به چه دلیل بعضی از اشخاص از سالمند شدن به وحشت می افتند؟ (۲ عکس)

چرا برخی از افراد از پیر شدن می ترسند؟



تصویر و عکس شماره ۱ ⇩
تصویر و عکس چرا برخی از افراد از پیر شدن به وحشت مییافتند؟

برخی از افراد از پیر شدن می‌ترسند‎

پیام های سالخوردگی از همه طرف به ما هجوم کرده اند.کرم های ضد سالخوردگی پوست، مکمل های جوان سازی ذهن و بدن و خیلی چیزهای دیگر که سعی می کنند در عین سالخوردگی به انسان احساس جوانی بدهند! این پیام ها مدام به ما یادآوری می کنند که سالخوردگی زمان دیابت، سرطان، بیماری‌های قلبی، پوکی استخوان و زوال عقل است! همه چیزهایی که ما را از این زمان متنفر می کنند.

ترس از سالخوردگی،ناشی از تحول در مفاهیم

دکتر پدرام روانشناس، در پاسخ به این پرسش که چرا برخی از افراد از پیر شدن می‌ترسند، اما برخی دیگر گذر عمر را امری کاملا طبیعی تلقی می کنند، می‌گوید: این موضوع بسیار حائز اهمیت است که چه مفهومی از لغت ” سالخوردگی” در ذهن ما بوجود آمده است؟! چنانچه به تاریخچه فرهنگی خود در این باب رجوع کنیم، متوجه می شویم که سالخوردگی در فرهنگ ما نشانی از خردمندی و با تجربگی بوده و حتی افراد در دعاهای خود برای دیگری از اصطلاح “الهی پیر شوی” بهره میگرفتند که نشان از آرزوی آنان برای رسیدن به مرحله دلنشین تجربه ها و پختگی‌های زمان سالخوردگی بوده است. اما وقتی این مفهوم مکان خود را به ضعف،سستی و ناتوانی جسمی می‌دهد، فرد پیر شدن را مساوی با از دست دادن جایگاه اجتماعی و توانمندی های جسمی خود برای خانواده و بازار کار تلقی می کند؛ بنابراین از سالخوردگی به وحشت مییافتد.ترس از این برهه از زندگی،وابستگی بسیار مستقیمی دارد به معنا و مفهومی که از سالخوردگی در ذهن ما متبادر می شود و متاسفانه این مفهوم در چهار بعد زندگی کردی، روانی، اجتماعی و فرهنگی تحول منفی داشته و همین تحول در مفهوم سالخوردگی است که افراد را به هراس از سالخوردگی کشانده است.

زنان بیشتر از مردان از سالخوردگی می‌ترسند پدرام با اشاره به این که ترس از سالخوردگی در زنان بیش از مردان است، اضافه کرد: مخفی نگه داشتن سن توسط زنان، نمایان میکند که آنها بیش از مردان از سالخوردگی می هراسند. چنانچه زنان ما هم می پذیرفتند که واژه “پیرزن” مانند واژه “پیرمرد” بار تحقیر آمیز ندارد و نشان از تجربه است، شاید آسانتر با این واژه کنار می آمدند. متاسفانه واژه پیر زن در فرهنگ ما بار مثبتی ندارد و همین موضوع سبب شده که بسیاری از زنان ما از پیر شدن بهراسند. تبعیض جنسیتی در ارتباط با عبارتهای پیر زن و پیر فوت شد هم خود را نمایان میکند.به طوری که نقل کردن واژه پیرمرد به اندازه واژه پیرزن بار معنایی منفی ندارد و حاکی از ضعف نیست که این نوع نگرش بر می گردد به جهانی که در آن به زن با عنوان ابزار جنسی و نمادی از سکس نگاه می شود و او را تن و جسمی می نگاه کند که تاریخ انقضا دارد و تنها خوشگلی های جسمی یک زن مد نظر است و نه تجربه و خوشگلی های روحی و معنوی او!

این روانشناس با تاکید بر نقش دستگاه های تعلیمی در القای مفاهیم درست به افراد بیان داشت:دستگاه های تعلیمی،نقش پر رنگی در نمایان کردن جایگاه واقعی زنان در جامعه و تحول نگرش افراد نسبت به کلیشه های جنسیتی دارند که متاسفانه این نقش را به درستی ایفا نکرده اند. هر زن چنانچه به این موضوع بیندیشد که تمامی شعرهای رمانتیک جهان به نام او سروده شده، به ارزش و جایگاه خود پی خواهد برد و به این نتیجه خواهد رسید که او ذاتا موجود ارزشمندی است و در هر سنی خوشگلی های خاص خود را دارد.

تصویر و عکس شماره ۲ ⇩
تصویر و عکس چرا برخی از افراد از پیر شدن به وحشت مییافتند؟

برخی از افراد گذر عمر را امری کاملا طبیعی تلقی می کنند‎

سالخوردگی؛سیب رسیده ای،آماده افتادن!

پدرام به تحقیقاتی که در این زمینه در دنیا انجام شده، اشاره کرد و اضافه کرد: تحقیقات انجام شده نمایان میکند مردان حتی تا زمان سالخوردگی، حداقل این احساس را در درون خود دارند که چندان از جذابیت های جنسی و جسمی شان کاسته نمی شود، اما در رابطه با زنان این موضوع چندان صدق نمی کند.زنان از سالخوردگی و از واژه پیرزن به وحشت مییافتند؛زیرا این واژه تداعی گر این است که آنان دیگر جذابیت جنسی و جسمی برای مردان ندارند و این نگاه برخواسته از نگرش ابزاری است که به زن می شود. تا سال‌ها قبل هنوز تصور بر این بود که زنان وقتی که یائسه می شوند، دیگر توانمندی جنسی ندارند و شبیه به کالایی هستند که تاریخ مصرف آنان به اتمام رسیده، اما تحقیقات اخیر نمایان میکند که این باور غلط است و واژه یائسه که برگرفته از زن مایوس به دلیل قطع شدن قاعدگی او است، واژه غلطی است که با حقیقت وجودی زن،همخوانی درستی ندارد. چنانچه بر این واژه ها اصلاحاتی صورت پذیرد و به لحاظ شناختی، آگاهی منتقل کنی های ضروری در این زمینه به زنان و مردان شود،طبیعتا تا این اندازه ترس از سالخوردگی به سراغ زنان نخواهد آمد و آنها به این نتیجه خواهند رسید که در هر سنی جذابیت های جنسی، جسمی و روانی خاص خود را دارند و لزومی به این همه مبارزه با سالخوردگی از طریق کرم ها و جراحی های گوناگون نیست. یک زن در سن سالخوردگی می تواند طوری زید که تبلور خوشگلی های درونی برای اطرافیان خود باشد. چنانچه همه ما ” نگاه” را بیشتر از “چشم‌ها” دوست داشتیم با معضلی به نام “هراس از سالخوردگی” بر نمی خوردیم و سالخوردگی را همچون سیب رسیده ای که آماده افتادن از درخت است، نهایت کمال تلقی می کردیم.

هراس از سالخوردگی، به دلیل ترس از تنهایی

این روانشناس با اشاره به افزایش تعداد سالمندان در جهان،مواظبتهای جسمی و روانی را برای این تعداد کافی آگاهی نداشت و اضافه کرد: هراس از سالخوردگی به دلیل ترس از بی کسی و تنهایی است که با توجه به سوق یافتن جمعیت جهان به سمت سالخوردگی، باید سعی کرد برای از بین بردن این هراس از بی کسی و تنهایی، مهارت های رابطه ای را به افراد آموزش داد؛ چرا که بخش اهمیتی می داری از تنهایی آدمیان، به دلیل نداشتن مهارت های ضروری در ایجاد ارتباط اثرگذار با دیگران است. در چنین شرایطی است که جهان و آدمیانش، وابستگان و خویشاوندان یک فرد به حساب مییایند و فرد احساس جدا افتادگی و تنهایی نخواهد داشت.

بحران سالخوردگی و اریک اریکسون

پدرام با اشاره به نظریه اریک اریکسون بیان داشت: اریکسون معتقد است وقتی که یک فرد به سن ۷۰ سالگی می رسد، وقتی زندگی گذشته خود را مرور کند و متوجه شود زندگی اش را درست زیسته ، سن سالخوردگی نه تنها برای او هراس بوجود نمییاورد، بلکه او در این سن احساس رسیدن به عروج می کند.

در واقع از این نظریه اریکسون می‌توان به این نتیجه دست یافت که آنان که در جوانیشان برای تحقق زندگی سالم و درست تلاش کرده اند ،کمتر دچار بحران یأس و ناامیدی در زمان کهنسالی خواهند شد؛ در مقابل چنانچه افراد احساس ناتوانی در ارتباط با زندگی خود در سال‌های قبل از کهنسالی داشته باشند، به مکان رسیدن به مرحله عروج به رکودی اذیت کننده همراه با افسردگی دست پید ا خواهند کرد.

مقابله با هراس از سالخوردگی

پدرام در پایان در پاسخ به این پرسش که برای مقابله با هراس از سالخوردگی چه باید کرد؟ به نسل فردا نقل میکنید: توجه به دارایی های معنوی و درونی افراد که اتفاقا در زمان سالخوردگی افزایش کشف کرده و گذاشتن این قابلیتها در مقابل ضعف ها و ناتوانی ها و مریضیهای جسمی زمان سالخوردگی، سبب می شود که کمتر از سالخوردگی بهراسیم؛ چرا که در زمان کهنسالی دارایی های روانی افراد و حافظه تاریخی آنان بسیار بیشتر از زمان جوانی است. این دارایی‌ها شبکه رابطه ای با تمام کسانی است که به صورت نسبی یا سببی با او ارتباط دارند؛ از قبیل نوه، نبیره و … جهان یک سالمند از گستردگی بیشتری نسبت به جهان یک جوان و نوجوان برخوردار است. نگاه خود محورانه ضعیف سبب می شود این گستردگی را نگاه نکنیم و به آن توجه نداشته باشیم و آن را سرمایه نپنداریم ودر نتیجه از سالخوردگی بهراسیم. با وجود این گستردگی چنانچه فرد مهارت تفکر و روابط سالم را نتواند در خود بوجود آورد، قادر نیست از این گستردگی احساس نشاط و شادمانی داشته باشد؛چرا که ۴۰ درصد نشاط هر انسانی به تندرست او در مبحث شیوه تفکر و مهارت های رابطه ای اش باز می‌گردد و نه به دارایی ، ثروت و تحصیلات او!می توان با ارتباط درست با محیط اطراف خود و ایجاد یک ارتباط درست با درون خود، از سالخوردگی لذت هایی برد که در جوانی از چنین لذت هایی محروم بوده ایم.

__________________________________

گردآوری از : پيروز ی.

روانشناسی و خانواده در بخش خانه و خانواده سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

در صومعه زاهد و در خلوت صوفی
««« »»»
جز گوشه ابروی تو محراب دعا نيست

به چه دلیل بعضی از اشخاص از سالمند شدن به وحشت می افتند؟ (۲ عکس)

TT / 208 — TP / 14%

با دیگران به اشتراک بگذارید

نظر دهید

لطفا جواب سئوال زیر را بدهید *