«شبکه های اجتماعی» فرصت تفکر و خردورزی را از ما گرفته/ باید «زنگ خطر» را به صدا درآوریم (۸ عکس)

«شبکه های اجتماعی» فرصت تفکر و خردورزی را از ما گرفته/ باید «زنگ خطر» را به صدا درآوریم

کاربران شبکه‌های اجتماعی به‌قدری بمباران اطلاعاتی می‌شوند که دیگر تفکر نمی‌کنند؛ شبکه‌های مجازی با تعداد زیادی کانال ما را تنها می‌گذارند با مقدار زیادی از تکالیف مجازی که اثر تکالیف واقعی را دارند؛ شبکه‌های اجتماعی فرصت تفکر را ار ما گرفته‌اند …

عکس شماره ۱ ⇩
عکس   «شبکه های اجتماعی» فرصت تفکر و خردورزی را از ما گرفته/ باید «زنگ خطر» را به صدا درآوریم

به گزارش خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران تسنیم «پویا»؛ امروزه شاهد گسترش و توسعه روز افزون استفاده از اینترنت و فضای مجازی در خانواده ها خصوصاً جوانان و نوجوانان هستیم و طی سالیان اخیر شبکه های اجتماعی از رشد بسیار چشمگیری برخوردار بوده است.

در شرایط امروز، بررسی برخی آسیبهای فضای مجازی و شبکه های اجتماعی توسط کارشناسان امر به مسئله ای ضروری و غیرقابل انکار تبدیل شده است چرا که استفاده ناصحیح از فضای مجازی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی باعث بروز و ظهور مشکلات عدیده ای برای خانوداه ها، جوانان و زوجین شده است و غرق شدن در فضایی «فانتزی» طیف گسترده ای از مردم را دچار سردرگمی و تشویش کرده است.

فضای مجازی و شبکه های اجتماعی می توانند پیامدهایی همچون ایجاد هویت دوگانه، آسیبهای جبران ناپذیر در روابط زوجین، سردرگمی، استرس، ناامیدی و یأس را در پی داشته باشد اما در عین حال کنترل و پیشگیری از بروز این آسیبها نیز امکان پذیر است.

به همین منظور برای بررسی علل و زمینه های گرایش خانواده ها و جوانان به فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، مسئله ایجاد بحران هویت در نوجوانان، آسیبهای اجتماعی نشأت گرفته از فضای مجازی، خط قرمزهای آسیب شناسی در فضای مجازی و تأثیر شبکه های اجتماعی بر ایجاد انحرافات جنسی در جامعه و … میزبان برگزاری نشستی تخصصی با عنوان «بررسی آسیبهای اجتماعی در بستر فضای مجازی» در تسنیم بودیم.

بخش نخست این نشست باعنوان «شبکه های اجتماعی باعث توسعه «انحرافات جنسی» شده اند/ «خوشا به حال» والدینی که موفق به کنترل دسترسی کودکان خود شده اند»، بخش دوم نشست باعنوان «ابتلای زوجین به کنجکاوی مرضی به واسطه شبکه های اجتماعی/ یأس و ناامیدی دستاورد فضای مجازی» در تسنیم منتشر شد؛ در ادامه مشروح بخش پایانی این گفت وگو تقدیم مخاطبان ارجمند تسنیم می شود.

تسنیم: آقای دکتر مدنی، اشاره کردید که باید زنگ خطر زده شود؛ گاهی رسانه ها، زنگ خطر را می زنند اما در جامعه تکنولوژی زده ما، هنگامی که در رسانه مضرات شبکه های اجتماعی اعلام می شود، بسیاری از افراد به دلیل اینکه در این فضا غرق شدند، نمی پذیرند؛ از سوی دیگرآقای دکتر شما می توانید به سرعت در یک مقطع زمانی از این فضا جدا شوید اما طیف وسیعی از مردم نمی توانند این فضا را رها کنند و از آن دل بِکنند، در این موارد چه باید کرد؟

دکتر حریرچی: برای این کار دو اقدام می توانم انجام دهم، اگر نیاز به سرگرمی دارم به دنبال سرگرمیهای دیگر می روم و خود را در شبکه های اجتماعی سرگرم نمی کنم، اگر به موسیقی علاقه دارم، موسیقی گوش می دهم و اگر علاقه به پیاده روی دارم، پیاده روی می کنم.

تسنیم: آیا آگاهی شما نسبت به مخاطرات شبکه های اجتماعی در انجام این کار به شما کمک نکرده است؟

دکتر حریرچی: بله همین طور است و من در عمل نیز دیده ام که باید به این پیامها جواب داده شود و جواب نیز جواب می آورد البته من از شبکه ها استفاده صحیح هم می کنم و بسیاری از پایان نامه دانشجویان را از همین راه دریافت می کنم و خیلی خوب است و شکی در آن نیست.

عکس شماره ۲ ⇩
عکس   «شبکه های اجتماعی» فرصت تفکر و خردورزی را از ما گرفته/ باید «زنگ خطر» را به صدا درآوریم

گرفته شدن فرصت تفکر توسط شبکه های اجتماعی

نکته دیگر این است که شبکه های اجتماعی فرصت تفکر و خردورزی را از ما گرفته است؛ زمانیکه من کتاب مطالعه می کنم می توانم مدام درباره آن فکر کنم و یک جوان نیز در حد خود می تواند همین کار را انجام دهد اما فضای مجازی این فرصت را گرفته است و بمباران اطلاعاتی و فورواردها "Forward" را درخصوص یک مسئله ِای که اتفاق می افتد افزایش داده است، به عنوان مثال در سال گذشته برای حجاج و قضیه جنایت سعودیها چندین یادداشت در جاهای مختلف داشته ام با این عنوان که سعودیها خادم حرمین نیستند، مالک حرمین هستند؛ برای این مسئله در فضای مجازی دو دسته نظر داده شده بود، یکی این بود که شما دارید تفکرات ضد عربی و اقلیتی را افزایش می دهید، نظرهای دیگر هم این بود که چشمتان کور و دندتان نر که میروید آنجا، پیرزنی که گاو خودت را فروخته ای و پولش را در جیب سعودیها ریخته ای و … ؛ من مجبور شدم پاسخ دهم که اصلا تو چه کاره هستی که می خواهی برای آن پیرزن تصمیم بگیری؟ دوس دارد برود و وظیفه شرعی اوست؛ شبکه های اجتماعی این تخریبها و فضاسازیها را نیز به وجود می آورد.

دکتر مدنی: در فضاسازی ایجاد شده، شما باید دفاع کنید و اگر این کار را نکنید بقیه گمراه می شوند.

دکتر حریرچی: بله، باید دفاع کنی و این یکی از دلایلی بود که خودم از این فضا فاصله گرفتم.

تسنیم: حجم ۹۰ درصد از این فضا را نیز همین مطالب گرفته است.

دکتر حریرچی: پس ما مجبور می شویم که مطلب تولید کنیم زیرا من اصلا به فوروارد اعتقاد ندارم، زمانی هم که مطلب تولید می کنیم باید زمان بسیاری را صرف تولید کنیم و زمانی که تولید می کنیم مجبور هستیم گاهاً بعضی موارد را زیر سؤال ببرم، مثل همان مسئله نظرها درباره حجاج و …

در اینجاست که با این جواب، من به عنوان یک آدم مرتجع شناخته می شوم، عیب ندارد شناخته شوم چون من چیزی را نمی خواهم به بقیه ثابت کنم، اگر به خودم ثابت کنم بسیار مهمتر است اما شبکه های اجتماعی به این شکل یک نوع تخریب ایجاد می کند و از طرفی هم تحلیل ارائه می دهد و یک سری اطلاعات به کاربران می هد و توجه ای به این نمی کند که آیا مخاطب ظرفیت آن را دارد؟ آیا از لحاظ سنی می تواند آن را تحلیل کند ؟

تسنیم: همان طور که گفتید، شبکه های اجتماعی در بسیاری از مواقع به واسطه حجم انبوه اطلاعاتی که در هر لحظه به کاربر می دهد، عملاً فرصت تفکر را می گیرد و مخاطب را مجاب می کند که بپذیرد.

دکتر حریرچی: دقیقاً؛ کاربران به قدری بمباران اطلاعاتی می شوند و مطلب دریافت می کنند که درباره آنها دیگر تفکر نمی کنند، برخی اوقات من از روی عصبانیت در بعضی از این گروه ها، می گویم که آیا این مطلبی را که به سرعت فوروارد کردی اصلاً یک بار خوانده ای؟ آیا چند دقیقه تأمل کرده ای که مثلاً چاپلین و … فلان حرف را زده اند؟!

دکتر مدنی: حتی اگر کپی کرده است حداقل یک خط از خودش بنویسد.

دکتر حریرچی:بله! از خودش بنویسد، روی مطلب کامنت بدهد و جرئت کند بنویسد، کاربران فضای مجازی کم می نویسند، نوشتنها، مختصر شده به عزیزم، جیگری، ناناز و … ؛ من می خواهم این را بگویم که کسانی که عضو این شبکه ها هستند عمدتاً هیچ تولید و کامنتی ندارند نظری نمی دهند.

دکتر نبوی: البته آقای دکتر در فضای مجازی شبکه های خیلی خوب هم وجود دارد.

دکتر حریرچی: بله؛ منظور من شبکه هایی است که اکثر جوانان ما در آن فعالیت دارند، شبکه هایی که درباره تغذیه، سلامتی و ورزش مطلب می گذارند وجود دارند اما اینها سرگرم کننده نیستند؛ مطالبی که در آن می گویند که مثلا نمک کم مصرف کن، در روز ورزش کن و … دارای جاذبه نیستند و مخاطب آنها را انجام نمی دهد پس این مطالب فوروارد نیز نمی شوند.

در صورت تغییر باور، رفتار نیز تغییر می کند

ما یک چیزی داریم که به آن «کپ» می گوییم یعنی برای اینکه تغییری دائمی ایجاد کنیم ابتدا باید دانش و آگاهی را افزایش دهیم، این افزایش دانش باید در صورتی انجام شود که مخاطب فرصت داشته باشد نظر خود را بیان کند به عنوان مثال می گوید سیگار مضر است و فرصت به من داده می شود که بگویم نه! پدر بزرگ من ۹۰ سال سن داشت و سیگار می کشید و بسیار هم سر حال بود و بعد از آن جواب داده شود که بسیاری از جوانان هستند که در سن ۳۰ یا ۴۰ سالگی به خاطر سیگار چه مریضیهایی گرفته اند، اگر این اتفاق روی ندهد، باور من تغییر نمی کند و زمانیکه باور من تغییر کرد در نتیجه رفتار من تغییر می کند پس ما در زمینه فضای مجازی دانش مردم را نسبت به مضراتی که این فضا می تواند داشته باشد بالا ببریم و در کنار آن فواید فضای مجازی را هم بیان کنیم چون اگر یک طرفه و به صورت پند و اندرز بخواهیم این مسائل را بیان کنیم دیگر کسی گوشش به این حرفها بدهکار نیست.

ایجاد فرصت صحبت کردن با فرزندان توسط والدین

والدین باید فرصتی ایجاد کنند تا فرزندان با آنها صحبت کنند، والدین امروزه با فرزندان خود گفت وگو نمی کنند، گفت وگو یعنی اینکه والدین اجازه دهند فرزندان نظر خود را در مقابل اطلاعاتی که از سمت والدین دریافت می کنند، بیان کنند، اگر این اتفاق افتاد می توانیم یک رفتار دائمی را تغییر دهیم، رفتاری که ناپسند و مضر برای حال فرد است.

دکتر مدنی:شبکه های مجازی با داشتن تعداد زیادی از کانالهای محتوایی ما را تنها می گذارند با مقدار زیادی از تکالیف مجازی و تکالیف مجازی نیز اثر تکالیف واقعی را برای ما دارند و باعث ایجاد استرس می شود یعنی اهداف ما گسترده می شود اما از واقعیت دور است؛ ما در مشاوره نیز می گوییم «کسانی دچار استرس هستند که خود را مکلف به اهدافی کرده اند که بیشتر از توانایی خودشان است» مثلاً می گوید من می خواهم پزشک شوم در صورتی که به زیست شناسی علاقه ندارم؛ شبکه های اجتماعی نیز به ما گزینه های زیادی می دهد تا فقط بطلبیم در صورتی که تنها هستیم، پس ما را دچار سردرگمی می کند، در این مرحله به یک روانشناس نیاز داریم تا این موارد را خنثی کند و بگوید که اصلاً هدفمان این نیست و تعارض در اهداف است.

عکس شماره ۳ ⇩
عکس   «شبکه های اجتماعی» فرصت تفکر و خردورزی را از ما گرفته/ باید «زنگ خطر» را به صدا درآوریم

تبدیل شدن مخاطبان شبکه های اجتماعی به «آزمودنیهای غیرداوطلب»

ما از روشهای نوین استفاده می کنیم و نتایج سنتی مثل تعهد، دوستی، صمیمیت و معرفت می خواهیم؛ ما با شبکه های اجتماعی تبدیل شده ایم به «آزمودنیهای غیر داوطلب» که به صورت داوطلبانه دارند از ما استفاده می کنند و چه بسا ۱۰۰ سال آینده، نتیجه عمر کوتاه ما، روابط گسسته شده و … منجر به نتایجی شده باشد که به صورت علمی در اختیار نسلهای آینده قرار گیرد، اگر این مسائل به مردم گفته شود زمانی که تلفن همراه را با هیجان در دست می گیرند با کمی تردید و دقت بیشتر از آن استفاده و حضور خود را مدیریت می کنند؛ در مشاوره ها می گوییم تخم شک را جایی که باید کاشت، می کاریم و شکی که در رابطه با شبکه های مجازی باید انداخته شود همین است که شاید ما موشهای آزمایشگاهی برای نسلهای آینده هستیم و آیا ما می خواهیم نسل سوخته باشیم یا نه؟!

دکتر حریرچی: این شبکه های اجتماعی فرصتی برای فرافکنی ها است.

دکتر مدنی: شرکتهای اندروید، گوگل و یاهو پایگاهی هستند که اطلاعات ما را با تعداد آزمودنیهای N برابر است با کل جهان جمع آوری می کنند؛ من یادم است که در گذشته می گفتند که بیاید در دبی چشمهایتان را آزمایش کنیم و من بسیار ناراحت شده بودم که دارند برای ایرانیها دیتا بیس "Data Base" درست می کنند اما در حال حاضر دیتا بیس تمام ما و حتی موقعیت مکانی که در آن هستیم را دارند.

به طور مثال شرکت سامسونگ در گوشیهای جدید خود، قفل صفحه آن با چشم باز می شود یعنی دیگر لازم نیست افسر پلیس آمریکایی از شما بخواهد که آزمایش شوید و شما احساس حقارت کنید، فرد با افتخار می رود پول می دهد تا آزمایش چشم خود را با تلفن همراه انجام دهد، این اطلاعات کجا می رود و در اختیار چه کسانی است؟

زنگ خطر استفاده از فضای مجازی باید توأم با امید باشد

این یک مثال امنیتی بود و در حال حاضر که بنیاد خانواده ها از هم گسسته می شود، اتفاقی که به صورت رایگان رخ داده است، واقعا خوب است بعضی وقتها این شَکها را به جان افراد بیاندازیم چون باعث می شود آگاهانه تر با این مسائل برخورد کنند؛ این زنگ خطرها باید توأم با امید و روش باشد به عنوان مثال افرادی که پولدار هستند اما از موبایل استفاده نمی کنند، در خاطر دارم که زمانی بیل گیتس را به تلویزیون آورده بودند و در برهه ای بود که همه علاقه داشتند مثل او بشنوند، زمانی که این شخص گفت در کیف من کارت اعتباری وجود ندارد و اعتقادی به آن ندارم، مردم باور نمی کردند، این موضوع برای من آموزنده بود که بیل گیتس به آن ثروت در کیف خود کارت اعتباری ندارد و حتی می گفت از تلفن همراه استفاده نمی کنم، موارد مشابه بیانگر این هستند که بدون چنین وسایلی نیز می توان موفق شد.

ایجاد نیازهای کاذب با استفادت از فضای مجازی

اکنون فضایی به وجود آورده اند که فرد می گوید اگر از این وسایل استفاده نکنم، بسیار عقب می مانم، بدبخت و بیچاره می شوم؛ در صورتی که این یک توهم است و عقب ماندگی حاصل نمی شود و این فقط یک نیاز کاذب است که برای مردم به وجود آورده اند و منجر به یأس و ناامیدی کاذب نیز می شود.

دکتر حریرچی: بله نیاز کاذب به وجود می آورده اند؛ مدتی قبل به ایتالیا رفته بودم، صف کتاب فروشیها بسیار شلوغ بود و تمام آنها جوان بودند، در مترو همه مشغول مطالعه کتاب بودند به جز کسانی که احتمالاً مسافر بودند، در آنجا شخصی حق ندارد داخل مترو با صدای بلند با تلفن همراه صحبت کند زیرا با این کار حق دیگران را ضایع می کند؛ زمانی در کشور خودمان سوار یک اتوبوس شدم که یک آهنگ تند پخش می کرد و من به راننده تذکر دادم، راننده گفت اگر دوست نداری پیاده شو، گفتم پیاده نمی شوم و یقه تو را هم می گیرم زیرا من دوست ندارم این آهنگ را گوش دهم و این نیز حق من است؛ گفت برو با ماشین شخصی خودت بیرون بیا ، گفتم من می خواهم از وسیله نقلیه عمومی استفاده کنم و مقابل کار اشتباه تو نیز می ایستم.

مطالعه کتاب و روزنامه در اماکن عمومی در کشورهای غربی

در کشورهای غربی در پارکها کتاب یا روزنامه مطالعه می کنند اما در پارکهای ما چگونه است؛ می گویند برویم پارک، وقتی می رویم پارک پدر، مادر و فرزندان تلفن همراه خود را در دست می گیرند و مشغول می شوند، به فرزندان می گویند برو در زمین بازی، بازی کن و بعد از مدتی که گذشت، فرزند هم در یک کنجی مخفی می شود و با تلفن همراه خود بازی می کند.

دکتر نبوی: من چند مصداق از زمانیکه مسئول کلینیک روانشناسی بودم بیان می کنم چون اکثر پرونده ها را بررسی می کردم، در آن زمان یک زن و شوهر که از اهالی جنوب شهر، دارای زندگی خوبی و سرآمد اقوام بودند، بعد از مدتی که وضعشان بهتر می شود یک ماهواره می گیرند و این ماهواره سرآغاز مشکلات آنها شده بود و برای مشاوره طلاق آمده و هر دو متعجب بودند که چرا به این مرحله رسیده اند؛ در یک مورد دیگر یک زوج مذهبی بر اثر دیدن فیلمهای مستهجن در یک رابطه ضربدری قرار گرفته و دچار عذاب وجدان شده بودند، پایه زندگی ایرانیها، مذهبی است اما بر اثر دیدن این فیلمها و برخی رخدادهای دیگر دچار هیجاناتی می شوند که منجر به بروز این اتفاقات می شود؛ مصداق دیگر همسر نماینده یک خبرگزاری اروپایی در ایران بود، این شخص با اینکه شوهر داشت اما دارای چند دوست پسر هم بود.

عکس شماره ۴ ⇩
عکس   «شبکه های اجتماعی» فرصت تفکر و خردورزی را از ما گرفته/ باید «زنگ خطر» را به صدا درآوریم

داشتن فرزندان خوب با عدم استفاده از ماهواره

یکی از اساتید بزرگ دانشکده ما می گوید اگر می خواهید فرزندان خوبی داشته باشید، سایه آنتن ماهواره هم نباید روی بام خانه های شما بیاید؛ تمام حرفهایی که ما اینجا زدیم یک حلقه مفقودی دارد که آن افزایش آگاهی خانواده ها است؛ اینکه مقام معظم رهبری سیاستهای کلی خانواده را ابلاغ می کنند یعنی یک نیاز بسیار مهم در جامعه ما وجود دارد و وظیفه ما است که به خانواده ها آگاهی بدهیم.

سالهای گذشته یک طرحی را در وزارت خانواده ارائه داده بودم و به چند نفر نیز آن را نشان دادم؛ آقای دکتر حریرچی گفتند که والدین با یکدیگر گفت وگو نمی کنند، چه کسی باید این موضوع را به آنها آموزش دهد؟ کدام سازمان و نهاد عهده دار این وظیفه است و باید به والدین آموزشهای لازم را بدهد.

تسنیم: از مقتضیات زندگی امروزه این است که پدرها زمان بسیاری را در خانه نیستند و زمانی هم که به خانه می آیند، وقت خود را با گوشیهای هوشمند و فضای مجازی می گذرانند؛ زمانی که سرانه مفید حضور پدر در خانواده دو ساعت است آیا این دو ساعت را باید در شبکه های اجتماعی غرق شوند؟

دکتر نبوی: دقیقاً همین طور است و خواهش من این است که طرح ایجاد «وزارت خانواده» را با صدای بلند رسانه ای کنید.

دکتر مدنی: یک مستند کوتاهی به نام «رو به قبله» دیدم که از فیلمهای جشنواره عمار و بسیار آموزنده بود؛ داستان این فیلم درباره خانواده ای بود که یکی از والدین قصد نصب ماهواره داشت و دیگری مخالف بود، در این فیلم که کمدی آموزشی بود، زمانی که پدر می رود تا ماهواره را نصب کند، به طور اتفاقی درب پشت بام بسته و در بام گرفتار می شود و پس از آن خجالت می کشد و در نهایت از نصب ماهواره منصرف می شود.

دکتر حریرچی: اعتقاد دارم که براساس پژوهش باید مصادیق را بیان کرد و نقطه مقابل مضرات آن نیز گفته شود به عنوان مثال می تواند بگوید که برنامه های تلویزیونی شما نیز در واقع برنامه رادیویی است؛ برنامه های تلویزیونی ما چه برنامه مفیدی دارد که حالا می گویند برنامه های ماهواره را نگاه نکنید، تلویزیون باید فضاهای خالی خود را بشناسد و اجازه دهد توپ در زمین مردم باشد؛ مسئولان مملکت و صداوسیما نیز مسئول هستند و باید حقی را برای مردم اختصاص دهند، باید حق خوش بودن و حق تفریح سالم برای مردم تعریف کنند، تفریح سالم یعنی چه؛ وقتی تعریف تفریح سالم بیان شود، خود به خود تفریح مخرب مشخص می شود اما ما می گوییم یک تفریحی مخرب است در حالی که نمی توانیم بگوییم کدام تفریح سالم است، منظور من از سلب و ایجاب که بیان کردم همین مورد است.

استفاده ۷۰ درصد ایرانیان از ماهواره

۶۰ تا ۷۰ درصد از ایرانیان ماهواره نگاه می کنند و برخی از آنها می گویند که به دلیل شنیدن اخبار صحیح، ماهواره نگاه می کنند چون تلویزیون ایران اخبار درست را نمی گوید، تمام جهان در سختی هستند و فقط ایران خوشبخت است به طوری که خودمان هم خبر نداریم؛ یک نفر با ماشین به دو نفر زد و یکی از آنها مرد، آن فردی که زنده مانده بود شروع به فریاد زدن کرد و راننده گفت چه خبر است، ببین او مرده است اما صدایش نیز در نمی آید.

استفاده از شبکه های اجتماعی به منظور پر کردن تنهایی

یکی از دانشجویان دانشگاه علامه تحقیقی انجام داد درباره اینکه چند درصد از دختران این دانشگاه از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند، در آخر به این نتیجه رسید که اکثر جمعیت دختران دانشگاه از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند و به این وسیله تنهایی خود را پر می کنند؛ آیا تنهایی را از راه دیگری نیز می توان پر کرد؟

ایجاد خوشیهای دست جمعی

بله! در صورتی که فرصتهای آن وجود داشته باشد؛ خوشی، دست جمعی بودنش ارزش دارد اما ما جلوی خوشیهای دست جمعی را گرفته ایم اما منظور من ابتذال نیست و سکس پارتی، کوک پارتی و … در شأن جامعه ما نیست و باید به جای شناخت آسیب دیده، زمینه های آسیب را بشناسیم.

افراد دانشگاهی ، اصحاب رسانه و … باید دست به دست هم بدهیم و در درجه اول مسئولان و سپس والدین را بیدار کنیم، به این ترتیب جوانان به نقطه قابل قبولی می رسند.

دکتر مدنی: من دوست دارم که جامعه ما به یک سری از مسائل حساس شود و همان طور که گفتید همزمان به علت و معلول توجه کنیم که باید در قالب همان آزادی متناسب با آگاهی باشد؛ نمی دانم چرا به آن جمله ای که گفتید ایرانی ها حق خنده، شادی، تفریح و … دارند، حساس شدم، به اینکه در این باره ایراد گرفتید حساس شدم.

تسنیم: لطفا کمی بیشتر توضیح دهید.

دکتر مدنی: شاید تعجب کنید اما وقتی از من پرسیده می شود که مشکل اصلی در ایران چیست؛ می گویم «آزادی مفرط»، تعجب می کنند و می گویند منظورت از آزادی چیست؟

اینکه کسی شکایت خود را علنی فریاد می زند به این خاطر است که می خواهد آرامش داشته باشد؛ به بانک رفته بودم و یک شخصی مقدار زیادی پول در دستش بود و به نظر می رسید که قصد دارد به خارج از کشور برود چون تمام پول خود را به صورت نقد دریافت می کرد، شروع به فریاد زدن کرد که این چه مملکتی است، هیچ ارزشی ندارد، می خواستم بگویم یک مقداری از این پول را که ارزش ندارد به من بده؛ ببخشید اگر مدام می گویم خارج اما در خارج شخصی اگر بخواهد خودکشی کند یک صدا خفه کن روی اسلحه خود می گذارد تا در لحظات آخر مزاحم همسایه خود نشود و حق همسایه اش نیست که اذیت شود؛ در ایران ما سالم هستیم اما شروع می کنیم به شکایت کردن و غر زدن که آزادی و … نیست!

تسنیم: آقای دکتر این مسئله در جامعه ما به یک فرهنگ تبدیل شده است، این فرهنگ به نظر شما از کجا آمده است؟جامعه ایرانی که به نعمتهای اطراف خود از قبیل امنیت، محبت موجود در خانواده ها و … توجه نمی کند و داشته های خود را نمی بیند اما نداشته های توهمی خود را بزرگ می کند و آن را به افراد دیگر القاء می کند و بر سر آنها می زند؛ این فرهنگ از کجا نشأت گرفته است؟

دکتر مدنی: این مسئله خود ریشه فرهنگی دارد و می تواند نشأت گرفته از برداشت غلط نسبت به برخی موضوعات باشد؛ دلیل برخی افراد که آنها را می شناسم و دارای نعمتهای فراوانی هستند اما باز هم شکایت دارند این است که فکر می کنند مردم چشمشان می زنند و جلوی نعمتشان گرفته می شود، پرهیز از چشم خوردن و … است؛ اگر جامعه شناسان، فرهنگ شناسان و مردم شناسان بیایند و تحقیق کنند چه بسا دلیل این مسئله را پیدا کنند و باید این مسائل برای تمام مردم گفته شود؛ گاهی نیز به اشتباه و با برداشت غلط قصد تواضع، دوری از ریا و … دارند.

دکتر حریرچی: ما یاد گرفته ایم که دیگران را در خوشیهای خود سهیم نکنیم و همیشه خودمان را بدبخت جلوه دهیم؛ من اگر در همین جا با مادرم تماس بگیرم و بپرسم مادرجان حالت چطور است؛ با صدای دردناک می گوید که بد نیستم البته برایش توضیح داده ام که اگر به این شکل صحبت کنی یعنی ناشکری می کنی و همیشه وضعیت بدتری هم وجود دارد، پس از آن که برایش توضیح دادم دیگر می گوید خداروشکر، خدا به من لطف کرده که فرزندانی مثل شما به من داده است.

مادرخانم من که چند روز گذشته سالگرد ایشان بود، در زمان حیاتش، من و همسرم برایش پرستاری می کردیم؛ همسرم می گوید یک روز با مادرم تماس گرفتم و دیدم که احوال پرسی عجیبی می کند، وقتی از او پرسیدم گفت من فکر کردم خاله تو است که به این شکل صحبت کردم یعنی اگر خواهرش بود احوال پرسی می کرد اما چون فرزندش است مظلوم نمایی می کند.

ایجاد توقع در صورت خوش بودن

یک نوع مظلوم نمایی را به ما یاد داده اند که بگوییم خوش نیستیم چون خوش بودن توقع ایجاد می کند؛ اگر شما بدانید که من خوش هستم یعنی وضعیت خوبی دارم.

عکس شماره ۵ ⇩
عکس   «شبکه های اجتماعی» فرصت تفکر و خردورزی را از ما گرفته/ باید «زنگ خطر» را به صدا درآوریم

تسنیم: یعنی دچار نوعی فقر اجتماعی شده ایم؟

دکتر مدنی: بله! یعنی من را کنار بگذارید چون من خود نیاز به کمک دارم.

دکتر حریرچی: چون برای شخص مسئولیت به دنبال دارد و برای فرار از پذیرش مسئولیت، این کار را می کند.

دکتر مدنی: فرهنگ چانه زنی هم از همین گروه می تواند باشد.

دکتر حریرچی: یعنی می خواهند بگویند من ناچار، ندار و ناخوش هستم پس از من توقع نداشته باشید و به همین خاطر سلامت اجتماعی در خطر است؛ ما یک واژه ای داریم باعنوان "Social health" یکی از موضوعاتی که دانشجویان ما در پایان نامه روی آن کار می کنند "Social health" است؛ متأسفانه در جامعه دانشگاهی ما نیز به اشتباه فکر می کنند که جامعه سالم همان "Social health" است در صورتی که "Social health" یک مسئله فردی و به معنای «سلامت اجتماعی» است؛ سلامت اجتماعی یعنی اینکه جامعه مقابلِ من یک آینه است و من خود را در این آینه چگونه می بینم و سؤالاتی توسط «کیِز» در این بحث طرح شده است از جمله می گوید چند نفر را می شناسی که در گرفتاریها بتوانند کمکت کنند؟ دوستان خودت را به چه اندازه می بینی؟ به چه اندازه با اعضای خانواده ات احساس نزدیکی می کنی؟

شناخت خود در شبکه های اجتماعی واقعی

در شبکه های اجتماعی واقعی است که ما خودمان را می شناسیم و می فهمیم که چه کسانی توانایی کمک کردن به ما را دارند و احساس امنیت می کنیم اما ما برعکس این عمل را جلوه می دهیم، غیرمستقیم می گوییم که روی من حساب نکنید و می خواهیم رفع مسئولیت کنیم و برای اطرافیان خود وقت نگذاریم؛ درباره مسائل مختلفی می توانیم برای هم پُرچونگی کنیم اما حاضر نیستیم وقت واقعی برای یکدیگر بگذاریم؛ ما به حرفهای یکدیگر گوش نمی دهیم چون اگر درد و گرفتاری شما را بدانم برای من مسئولیت ایجاد می شود و به همین دلیل است که ما باهم گفت وگو نمی کنیم و در مقابل باهم چت می کنیم، چت کردن یعنی حرفهای بیهوده زدن.

در مشاوره ها بهترین راه حل گفت وگو است، گفت وگو بسیاری از مسائل را حل می کند و اگر لازم باشد تنها به یک میانجی احتیاج دارد.

دکتر مدنی: "Active Listening" یعنی «گوش دادن فعال» یکی از مهارتهای مشاوره است.

دکتر حریرچی: میگویند به حرف فرزند و همسر خود گوش کنید و لازم نیست بلافاصله چیزی بگویید؛ فرض کنید من با همسرم در یک جلسه ای نشسته ام، به جای اینکه درباره یک موضوعی گفت وگو کنیم شروع به جدل می کنیم یعنی من می خواهم حرف خود را ثابت کنم و او هم می خواهد حرف خود را ثابت کند و این اتفاق در سیستم اجتماعی ما نیز رخ می دهد، در آخر هم می خواهیم بگوییم که من برنده ام در حالی که در یک شرایط گفت وگو، همان طور که مثلاً در برجام انجام دادند، دلیلی ندارد که فوری به نتیجه برسیم و تمام آنچه که داریم را روی دایره قرار دهیم، باید درباره یک مورد به صورت کوتاه صحبت کنیم سپس مکان را ترک کنیم، به خارج از آن فضا یا اتاق خود برویم تا کمی هوا به سرمان بخورد، بگذاریم مخاطب درباره حرفهایی که زده ام فکر کند و من هم درباره حرفهای او فکر کنم، پس از آن زمانی که بهم برسیم رفتارمان نسبت به زمانی که بخواهیم در همان جلسه به یک نتیجه برسیم، فرق می کند.

آموزش مهارت از وظیفه مشاوران است

وظیفه مشاورین، اینجا معنا پیدا می کند و باید به مردم این مهارتها را یاد بدهند؛ بیل کلینتون یک رابطه ای با منشی خود داشت و میان او و هیلاری کلینتون مشکل به وجود آمد و هیلاری کلینتون به دلیل مسائل حزبی این مسئله را انکار می کرد، بعد از اینکه کلینتون کناره گیری کرد و همه چیز منتفی شد، آمد و گفت عزیزم ما از ۱۶ سالگی باهم آشنا شدیم و عشق و عاشقی داشتیم، تو چطور این کار را کردی؛ گفت من در کاخ سفید خسته بودم و … ، هردو می خواستند زندگی خود را ادامه بدهند بنابراین یک سال هر پنجشنبه، به مدت دو ساعت به مشاوره رفتند تا مشاور به آنها کمک کند و مشخص شود که بیل کلینتون چگونه تحت تأثیر قرار گرفته است؛ این فضاها فرصت گفت وگوها را از ما می گیرد چون باید خودت را به شکل دیگری در آن جلوه بدهی؛ گفت وگوی چهره به چهره تأثیر متفاوتی دارد و ما خود را از آن محروم کرده ایم و این مسئله ای است که باید درباره آن به مردم آگاهی دهیم.

تغییر نحوه بیان برای تأثیرگذاری

دکتر مدنی: باید زنگ خطر را بزنیم اما از کلی گویی پرهیز کنیم و مثالهای کوتاه و ملموس بزنیم؛ فیلمهایی است که چند تصویر را نشان می دهد و در آخر می گوید انتخاب با شماست، من واقعا مو به تنم سیخ می شود زمانی آنها را می بینم چون می دانم اثربخش است.

ما پرده های خانه را برای شست وشو باز کرده ایم و من تازه متوجه شده ام که در ساختمانهای دیگر به چه اندازه حجب و حیا کنار رفته است، شبها پرده را بالا نگه می دارند و آن را نمی بندند و مرد و زن در خانه دیده می شوند و یک تلویزیون بزرگ هم مشخص است که برنامه های ماهواره را پخش می کند، این موضوع را زمانی متوجه شدم که تلویزیون ما اذان گفت اما تلویزیون آنها برنامه دیگری را نشان می داد و نمونه های مشابه بسیاری وجود داشت و آن خانه تنها مورد نبود.

عکس شماره ۶ ⇩
عکس   «شبکه های اجتماعی» فرصت تفکر و خردورزی را از ما گرفته/ باید «زنگ خطر» را به صدا درآوریم

دکتر حریرچی: خیلی راحت اجازه می دهیم مردم وارد حریم خصوصی ما شوند.

دکتر مدنی: حتی در برخی کشورهای اروپایی و امریکایی اینگونه نیست و وقتی غروب می شود پرده ها را می کشند اما اینجا باز می گذارند و من این اتفاق را نتیجه ماهواره و شبکه های اجتماعی می دانم.

تسنیم: آقای دکتر ما در بعضی از حوزه ها به کدام سمت رفته ایم که از خود جوامع غربی هم بدتر شده ایم و شما برخی از مصادیق آن را بیان کردید و سقوط ما شدیدتر و وخیمتر است؛ جامعه ما به چه سمتی در حال کشیده شدن است؟ با دیدن بعضی رخدادها، از افراد رسانه ای نیز سلب امید می شود و می گوییم که دیگر فایده ای ندارد.

دکتر مدنی:افراد سردرگم که خود من هم به مقدار کمتری از لحاظ علمی جزء آنها محسوب می شوم، گیج هستند و نصیحت پذیر، نهی پذیر، امر به معروف پذیر و … نیستند چون فکر می کنند این مصادف با گرفتن آزادی آنهاست؛ تنها راه این است که ما یک فلسفه امیدوار کننده نسبت به خواسته های مردم داشته باشیم؛ من نمی توانم به کسی مشاوره دهم اگر این فلسفه را باور نداشته باشم که ۹۹ درصد مردم می خواهند خوب باشند و اگر در حال حاضر مقابل ماهواره نشسته اند و یا قصد گرفتن طلاق دارند از روی ناچاری است.

مسئولان نمی دانند، نمی توانند و نمی خواهند

من همیشه درمورد اینکه می گویند مسئولان نمی خواهند، به فرزندم می گویم بگو نمی دانند، نمی توانند و نمی خواهند؛ نمی خواهند آخرین فحشی است که باید به افراد داده شود، هم برای مسئولان هم افراد دیگر اما ما همیشه می گوییم نمی خواهند، این اسناددهی غلط باعث می شود دنبال راهکارهای درست در حد خانوادگی و اجتماعی نباشیم؛ مردم می خواهند اما نمی دانند این ندانستن همان آگاهی است؛ نمی دانند اگر از مسیر ماهواره بروند به ناکجا آباد، بدبختی، طلاق و … کشیده می شوند و چون نمی دانند آزمودنی می شوند.

تسنیم: پس چرا آن زمانی که آسیب می بینند متنبه نمی شوند؟

دکتر مدنی:همسایه من در آمریکا به من گفت من دو فرزند جوان دارم و آنها را کنترل می کنم و حق ندارند از یک ساعتی به بعد تلویزیون ببینند، من اجازه نمی دهم دخترم شلوار کوتاه بپوشد؛ مسئله خود نظارتی در جوامع غربی وضعیت بهتری نسبت به جامعه ما دارد.

دکتر حریرچی: چون صدمه های موجود را دیده اند.

دکتر مدنی:بله؛ چون صدمات آن را آهسته دیده اند و اخبار صدمات که ممکن است رخ دهد را شنیده اند اما ما به طور ناگهانی در این آزادی قرار گرفته ایم.

تسنیم: یعنی ما در حال حاضر قبل از مراحلی هستیم که آنها گذارنده اند و بازگشته اند؟ یعنی باید جامعه ما آن ضربه را بخورد و پس از آن برگردد؟

دکتر مدنی: بله، صددرصد؛ ای کاش آن ضربه را نمی خوردیم اما هم اکنون این ضربه را خورده ایم.

دکتر حریرچی: به یک بن بستی می رسیم و زمانی که سرمان به دیوار خورد برمی گردیم.

تسنیم: خب شاید این مسئله باعث فروپاشی شود!

دکتر حریرچی: بله! در حال حاضر نیز دچار فروپاشی اخلاقی شد ه ایم.

دکتر مدنی:من در کلاس به بچه ها می گویم آنهایی که صدای من را می شنوند فقط حواسشان به کلاه خودشان باشد که باد نبرد؛ در حال حاضر این بحران آمده است و ما در آن قرار داریم؛ اگر اجازه رسمی تلگرام را هم نمی دادند با فیلترشکن و نرم افزارهای دیگر به آن وارد می شدیم اما هم اکنون در آن هستیم و آن مصونیت فردی و خانوادگی را باید به مردم آموزش دهیم، با امید داشتن به اینکه مردم می خواهند.

در بحث گروگانگیری دیده اید که چگونه فرد را راضی می کنند تا سلاح خود را کنار بگذارد؛ ما نیز باید به هزار ترفند کاری کنیم که این شبکه ها و فضا را کنار بگذارند یا استفاده از آن را کاهش دهند؛ با زبانی که ما می گوییم بد است، گناه است و … فایده ای ندارد؛ مردم می خواهند مذهبی باشند و من این را مطمئن هستم.

سردرگمی موجود در جامعه در نمادهای آرایشی افراد نشان داده می شود؛ دختر ۱۵ ساله با خانواده مذهبی به من مراجعه کرد که خانواده، او را در این سن ازدواج داده بودند در حالی که سه ماه قبل از ازدواج با پسر عموی شوهر خود رابطه داشته است؛ این مسئله را که در کلاس می گویم، همه دانشجوها می گویند دیدید مذهبی ها بیشتر مشکل دارند؛ می گویم نه اینگونه نیست، مذهبیها هنوز وضعشان خیلی بهتر از کسانی است که مذهبی نیستند اما به این دلیل به چشم می آیند که انتظارات جامعه و افراد از آنها بالاتر است.

عکس شماره ۷ ⇩
عکس   «شبکه های اجتماعی» فرصت تفکر و خردورزی را از ما گرفته/ باید «زنگ خطر» را به صدا درآوریم

دکتر حریرچی: وقتی صحبت از توسعه می کنیم، توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و من در آخر می گویم اخلاقی مدنظر است یعنی این توسعه ها اگر نباشد ما توسعه اخلاقی را در جامعه نخواهیم داشت؛ برای جوان یک اجبار به وجود آمده است که سمت شبکه های اجتماعی برود و یک انتخاب نیست، احساس اجبار است که من سمت ماهواره می روم و اگر تلویزیون ما مفیدتر بود، می توانستم انتخاب بهتری داشته باشم؛ همه مردم دارند آسیب می بینند و می دانند که آن چیزی که می خواهند نیست.

خانمی که پای چت رومها نشسته است و یکی می گوید شما خیلی خانم هستی، شوهرت چه خانم خوبی دارد، می شود عکس خودت را بفرستی و …؛ این فرد خودش می داند که این کار خلاف اخلاق و خلاف آن تعهدی است که امضا کرده است اما این کار نتیجه سردرگمی وی است.

بالا بودن سهم مسئولان در برنامه ریزیها

سهم مسئولان و سردمداران بسیار بالا است و اگر می خواهند جامعه به سمت درستی برود باید برنامه ریزی و هزینه کنند.

دکتر مدنی:در حال حاضر خیلی از سردمداران دیگر نمی توانند کاری انجام دهند مگر اینکه هنرمندان معجزه ای به وجود بیاورند و خلاقیتی داشته باشند.

تسنیم: برخی اوقات فضایی که این افراد در آن قرار دارند در راستای تشدید فضای موجود در جامعه است و در راستای فرهنگ مبتذل و تکراری فعالیت می کنند.

دکتر مدنی: برای دعای ندبه اخیراً به یک جایی می رویم که خارجیها آنجا می آیند در این جلسه مسئول شبکه "W.I.N"می گفت این شبکه حدود ۳۰۰ میلیون جمعیت دارد و به زبان هندی صحبت می کند که هم هندوها و هم پاکستانیها بفهمند، می گفت که با رئیس رسانه ملی صحبت کرده که می خواهیم فیلمهای شما را پخش کنیم فقط شرط گذاشته است که ما باید آنها را تدوین کنیم چون خیلی از فیلمهای شما اسلام را ترویج نمی کند و جزو اهداف شبکه ما نیست و مخاطبان ما ریزش می کنند.

عکس شماره ۸ ⇩
عکس   «شبکه های اجتماعی» فرصت تفکر و خردورزی را از ما گرفته/ باید «زنگ خطر» را به صدا درآوریم

دکتر مدنی:در آمریکا شخصی برای من یک اکانت درست کرد و زمانی که خواستیم آن را ببندم قابلیت بسته شدن نداشت و دارای چسبندگی بالایی بود و باید منتظر می شدیم تا غیرفعال شود؛ پیامهایی که به مردم می دهیم باید توأم با مثالهای امیدوار کننده باشد، مثل بیل گیتس که گفته شد؛ باید گفته شود که تلگرام و شبکه های اجتماعی دیگر وجود دارد اما نیازی به آنها نیست و باید به دل مردم شک بیاندازیم، یک معتاد می گوید نمی توانم ترک کنم اما وقتی بگوییم می شود مقدار آن را کم کرد، قبول می کند.

دکتر حریرچی: تمام این کارها در حوزه فضای مجازی کاملاً آگاهانه است و می خواهند که سر جوانان را با این نرم افزارها و شبکه های اجتماعی گرم کنند تا از اطراف خود خبر نداشته باشند.

دکتر مدنی: از لحاظ روانشناسی ما تنها افرادی را می توانیم کمک کنیم که به صورت داوطلبانه درخواست کمک دارند.

********************************

نگارنده : پريدخت ح.

اجتماعی در بخش اخبار سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

چشم بد دور کز آن تفرقه‌ات بازآورد
««« »»»
طالع نامور و دولت مادرزادت

«شبکه های اجتماعی» فرصت تفکر و خردورزی را از ما گرفته/ باید «زنگ خطر» را به صدا درآوریم (۸ عکس)

TT / 0 — TP / 0%

با دیگران به اشتراک بگذارید

نظر دهید

لطفا جواب سئوال زیر را بدهید *