شیوه های هنری فیلم سازی آقای اصغر فرهادی (۵ عکس)

ترفندهای هنری فیلم سازی اصغر فرهادی

عکس شماره ۱ ⇩
عکس ترفندهای هنری فیلم سازی جناب آقای اصغر فرهادی

ترفندهای هنری فیلم سازی جناب آقای اصغر فرهادی

معمولا فیلم های جناب آقای اصغر فرهادی هنگام تماشا و بعد از آن نیاز به تامل زیادی دارند و درگیر کردن ذهن مخاطب یکی از ترفندهای فیلم سازی فرهادی می باشد. به فروش رساننده هفتمین فیلم جناب آقای اصغر فرهادی است در طول پانزده سال. نخستین فیلم او «رقص در غبار» در سال ۱۳۸۱ به نمایش درآمد.

در این مدت یکی از فیلم های اول، «طلاق نادر از سیمین»، جایزه اسکار خوب ترین فیلم خارجی را گرفته و «به فروش رساننده»، برنده جایزه خوب ترین بازیگر و خوب ترین فیلمنامه جشنواره فیلم کن شده است. چنانچه بخواهیم در یک نگاه کلی بگوییم ویژگی فیلم های جناب آقای اصغر فرهادی کدام اند، و آیا می توان از سینمای جناب آقای اصغر فرهادی به عنوان سینمایی قابل معرفی صحبت کرد، به سه مورد مهم قادر هستیم اشاره کنیم:

فیلمنامه نگاری نفس گیر

فرهادی بیش از همه به دلیل فیلمنامه های نفس گیر و غافلگیرکننده اش نامدار است. جایزه فیلمنامه نگاری اخیر از جشنواره فیلم کن موید همین مورد است. اما اتفاقا اصلیترین اشکالات او در همین عرصه بروز می کنند. دست کم دو ایراد مهم به بیشتر فیلمنامه های او وارد است. ایراد اول در سطح ابتدایی تری است.

از این ایراد می توان به عنوان گاف های فیلمنامه ای نام برد. بیشتر این گاف ها یا لغزشات آشکار اما پشت جذابیت موقعیت و اجرا پنهان می مانند. در زمان نمایش فیلم های فرهادی، درباره همه آنها نگاشته و به این گاف ها اشاره کرده ام. در اینجا چندین نمونه را مرور می کنم:

عکس شماره ۲ ⇩
عکس ترفندهای هنری فیلم سازی جناب آقای اصغر فرهادیفیلم «شهر خوشگل» با صحنه ای در زندان شروع می شود. نوجوانان زندانی برای یکی از دوستانشان که هجده سالش به پایان رسانده میشود، جشن تولد گرفته اند. این نوجوان از محیط جشن خارج میشود و ما متوجه می شویم که او قرار است به محض رسیدن به هجده سالگی، حکم اعدامش اجرا شود

و هیچ کس از هم بندی هایش این را آگاهی نمیدارد! چیزی که به شدت باورنکردنی است. اما کل این صحنه بر همین فرض بنا شده است و اجرا هم آن قدر دراماتیک است که نگاه کننده به این امر بدیهی نمییاندیشد. جالب تر اینکه وقتی یکی از زندانیان آزادشده سراغ خواهر پسرک می رود، خواهرش از او سؤال میکند که چه خبر؟ یعنی خواهر او هم آگاهی نمیدارد که قرار است با رسیدن او به سن بلوغ، اعدامش کنند؟

در فیلم «طلاق نادر از سیمین»، راضیه، خانمی که برای پرستاری از پدر نادر استخدام شده است، برای اینکه مورد شماتت قرار نگیرد موضوع خارج شدن مرد کهنسال و تصادف را نقل نمیکنید. اما وقتی به هر رو به ربایی متهم می شود و به هر رو اخراج خواهدشد، دیگر برای نقل نکردن حقیقت علتی وجود ندارد.

سوال این است که چرا راضیه حقیقت را به نادر نقل نمیکنید؟ چرا به او نقل نمیکنید که تصادف کرده است؟ وقتی نادر او را متهم به ربایی پول می کند، آیا طبیعی ترین رفتار راضیه این نیست که داد بزند «من برای اینکه بابات زیر خودرو نره نزدیک بود خودم و فرزند م رو به کشتن بدم»؟

این سوال موقع تماشای آن سکانس برای نگاه کننده مطرح نمی شود، چون از داستان تصادف بی خبر است. فیلمساز این صحنه را به او نمایان نکرده است. ناآگاه نگاه داشتن تماشاگر از ماجرا باعث شده است که او متوجه رفتار غیرمنطقی یکی از شخصیت ها نشود. چنانچه ما این ماجرا را آگاهی میداشتیم

یک چیز دیگر هم خراب می شد. دیگر فرهادی فرصتی نمی داشت که در مقعطی که ما مییاندیشیم ماجرا تقریبا خاتمه یافته است آس تازه اش را رو کند و با نمایان کردن اعتراف راضیه نزد سیمین، پیج جدیدی به ماجرا بدهد و موقعیت جدیدی با هیجانات خاص خودش بوجود آورد.

عکس شماره ۳ ⇩
عکس ترفندهای هنری فیلم سازی جناب آقای اصغر فرهادیدر فیلم «درباره الی…»، چنانچه خوب فکرش را بکنیم، موقعیت روایی ای که فیلمنامه برای پایان فیلم دیزاین کرده و دوراهی اخلاقی ای که در برابر سپیده قرار داده، به شدت سست است. دلیل قادری وجود ندارد که جمع دوستان سپیده بخواهد حقیقت را به نامزد الی نقل نکنید و سپیده را وادار به دروغ گویی بکند.

عذاب وجدان سپیده هم پایه ای ندارد، چون نامزد الی می داند که الی به هر رو برای نگاه کردن احمد به مسافرت شمال آمده و اینکه به او صرار کرده اند یا خیر، قادر نیست تاثیر زیادی بر داوری او داشته باشد.حتی می توان گفت که چنانچه سپیده نگران داوری نامزد الی درباره اوست، و با توجه به شخصیتی که از سپیده در طول فیلم به وحشت افتیم شده است

(آدمی با حسن نیست که برای تحقق امر خیر دروغ های کوچولو مصلحت آمیز می گوید)، منطقی تر است که حقیقت را به او نقل نکنید. چون روایت واقعی سپیده، اینکه الی نامزدش را دوست نداشته و می خواسته ارتباطش را با او به هم بزند، برای نامزد الی تلخ تر است.

اینها نمونه هایی بود از لغزشات آشکاری که زیر انبوهی از بازی های خوب و واکنش های هیجانی هنرپیشگان و رویدادهای غافلگیرکننده پنهان می ماند. اما ایراد مهم تر پایبندی فرهادی به نوعی از فیلمنامه نگاری رویدادمحور و به اصطلاح نفس گیر است که در آن همه چیز در خدمت پیشبرد تند و غافلگیرکننده رویدادهاست؛

نوعی از فیلمنامه نگاری که در آن بیش از هر چیز به چفت و بست اتفاقات و رابطه علّی آنها با یکدیگر فکر میشود و رویدادها و موقعیت ها مجوز ورود به فیلم نمییابند؛ مگر اینکه نقشی در روایت بازی کنند. البته این امر نزد فرهادی قانون مطلق نیست.

در صحنه ای از فیلم «طلاق نادر از سیمین»، روز اول تنهاماندن راضیه با دختر کودکش در خانه پیرمردی فرتوت، شاهد لحظات خلوت شخصیت ها هستیم و موقعیت را سر فرصت لمس و هضم می کنیم. در «به فروش رساننده» هم در صحنه هایی لحظات تنهایی عماد را داریم. اما این لحظه ها نادرند.

علاوه بر این، چشم انداز به عنوان چشم انداز هم در فیلم های فرهادی نیست. اعم از چشم انداز شهری، چشم انداز طبیعی یا حتی عکس و تصویر چهره انسان به عنوان یک چشم انداز پررمز و راز و فارغ از بازی دراماتیک.مهارت در نگاشتن این نوع فیلمنامه البته ملاک تبحر فیلمنامه نویس در جهان تند و سرگیجه آور امروز است،

اما سینما را از ذات شاعرانه اش میراند و برای تامل و تعمق نگاه کننده فرصتی باقی قرار نمیدهد. از این شیوه فیلمنامه نگاری شاید قادر نباش ایرادی گرفت؛ تبحر فرهادی در این شیوه صرفا پیروی از روش جاری سینمای جهان است. اما به همین سبب این مشکل مهم تر از مشکل گاف های فیلمنامه ای است. حتی می توان گفت که گاف های فیلمنامه ای خود ناشی از این میل مفرط به به حیرت انداختن تماشاگر هستند.

عکس شماره ۴ ⇩
عکس ترفندهای هنری فیلم سازی جناب آقای اصغر فرهادیجناب آقای اصغر فرهادی در گفت و گو و سخنرانی هایش نیز به تفصیل درباره شگردهای فیلمنامه نگاری اش حرف زده است. تلقی او از فیلمنامه نگاری بیشتر امری فنی است و او در این فن استاد شده است. البته در بررسی دقیق تر می توان تحولات رویکرد او به فیلمنامه نگاری را پی گرفت

و نشان داد به چه صورت در کارهای او شاهد نوعی رشد و نوعی پرهیز نسبی از تمهیدات دم دستی ای هستیم که صرفا در خدمت غافلگیرکردن تماشاگرند.

کارگردانی به معنای اخص یعنی دکوپاژ

جناب آقای اصغر فرهادی استاد مسلم اجرای وسواس گونه و دقیق فیلمنامه است به معنی خردکردن رویدادها به نماهای ثابت و متحرک و تعیین مکان دوربین به نحوی که اطلاعات ضروری برای دنبال کردن رویداد و داستان به روشنی به نگاه کننده داده شود؛ گرفتم بازی های طبیعی و تدوین درست این نماها در خدمت نقل روشن داستان. برای این قابلیتها باید به او خوب ترین نمره ها را داد.

چیزی که از توجه کرد سینمایی در فیلم های جناب آقای اصغر فرهادی می نگاه کنیم اجرای استادانه روش های شناخته شده ای است که در سینمای دنیا به خوبی فرموله شده اند. سینمای اصیل هالیوود نمونه اعلای این روش هاست. تدوین تداومی به منظور حفظ تداوم وقتی و جاای با این هدف که با وجود خوبش ها،

نگاه کننده هیچ گسستی در زمان و مکان احساس نکند و اصلیترین اطلاعات را برای دنبال کردن قصه در اختیار داشته باشد، عصاره این نوع دکوپاژ است. البته امروزه شاید قادر باش از سبک اصیل نو حرف زد، چرا که با پیدایش فناوریهای جدید ثبت عکس و تصویر، دوربین می تواند بالقوه خیلی متحرک تر و پویاتر از دوربین فیلم های اصیل هالیوود. باشد.

این همان اتفاقی است که در فیلم های فرهادی می افتد. این فیلم ها از نظر سبک بصری تقریبا تفاوتی با فیلم های خوب سینمای اروپا ندارند (فیلم های آمریکایی بیش از اندازه تکنولوژی محورند). می خواهم نقل بکنیم فیلم های فرهادی به لحاظ سبک دیداری- شنیداری ویژگی ویژه ای ندارند.

از زبان سینما به نحو خودویژه ای بهره نمیگیرند. در این عرصه ابتکاری نیستند، استادانه اند. آنچه به سبک فرهادی (و مؤثری سبک فرهادی بر فیلمسازان ایرانی) نامدار شده، بیشتر نحوه فیلمنامه نگاری اوست و موضوع فیلم هایش که طبقه متوسط شهری معاصر در مؤسسه آن قرار دارد و بالطبع لوکیشن آن بیشتر ساختمان است.

دوراهی های اخلاقی طبقه متوسط

و اینجا می رسیم به محتوای فیلم های فرهادی. بله، مؤسسه توجه او زندگی طبقات متوسط شهری است. اما با گفتن این حرف هنوز هیچ نقل نکرده ایم. باید افزاییم که او علاوه بر نمایان کردن زندگی طبقه متوسط، علاقه ای هم به نمایان کردن مناسبات لایه های مختلف این طبقه دارد که می توان آنها را با واژگان نه چندان دقیق «طبقه متوسط مدرن» و «طبقه متوسط سنتی» خواند.

فارغ از اهداف این مقایسه و میزان موفقیت فیلمساز در گفتن چیزی نو درباره این مناسبات (که در فیلم های مختلف فرق می کند) این علاقه را می توان در فیلم «چهارشنبه سوری»، آنجا که از دید یک خدمتکار داستان های درون یک ساختمان را می نگاه کنیم ملاحظه کرد؛

یا در رابطه راضیه و شوهرش با نادر و خانواده اش در فیلم «طلاق نادر از سیمین» و سرانجام و شاید مهم تر از همه، در همین فیلم «به فروش رساننده» که مرد خاطی از طبقات باستانیتر و ندارتر جامعه است.

عکس شماره ۵ ⇩
عکس ترفندهای هنری فیلم سازی جناب آقای اصغر فرهادیاین امر فی نفسه موضوع اهمیتی می داری است و حضور آن در بیشتر فیلم های فرهادی نقطه قوت آن است. این دو قشر در عین حال که با هم تفاوت هایی دارند، از هم کاملا جدا نیستند. از یک سو در بسیاری از جهات سبک زندگی مشابهی دارند (همان سبک زندگی شهری با موبایل و کامپیوتر و خودرو و…

که ساکنان همه شهرهای دنیا را شبیه هم ساخته است) و از سوی دیگر بسیاری از باورهای قشر به اصطلاح سنتی در لایه های زیرین حیات طبقات مدرن هم حضور دارد، به خصوص در رابطه با اخلاق در روابط و تلقی از زن.دیگر سوژه مورد علاقه فرهادی نقش مشکلات اخلاقی و مسئله راست و دروغ بر بستر نمایش زندگی طبقه متوسط شهری است.

همانگونه که در بالا توضیح دادم، فرهادی در بیشتر فیلم هایش، به خصوص در «درباره الی…»، این موضوع را به نحو درستی مطرح نمی کند. اما این امر نگرانی اوست، در «طلاق» ادامه مییابد (الزام اخلاقی راضیه در گفتن حقیقت) و در «به فروش رساننده» به نحو طبخ کرده تری پیش نهاده می شود.

کما اینکه در پایان این فیلم به چشم میخورد گفتن حقیقت عمل بی رحمانه تر و غیرانسانی تری است. امتیاز فیلم «به فروش رساننده» نقش موضوع اخلاق در پیچیدگی واقعی خود است و این باور عمومی را که راست گویی همواره ارزش است، به درگیری می کشد. در اینجا عماد از سوی همسرش (و نگاه کننده) تحت فشار است تا متجاوز را ببخشد.

مسئله بخشش و انتقام در «شهر خوشگل» هم مطرح است. شخصیتی که فرامرز قریبیان نقشش را بازی می کند از سوی تمامی اطرافیان تحت فشار است که قاتل فرزندش را ببخشد. اما چنانچه آنجا فوت شدی مذهبی و سنتی در برابر این دوراهی بود، اینجا جوانی مدرن و به روز است که از سوی نزدیک ترین کسش تحت فشار است.

جناب آقای اصغر فرهادی اینجا با پارادوکس های اخلاقی طبقه متوسط کار دارد، تناقضاتی که نشان از تداوم حیات ریشه دارترین باورهای سنتی در پس ذهن آحاد ظاهرا بسیار مدرن این جامعه دارند.من در «به فروش رساننده» دو مشکل مهم می نگاه کنم که توضیحشان نگاشته جداگانه ای می طلبد. یکی نبود موفقیت فیلمساز

در به هم ارتباط دادن موقعیت فیلم و نمایشنامه «به فروش رساننده» آرتور میلر است. دیگری باورناپذیری شخصیت رعنا که هیچ احساس انزجار و نفرت و حس انتقام جویانه ای نسبت به مرد متجاوز ندارد. اما مکان مسرت است که فرهادی در سطح فیلمنامه از کارهای خامدستانه ای مانند پوشانیدن آشکار یک رویداد برای بهره برداری

و آس رو کردن در مراحل پایانی فیلمنامه پرهیز کرده است. تصور می کنم به همین سبب تم اخلاقی قصه طبخ کرده تر و پرورش یافته تر مطرح شده است.

—براى بالا بردن کيفيت سايت سرزه لطفا نظرات سازنده خود را در انتهاى صفحه براى ما بنويسيد—

تهیه از : رها ج.

سینما و تئاتر در بخش فرهنگی و هنری سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

هر می لعل کز آن دست بلورين ستديم
««« »»»
آب حسرت شد و در چشم گهربار بماند

شیوه های هنری فیلم سازی آقای اصغر فرهادی (۵ عکس)

TT / 345 — TP / 16%

با دیگران به اشتراک بگذارید

نظر دهید

لطفا جواب سئوال زیر را بدهید *