هر سه مرتبه به نام حریفانم درآمد.

یکی از ویژگی های تو این است که با شیب ملایم و عالی ای پله های ترقی را گذراندی؟

بله، چنانچه به کارنامه من دقت کنید می نگاه کنید که پله پله بالا آمده ام. برنز بازی های المپیک، نقره دنیا و حالا نقره بازی های المپیک.

چه وقتی باید شاهد درخشش نشان طلا روی سینه آقای کمیل قاسمی باشیم؟

در بازی های المپیک ریو می توانستم، اما نشد و این حسرت را هنوز به دل دارم. البته رقیبم نسبت به سال ۲۰۱۴ پیشرفت زیادی کرده بود و بیشتر از من تلاش کرد. امیدوارم مدال طلا روزی روی خوش به من نمایان کند و روی این هدفم برسم.

* خادم گفت رقیبت مرد جنگ است

برخی معتقدند در بازی های المپیک ریو پیروزی آسان و نورانی ای که پیش از فینال با حریف آمریکایی داشتی و سبب آن موج رسانه ای جالب را به همراه داشت، باعث شد کمی در فینال راضی یا به وعده ای بی انگیزه باشی و همین باعث شد تلاش زیادی نکنی؟

نه اینطور نیست؛ آگاهی نمیدارم دقیقا چه اتفاقی برای او افتاده بود، اما من برنامه خودم را اجرا کردم. این موضوع بی تاثیر نبوده است، اما من تمام حواسم به کار خودم بود و به این مسائل توجهی نداشتم و آگاهی نمیداشتم چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است. به هیچ عنوان در زمان مسابقات اخبار و شبکه های جایزی را چک نمیکنم. البته یکی از مربیان همان زمان به من گفت که اتفاقاتی در فضای جایزی رخ داده که پس از مسابقات به تو می گویم که بعدا متوجه شدم چه لطایفی که نساختند.

من تمام سعی ام را کردم، اما نشد. به هرحال آکگول در سال های اخیر ۲ بار قهرمان دنیا شده است و شانس عمده این وزن به حساب میامد. البته حریف گرجی هم کشتی گیر بسیار خوبی است و آینده نورانی ای دارد.

اما خیلی با انگیزه به چشم نمیامدی؟

پیش از فینال خادم به من گفت که تو تجربه رویارویی با حریف ترک و کسب مدال نقره را داشته ای و آگاهی میداری تفاوت نقره با طلا چقدر است. من به این موضوع واقف بودم و برای طلا روی تشک رفته بودم. شاید خیلی ها بگویند به مدال نقره قانع شده بودم، اما واقعا این طور نبود و تمام تلاشم را کردم، اما رقیبم انصافا از من بهتر بود.

من با برنامه در فینال روی تشک رفتم اما نشد. البته در صحنه ای هم به پای رقیبم رسیدم و چنانچه او را خاک می کردم شاید نتیجه تغییر میکرد که نشد. بلافاصله از تشک که پایین آمدم خادم به من گفت که رقیبت مرد جنگ است. خیلی آزرده بودم.

او نسبت به مسابقات جهانی خیلی بهتر شده بود و هنوز حسرت از دست دادن طلای بازی های المپیک را می خورم. او کشتی گیری نیست که نتوانم شکستش بدهم؛ مطمئنا او را می برم، اما در فینال بازی های المپیک شانس یارم نبود. حتی یک موقعیت هم به صورت نصفه و نیمه نصیبم شد و پای حریف به دستم رسید، اما تا آمدم جمع کنم پایش را درآورد.

حسرت فینال و طلای بازی های المپیک را هنوز می خورم چون می دانم که بین طلای بازی های المپیک و نقره و برنز چه تفاوتی وجود دارد.

* می درخواستم پس از طلای بازی های المپیک ریو خداحافظی کنم

خیلی ها میاندیشیدند پس از بازی های المپیک با توجه به مدال های خوبی که در کارنامه ات داری خداحافظی کنی؟

شاید یکی از علل ماندنم همین حسرت طلا باشد چون هر قدر چک میکنم می نگاه کنم شرایط خوبی دارم و می توانم ادامه دهم. خدا را شکر نه مصدومیتی دارم و نه از لحاظ سنی شرایطم به گونه ای است که خداحافظی کنم. از طرفی از نظر تجربه به اذعان بسیاری کارشناسان در اوج پختگی هستم. کشتی گرفتن در سنگین وزن به نوعی آسانتر است و ۲۸-۲۹ سال سن زیادی نیست چرا که مرحوم سلیمانی در ۳۴ سالگی طلای دنیا را گرفت.

یعنی به هیچ وجه به خداحافظی نیاندیشیدی؟

چرا به این موضوع اندیشیده بودم و می درخواستم پس از طلای بازی های المپیک ریو از کشتی خداحافظی کنم اما نشد. چنانچه طلا می گرفتم، به احتمال زیاد خداحافظی می کردم.

این موضوع را آیا با کسی مطرح کرده بودی؟

نه؛ تنها خودم به این قضیه اندیشیده بودم و تصمیم داشتم در صورت قهرمان شدن خداحافظی کنم چرا که به اوج افتخارات ورزشی رسیده بودم، اما طلا نگرفتن باعث شد باز هم بمانم و مبارزه کنم.

به هر حال شاید این فرصت برای تو موجود موجود باشد؟

دیگر بازی های المپیک تکرار نشدنی است و حسرت آن تا آخر عمر به دل من خواهد ماند.

* روی سکو به زحمت خودم را نگه داشتم

روی سکو هم خیلی آزرده به چشم میامدی. انگار نه انگار مدال نقره بازی های المپیک را گرفته ای که خیلی از ورزشکاران بزرگ حسرت آن را دارند؟

پس از شکست در فینال خیلی گریستم به طوری که ۱۰ دقیقه در تالار مسئولان منتظر من بودند تا شرایطم برای برگزاری مهمانی اهدای مدال مساعد شود. روی سکو هم به زحمت خودم را نگه داشتم تا تلخ تر از این نشود.

در همین کشور خودمان کشتی گیران بزرگی داریم که آرزوی برنز بازی های المپیک را دارند، اما تو برای دومین مدال بازی های المپیک خیلی نشاط نکردی؟

شاید علتش این باشد که من تفاوت طلا با نقره و برنز بازی های المپیک را می دانم، اما به هر حال نمی توان این افتخار را با تمام فراز و نشیب هایی که داشتم را کتمان کنم. همین که دست خالی برنگشتم برایم ارزشمند است. کشتی گیران بسیار بزرگی را در تاریخ ایران داشتیم که دست خالی از بازی های المپیک برگشتند؛ رقابت در بازی های المپیک واقعا شرایط فرق می داری دارد. در اصل بازی های المپیک یک رویداد سیاسی است تا ورزشی چرا که چشم تمام جهانیان به عملکرد ورزشکاران است. شاید توقع من زیاد بوده که طلا می درخواستم و خیلی ها همین نقره و برنز برایشان آرزو بوده است.

به هر حال در حال حاضر یکی از پرافتخارترین کشتی گیران ایران و به نوعی پرافتخارترین سنگین وزن کشتی آزاد هستی؟

تا پیش از این علیرضا رضایی با نقره بازی های المپیک بالاتر از سایر سنگین وزن های تاریخ کشتی بود، اما با مدالی که من در بازی های المپیک لندن گرفتم، مییاندیشم این عنوان را از آن خود کرده باشم. البته به این عناوین توجهی ندارم و می خواهم تا مکانی که توان دارم برای کشورم افتخارآفرینی کنم.

* خادم حس پیروزی طلبی را به خوبی به کشتی گیرانش میرساند

رحلت کرده بیشتر احتیاط می کردی و میل کمتری به هجوم داشتی، اما پس از حضور خادم شیوه کشتی ات کاملا عوض شد؟

از ابتدای ورودم به کشتی غلامرضا محمدی زحمت زیادی برای من کشید و با اعتماد به او بود که در مسابقات قهرمانی آسیا با وجود اینکه در جام تختی شکست خورده بودم به میدان رفتم و نقره گرفتم. در مجموع مربیان زیادی برای من زحمت کشیدند که نمی توان سهم هیچ کدام را تکذیب کرد. از علی خدایی و حسین نقیبی گرفته تا غلامرضا محمدی، امیر توکلیان، رسول خادم و سایر اعضای کادر فنی تیم ملی.

خادم حس پیروزی طلبی و اعتماد به نفس را به خوبی به کشتی گیرانش میرساند. شادم در دوره ای کشتی می گیرم که می توانم از تجربیات خادم بهره گیرم.

شاید یکی از دلایلی که کشتی گیران ما دیگر مانند پیش مقابل حریفان روس از پیش باخته نیستند، همین روحیه مبارزه طلبی خادم و سابقه پیروزی های او مقابل حریفان روسش است؟

همانطور که گفتم رحلت کرده از رویارویی با روس ها وحشت داشتم، اما حالا آنها از اینکه با ما هم گروه می شوند نگران هستند و در بیشتر رقابت هایی که در سال های اخیر با روس ها داشتیم کفه ترازو به سمت ما بوده است. نه تنها از نظر روانی، بلکه از نظر تمرینی و بدنی نیز نیاندیشم هیچ تیمی در دنیا به اندازه ما آماده باشد. نمی توان مهارت بالای فنی روس ها را تکذیب کرد و از طرفی آمادگی بدنی بالای آمریکایی ها را، اما کشتی گیران ایرانی صاحب تلفیقی از هر دوی این خصیصه هستند.

خادم در تمرینات با کسی شوخی ندارد؟

روزهایی می شد که واقعا از بدن درد نه قادر میبودیم استراحت بکنیم و نه خوابیم و تنها آه و ناله می کردیم؛ واقعا سخت است. خوبی خادم این است که حضور در اوزان گوناگون را آزموده است و شرایط تمام کشتی گیران از سبک وزن گرفته تا سنگین وزن را می داند و می داند نقاط ضعف و قوت آنها کجاست.

پس از حضور خادم در راس کادر فنی نحوه مبارزات آزادکاران ایران کاملا حمله ای شد؛ او همواره تاکید می کند که حریف را باید آنقدر تحت فشار قرار بدهیم تا مجبور به اشتباه شود یا اینکه برنامه خود را به او دیکته کنیم.

حضور محمد طلایی به عنوان سرمربی تیم ملی را به چه صورت ارزیابی می کنی؟

طلایی هم در این سال ها در کنار خادم حضور داشته و بدون شک همان روش را ادامه خواهد داد. برنامه های تیم ملی مشخص است و تمام اعضای فنی بر آن اساس حرکت خواهند کرد.

* آمریکایی ها سرشناس هالیوودی فعالیت میکنند

* شاید در دید نخست خیلی ها نیاندیشند که کشتی گیر سنگین وزن باشی؛ جثه ات در مقایسه با حریفانت کمی کوچولو نیست؟

برخی ها هنوز از سنگین وزن ها انتظار جثه های بزرگ را دارند، حتی خیلی زمانها از من سؤال میکنند سنگین وزن هستی؟ درست است، حریفانم از من درشت تر هستند، اما با توجه به اینکه سرعت در کشتی زیاد شده است بدن های تنبل و سنگین دیگر قادر نیستند در قوانین تازه موفق باشند. سرعت کشتی زیاد شده و همین باعث تغییر فیزیک کشتی گیران سنگین وزن هم شده است.

یک مورد جالب را نقل بکنیم خادم در هنگام در اختیار گرفتن تیم ملی از مربیان پرسیده بود قاسمی در سنگین وزن کشتی می گیرد؟ از نظر وزنی هم حدود ۱۱۵- ۱۱۶ کیلو هستم و وزن زیادی ندارم و حتی نسبت به حریفانم خیلی سبک تر هستم.

برخی می گویند کشتی گرفتن در سنگین وزن با توجه به شرایط خاصی که دارد، راحتتر است؟

به نوعی این موضوع قادر هست درست باشد؛ هر چندین قصه های خودش را هم دارد. به عنوان مثال من ۱۱۵ کیلوگرم وزن دارم، اما بسیاری از حریفانم با بیش از ۱۳۰ کیلوگرم روی تشک می آیند. همین موضوع یکی از سختی های سنگین وزن برای من است، اما در اینکه شرایط خوب تری برای وزن کاهش دادن داریم بهتر است و سختی زیادی متحمل نمی شویم.

کشورهایی مانند ایالات متحده مانور زیادی روی قهرمانانشان می دهند، اما در ایران خیلی به ورزشکاران از نظر رسانه ای پرداخته نمیشود؟

آمریکایی ها به قول سرشناس هالیوودی فعالیت میکنند و به دنبال ستاره سازی هستند. آنها روی ورزشکاران شان تبلیغات زیادی می کنند و تلاش دارند با کار رسانه ای، هم آنها را بزرگ کنند و هم روحیه حریفان شان را تضعیف کنند. البته در ایران هم رسانه ها حمایت ضروری را دارند، اما شاید آنطور که باید پرداخته نمیشود.

* مگر رئیس جمهور ما از پوتین گرفتارتر است

حمایت مسئولان در این مدت به چه صورت بوده است؟

بلافاصله پس از اینکه کشتی فینال بین من و طاها به پایان رسانده شد، رئیس جمهور کشور ترکیه تلفنی با او تماس گرفت و این پیروزی را تبریک گفت، اما با وجود اینکه ۲ ماه از بازی های المپیک می گذرد، اما رئیس جمهور کشور ما حتی سراغی هم از ورزشکاران نگرفته است؛ در حالی که بیشتر کشورها مهمانی تقدیر از ورزشکارانشان را به انجام رسانده اند. مگر رئیس جمهور ما از پوتین، رئیس جمهور روسیه گرفتارتر است که هنوز فرصت نکرده است سراغی از ما بگیرد؟ روس ها بلافاصله پس از پایان بازی های المپیک مهمانی تقدیر از قهرمانان شان را به انجام رساندند، اما مشخص نیست چه وقتی قرار است این مهمانی در ایران به انجام رسانده شود. به هر حال ورزشکاران انتظار دارند تا عرق شان خشک نشده است از آنها تقدیر شود.

در این مدت تمرین هم داشته ای؟

حدود ۵۰ روز است که از تشک کشتی دور هستم و تنها چندین نشست دویده ام.

هنوز روی صورتت یادگاری از بازی های المپیک مانده است؟

در دیدار نخست مقابل حریف کانادایی ضربه محکمی به صورتم زد که باعث شد تورم کند. با توجه به نزدیکی مسابقات هم فرصتی برای درمان نداشتم و رفته رفته این تورم زیاد شد تا اینکه چشمم را کامل گرفت.

تمام ورزشکاران حرفه ای وقتی می خواهند برای رقابت مهم تهیه شوند نخست تمرینات ذهنی را به انجام میرسانند یا برنامه ای مخصوص به خود را دارند. برنامه شما چه است؟

من پیش از مسابقات مانند بازی های المپیک جهانی سعی می کنم بیشتر تنها باشم و کارهایی که باید به انجام برسانم را در ذهنم مرور می کنم و حداقل یک بار در طول روز این کار را به انجام میرسانم. اما بیشتر ترجیح می دهم تنها باشم و دوست ندارم در جمع حاضر باشم و با خودم خلوت می کنم. البته برخی اوقات هم فیلم می نگاه کنم یا کتاب می خوانم که تاثیر خوبی روی من داشته است. هر ورزشکاری قلق خاصی برای خودش دارد که باید به آن دست یابد. سعی می کنم تمرکزم بیشتر روی خودم باشد.

آیا نتایج مسابقاتی که پیش از کشتی آزاد و رقابت شما به انجام رسانده شده بود، روی عملکردت تاثیری داشت؟

نمی توان گفت که تاثیری نداشت. به هر حال تمام ورزشکارانی که نتیجه نگرفتند از دوستان ما بودند، اما کسی که بتواند این هیجانات را مهار کند در بازی های المپیک کامیابتر خواهد بود. مگر می توان شکست هم تیمی ها را نادیده گرفت، اما به نوعی تلاش می کردم که خیلی درگیر این مسائل نشوم تا باعث ایجاد بار روانی برای من نشود. سعی می کردم تنها به کار خودم اندیشم هر چندین که سایر نتایج را هم پیگیری می کردم، اما بیشتر تمرکزم روی کار خودم بود.

* نمیاندیشیدم بهداد حتی به بازی های المپیک برسد

به غیر از کشتی گیران با کدامیک از ورزشکاران رفاقت بیشتری داری؟

تقریبا با همه دوست هستم. با بهداد سلیمی سال هاست رفاقت داریم تا احسان حدادی و جناب کیانوش رستمی هم ارتباط خوبی دارم.

در بازی های المپیک اتفاق تلخی برای بهداد سلیمی رخ داد؟

با توجه به مصدومیت شدیدی که برای او رقم خورد نمیاندیشیدم بهداد حتی به بازی های المپیک برسد چرا که وزنه برداری رشته بسیار سنگینی است و بیشترین فشار روی پا است اما او غیرت کرد و خودش را رساند و همین جای تقدیر دارد.

رضا یزدانی هم خیلی بدشانسی آورد؟

حق رضا را واقعا خوردند. پس از ۳ بازی های المپیک می توانست با یک مدال خوشرنگ خداحافظی کند. حق او واقعا طلای بازی های المپیک بود، اما یکسری اتفاقات دست به دست هم داد تا رضا به مدال نرسد. متاسفانه در شانس مجدد هم رضا سورپرایز شد و قادر نبود خودش را جمع کند. چنانچه به غیر از فن تُندر، رقیبش فن دیگری را اجرا می کرد شانسی برای برنده شدن نداشت، اما رضا هم قادر نبود از کمند رقیبش فرار کند و چنانچه این پیش میامد قطعا پیروز می شد.

یکی از کم حاشیه ترین ورزشکاران ایران هستی؟

در این نقطه که قرار می گیری نیازمند فردی هستی تا رفتارت را مدیریت کند و اجازه ندهد به بیراهه بروی. خدا را شکر از همان خردسالی پدرم کمک زیادی به من می کرد و اجازه نمی داد درگیر حاشیه شوم و از همان خردسالی همواره مواظبت می کرد تا مسیر درست را برگزم.

می گویند خوب فوتبال بازی می کنی؟

پدرم دروازه بان بوده است و در حد تیم های استانی بازی کرده است. من هم فوتبال بازی می کردم؛ یعنی تمام خانواده مان ورزشی هستند. تقریبا در بیشتر رشته ها از جمله والیبال، بسکتبال، شنا و حتی پینگ پنگ دستی بر آتش دارم. نقل نمیکنیم حرفه ای هستم، اما خوب بازی می کنم. نتایج تیم های ملی را هم پیگیری می کنم و چنانچه بتوانم مسابقات آنها را به صورت زنده تماشا می کنم.

برادران دیگرت به چه صورت، کشتی می گیرند؟

ما ۴ برادر هستیم که برادر دومم به صورت حرفه ای فوتبال بازی می کند و حتی در لیگ دسته نخست هم بازی کرده است. برادر سومم هم همینطور، اما برادر چهارمم مانند خودم به کشتی علاقمند است و به نظرم استعداد خوبی هم دارد که امیدوارم استقامت ضروری را هم داشته باشند. چرا که رمز ماندگاری در رشته انفرادی مانند کشتی صبر، استقامت و پشتکار است.

* داستان اشتباه گرفتن قاسمی با گوگچیلیدزه

خاطره جالبی از سال های ابتدایی کشتی گرفتنت داری؟

در لیگ سال ۸۹ برای شهدای جویبار کشتی می گرفتم و در جویبار در فینالِ لیگ، با گاز مازندران مسابقه داشتیم. استقبال خوبی از آن مسابقات شده بود به طوری که برای ورود به تالار هم معضل داشتیم. پس از برگزاری مهمانی معارفه گوگچیلیدزه کشتی گیر مطرح آن زمان گرجستان حریف من در تیم رقیب بود. وقتی به رختکن آمدم تا برای مسابقه تهیه شوم متوجه شدم یک نفر با من خارجی حرف میزند. ابتدا متوجه نشدم و گفتم شاید با من نباشد، اما پس از مدتی نگاه کردم که دارد با من حرف میزند که با زبان مازنی به او گفتم چه می گویی؟ که او تعجب کرد و از من پرسید مگر تو گوگچیلیدزه نیستی؟ خاطره بسیار جالبی بود.

البته این اتفاق در چندین مسابقه دیگر هم رخ داد و وقتی در صدرای زیرآب بودم من را با دیوید موسل بِز کشتی گیر مطرح روسیه اشتباه گرفتند که شاید به دلیل چهره ام باشد.

سرنوشت تالار کشتی جویبار چه شد؟

چندی پیش برای دومین بار کلنگ این کلکسیون توسط وزیر ورزش به زمین زده شد و عنوان شد که بودجه این تالار هم تامین شده است، اما هیچ اتفاقی نیفتاده و نقل میشود در حال انجام امور اداری هستند. امیدوارم هر چه زودتر این پروژه به سرانجام برسد. با توجه به علاقه و پتانسیل بالایی که در مردمان جویبار وجود دارد قادر هست به کشف استعدادهای ناب و استخراج مدال یاری رساند. در بازی های المپیک لندن ۳ نماینده از جویبار حاضر بودند و در بازی های المپیک ریو ۲ کشتی گیر. در حال حاضر هم جوانان خوبی هستند که بتوانند به تیم ملی افزوده شوند. تمام شرایط در جویبار برای کشف استعداد فراهم است.

به ازدواج هم مییاندیشی، خانواده تشویقت نمی کنند؟

خانواده که فشار زیادی می آورند، اما من می خواهم پس از پایان دوره قهرمانی تشکیل خانواده بدهم چرا که کشتی رشته سخت و طاقت فرسایی است و حضور در اردوهای تیم ملی اجازه رسیدگی به خانواده را نمی دهد. سال پیش از بازی های المپیک حتی شاید در مجموع یک ماه هم در خانه نبودم که نمایان کننده سختی ورزش حرفه ای و قهرمانی است. به هر حال باید شرایط برای رسیدگی به امور خانواده فراهم باشد.

و صحبت پایانی…

افراد زیادی برای اینکه من به این افتخارات برسم به من کمک و از من حمایت کردند که در راس آنها پدر و مادرم و خانواده ام هستند. به هیچ وجه زحمات و حمایت هایی که پدر و مادرم داشتند را قادر نیستم جبران کنم.

رسول خادم زحمت زیادی برای من کشید و در کنار او هم اعضای کادر فنی امیر توکلیان، رضا لایق و علی بیات مددهای زیادی به من کردند. از مربی خودم در جویبار هم حسین نقیبی تشکر می کنم. در این مدت همواره یار و یاور من بوده است.

از همشهری هایم و مردمان جویبار به خصوص فرزندهای محلمان هم تشکر می کنم که چه در زمان برگزاری مسابقات و چه در بازگشت سنگ تمام قرار دادند. مردمان جویبار احترام زیادی برای قهرمانان خود قائل هستند که قابل ستایش است.

*****************************************

متن از : سوسن چ.

ورزشی در بخش اخبار سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

بر در ميخانه رفتن کار يک رنگان بود
««« »»»
خودفروشان را به کوی می فروشان راه نيست

می خواستم بعد از طلای المپیک خداحافظی کنم/ آمریکایی ها هالیوودی کار می کنند/ قبل از رفتن روی سکو ۱۰ دقیقه گریه می کردم

TT / 580 — TP / 12%

با دیگران به اشتراک بگذارید

نظر دهید

لطفا جواب سئوال زیر را بدهید *