صحبتهای جنجالی داریوش ارجمند در پشت صحنه / از علت کم کاری در سینما تا پیشنهاد بازی در فیلم های ده نمکی

فروش آنلاین هدست واقعیت مجازی - 48 هزار تومان
فروش هدست واقعیت مجازی

صحبتهای جنجالی داریوش ارجمند در پشت صحنه / از علت کم کاری در سینما تا پیشنهاد بازی در فیلم های ده نمکی

داریوش ارجمند درمصاحبه با دوربین پشت پرده برنامه هفت گفتمانهای صریح و بی پرده ای درباره کم کاری در سینما و بازی در پایان نامه و پیشنهاد از فیلم های ده نمکی و فیلم های ساختمانی حرف زد.
تصویر و عکس گفتمان های جنجالی داریوش ارجمند در پشت پرده / از علت کم کاری در سینما تا پیشنهاد بازی در فیلم های ده نمکی

چرا داریوش ارجمند در سینمای ما کم کار شده است؟

برای این که مزخرف اند! من این نقش ها را دوست ندارم، والا خیلی می توان فعالیت کرد. من پس از بازی در فیلم «امام علی (ع)»، داود میرباقری به من پیشنهاد «آدم برفی» را داد. گوشه سناریو یک جمله ای نگاشته که من آن سناریو را نگه داشتم. نگاشته "در تمام مدتی که من برای تو نقش «اسی در به در» را مینگاشتم، دلم به حال «مالک اشتر» می سوخت! اما با اعتقادی که به تو دارم امیدوارم کاری بکنی کارستان!" خیلی جالب است. آن فیلم را از فستیوال درآوردند، والا همه هنرپیشگان این فیلم باید جایزه می گرفتند.

پس از «امام علی (ع)» و «آدم برفی» خیلی فیلم های اینجوری به من پیشنهاد شد. هر فیلم مذهبی در تلویزیون می نگاه کنید نخست سراغ من آمدند. ولی بدرد من نمی خورد. باید یکی گنده تر از مالک بازی می کردم. گنده ترینشان حضرت عبدالعظیم بود که بازی کردم. دیگه فیلم مذهبی گردن کلفتی نبود که من بروم بازی کنم. برای این که هرکسی سلیقه ای در کار خودش دارد. درسته من حرفه ای ام، برگزیده میشوم اما پس از این که برگزیده میشوم حق انتخاب باز با من است؛ که بگم آره یا نه!

مییاندیشی پس از فیلم «آدم برفی» چه مقدار فیلم اونجوری به من پیشنهاد شد؟ پاشنه کفشم را بخوابانم و اونجوری صحبت بکنم. ولی نکردم! پس از «سک کشی» مییاندیشی چه مقدار پیشنهاد به من شد؟ حاجی اونجوری بازی کنم. دیگران رفتند و آن ۸ دقیقه بازی را ۲ ساعت کردند و ادای من را درآوردند. همه اینها را من نگاه کردم و می فهمم در سینمای کشورمان، ولی برایم اهمیتی نمی دارد. بالاخره آن چیزی که برای من است به سراغم می آید.

پس از فیلم «اعتراض» خیلی دوست داشتند باز من کلاه شاپو قرار بدهم. نه! آقای کیمیایی وقتی «اعتراض» را برایش بازی می کردم، خودش کلاه شاپوی من را سرم قرار میداد. اولین باری که داشت سرم قرار میداد گفت بعد ۴۰ سال است که دوباره دارم یک کلاه شاپو سر کسی قرار میدهم. چون آن وقتی که من در «قیصر» قرار دادم کاری کردند که دیگر قادر نبودم سر کسی قرار بدهم!

این که من کم کار شدم، دلیلش این است که چیز دندان گیری گیرم نمی آید. فیلم های پرفروش بسیاری هست، اما اینها مقصدم نیست. من هنوز فیلم کم به فروش رسان «هبوط» احمدرضا معتمدی را دوست دارم! برای این که من با اعتقاداتم میزیم. شما توقع داشتی من بروم در «اخراجی ها» بازی کنم؟! نه حضرت عباسی! یا بروم در «رسوایی» بازی کنم؟

پیشنهاد هم شد؟

پس چی که شد! پس چی که شد! تو اینترنت بخون نگاشته. دشمنی با آقای ده نمکی ندارم. نوشته، نوشته بدی است! من که قرار نیست بروم جوک بازی کنم!

از فیلم های ساختمانی تازه هم به شما ارائه داده شده؟

فت و فراوان. اما من نیستم. اینها برای این قلمی بادمجون هاست. چشم رنگی ها، دماغ عمل کرده ها، پشت چشم برداشته ها و دور سر سفید کرده ها. اینها بدرد اونها میخوره. بدرد من نمی خورد!

هجمه زیادی به شما برای بازی در فیلم «پایان نامه» شد؟

آن فیلم نیز من با اعتقاد کامل به نقشی که به من داده بود، بازی کردم. نه به فیلمنامه! اولا آن فیلمنامه ای که به من داده بود اینی نبود که ساخته شد! برای چه من به نشست انتقاد فیلم نیامدم؟! یعنی من آنقدر بی ادب و احترام هستم؟ نه! برای این که فیلمنامه ای که به من داد آن نبود. اصلا تیکه های نخست دانشگاه، ستاره و… نبود. من نقش دکتری را بازی کردم که هیچ کاری به سیاست نداشت. خودم نیز آن نقش را نوشتم. بعد هم قیچی اش کردند. این هم بس که التماسم کرد. چون یک فیلم برایش بازی کردم. "کلاهداری" جوان بود و دلم برایش سوخت. ولی من هیچ ننگی نمی کنم. نه اصلا! انقدر فیلم خوب دارم که این یکی قادر هست تو قاطی اونها یک ریگ در گونی عدس باشد.

شایعه ای مطرح شد که یکی از افراد اثرگذار در انتخاب هنرپیشگان در سینما سعی کرد شما و یکی دیگر از پیشکسوتان سینما را بایکوت کند. آن باتجربه برگشت ولی شما هیچ وقت جلوی او کرنش نکردید!

بله؛ اما اصلا! اصلا اهل این چیزها نیستم. من چون آدم رکی هستم، حرف خانه ام نمی خوبم. به همین علت بسیاری با من دچار دشمنی می شوند. خب زیر بار یک سری چیزها نمی روم. یک کسی می آید نقل میکنید من توصیه ات دادم این نقش رو برو برای فلانی بازی کن! بهش نقل میکنیم مگر من «گوگوش» هستم که تو ایجنت منی که به من می گویی برو فلان مکان بازی کن یا نکن! من خودم ایجنت خودم هستم. احتیاج ندارم تو بری برای من بزنی که من نقش بازی کنم. آن نقشی که برای من هستم سراغم می آید. نیامد، هم نیامد.

هزارتا کار دیگر بلدم. مگر من چگونه دارم میزیم؟ درس می دهم، سخنرانی می کنم پول می گیرم. این جوریا نیست که آنها مییاندیشند. من تک ساحتی نیستم. آنها هستند که چنانچه سینما را از آنها بگیرند باید شوفر خطی بشوند. یا باید پشت مولوی سرشان برود تا ته جوب و بالا بیاد یا شوفر خطی بشوند. من آنجوری نیستم. من ۱۰ سال هم توی یک اتاق بتپانندم، محال است آب دماغم از زیر در خارج بشود! ولی می شناسم کسایی که ۲۴ ساعت گرفتن شان، آب دماغشان از زیر در خارج شده.

یک وقتی به من نقل میکردند آقا شما برای چی راجع به فوتبال صحبت میکنید؟ گفتم برای این که فوتبال به من مربوط است. هرچی در این جامعه به من مربوط است. خب در سینما کسایی دوست ندارند من بفهمم. نگاه بکن این اهمیتی می دارد! کشور ما معولا یک همچین چیزی است. چنانچه بفهمند زیادی می فهمی، مقراض به فیتیله ات می زنند. ولی من به نقل کرده آن یارو چیستانه گفت "عجایب صنعتی نگاه کردم در این دشت، سرش را می بریدند زنده می گشت" من از آنها هستم!

***لطفا نظرات خود را در بخش نظر بنويسيد***

نگارش توسط: جهانگير ف.

سینما و تئاتر در بخش فرهنگی و هنری سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

گل مراد تو آن گه نقاب بگشايد
««« »»»
که خدمتش چو نسيم سحر توانی کرد

صحبتهای جنجالی داریوش ارجمند در پشت صحنه / از علت کم کاری در سینما تا پیشنهاد بازی در فیلم های ده نمکی

TT / 140 — TP / 13%

با دیگران به اشتراک بگذارید

نظر دهید

لطفا جواب سئوال زیر را بدهید *