وقتی فدا شدن، تنها مسیر حفظ اسلام است!!

وقتی فدا شدن، تنها راه حفظ اسلام است!!

آنجا که با نظارت علی وار، یا با صلح حسن گونه، و یا با دیگر روش ها نمی توان اساس دین را حفظ نمود، باید با شمشیر برخاست و جهاد کرد و با شهادت مردم را آگاه کرد و با خون سرنوشت دین را رقم زد.

حامد رفیعی –
عکس وقتی فدا شدن، تنها راه حفظ اسلام است!!

روزگار قبل از عاشورا

رسول گرامی اسلام پس از بعثت با روشهای گوناگون، با ابلاغ و انذار، با جنگ و دفاع، با آموزش و تبلیغات حساب شده و گسترده، أساس دین را بنیان نهاد و خون شهیدان همیشه زنده ی آن را رنگ جاودانه زد.پس از پیامبر گرامی اسلام، حضرت امیرالمومنین علیه السلام با روشهای گوناگون، با صبر و شکیبائی، با نظارت دائمی و آگاهانه، أساس دین را حفظ و تداوم بخشید و حضرت مجتبی علیه السلام با پذیرش قرار دادنامه، و حفظ نیروهای کارآمد و تقویت پاسداران مرز اندیشه، مانع تهاجمات دشمنان از بیرون، و حاکمیت مطلق معاویه و سردمداران بنی امیه از درون شد.

دین و قرآن در انزوای کامل!

در روزگار امامت حضرت اباعبدالله علیه السلام، ارزشهای جاهلی رونق می یافتند. حاکمان هواپرست بنی امیه از دین اسلام با انواع وسائل انتقام می گرفتند. اصالت و سلامت دین در خطر جدی بود. تحریف ها از طرف عالم نمایان درباری به نام دین رواج می یافت و قرآن در انزوای کامل قرار داشت. سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله متروک و آداب جاهلی گسترش می یافت.احکام الهی تعطیل و از خاطره ها زدوده می شد. مسلمانان در حالت سکوت و سازش مسخ می گردیدند و آداب و رسوم جاهلی، بنام اسلام بر مردم تحمیل می گشت. کسی از اسلام دفاع نمی کرد و افکار مسلمانان بیدار نبود و هیچ وجدان آگاهی وجود نداشت، مردم از ترس و تطمیع، حق و باطل را نمی شناختند.

امام حسین علیه السلام: «مردم بنده دنیایند، و دین را در گفتار ظاهری مطرح می کنند تا آنجا که زندگی آنان تامین شود اما هرگاه با گرفتاریها آزمایش شوند، دین را رها می کنند! دینداران اندکند!»

اسلام در خطر جدی قرار داشت و کسی به دفاع از دین برنمی خواست، و از آن دفاع نمی کرد. در چنان شرائط دردآور و خفقان زا، اگر دین حفظ می شد، مردم هم حفظ می شدند، و ارزشهای اسلامی دوام می یافت، و طرفداران راستین دین نیز به اهدافشان می رسیدند، و تمام روشها، و شیوه های شیطانی مقابله با دین بی اعتبار می گشت. اما اگر دین و أساس اسلام، ضربه می خورد، همه ی تلاشهای ایام رسالت، و روشهای دفاعی در خط ولایت بی ثمر می ماند.

فدا شدن تنها راه حفظ اسلام!

امام حسین علیه السلام می فرماید: اگر دین رسول گرامی اسلام تداوم نمی یابد جز با کشته شدن من، پس ای شمشیرها بدن مرا پاره پاره کنید. و یا فرمود: مردم بنده دنیایند، و دین را در گفتار ظاهری مطرح می کنند تا آنجا که زندگی آنان تأمین شود اما هر گاه با گرفتاریها آزمایش شوند، دین را رها می کنند که دینداران اندکند. یعنی آن جا که با نظارت علی وار، یا با صلح حسن گونه، و یا با دیگر روش ها نمی توان أساس دین را حفظ نمود، باید با شمشیر برخاست و جهاد کرد و با شهادت مردم را آگاه کرد، و با خون سرنوشت دین را رقم زد، زیرا که رنگ خون بر همه ی رنگها برتری دارد و خط خون و شهادت بر همه ی خطها حاکم است .

ولایت و حکومت مخصوص اهل بیت است

بنی امیه خود را وارث پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله می دانستند، اما مسلم است که بنی امیه به هیچ وجه صلاحیت جانشینی رسول خاتم و حکومت بر مردم، آن هم حکومت دین مدار را نداشتند. امام علی علیه السلام در خطبه دوم نهج البلاغه ، در تبیین فضیلت آل محمد صلی الله علیه و آله چنین می فرماید:

« لَا یُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ «صلی الله علیه و آله» مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ وَ لَا یُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَیْهِ أَبَداً هُمْ أَسَاسُ الدِّینِ وَ عِمَادُ الْیَقِینِ إِلَیْهِمْ یَفِی ءُ الْغَالِی وَ بِهِمْ یُلْحَقُ التَّالِی وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَایَةِ وَ فِیهِمُ الْوَصِیَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ الْآنَ إِذْ رَجَعَ الْحَقُّ إِلَى أَهْلِهِ وَ نُقِلَ إِلَى مُنْتَقَلِه»

در روزگار امامت امام حسین علیه السلام، ارزشهای جاهلی رونق می یافت و حاکمان هواپرست بنی امیه از دین اسلام با انواع وسائل انتقام می گرفتند.

روشن است که اختصاص ولایت و وصیت و وراثت به آل محمد (صلی الله علیه و آله) قبل از فعلیت یافتن زمامداری اهل بیت علیهم السلام، بر مردم است ، زیرا در امت پیامبر احدی همتای آل محمد صلی الله علیه و آله، نیست لذا اختصاص و انحصار افضلیت به آنان به حکم عقل، انحصار ولایت آنان را نیز در پی خواهد داشت و مردم در اختصاص و انحصار ولایت و وصیت و وراثت به آل محمد صلی الله علیه و آله، هیچگونه دخالتی ندارند.

حرف آخر: دلیل عاشورا در کلام امام علی علیه السلام

مهمترین دلیل تحقق عاشورا حفظ دین اسلام، است. زیرا به فرموده امیرالمومنین علیه السلام به مالک اشتر: فان هذا الدین قد کان اسیرا فی أیدی الأشرار یعمل فیه بالهوی و تطلب به الدنیا؛ مالک! همانا این اسلام در دست سردمداران فساد اسیر بود، که بوسیله آن به هواپرستی روی آورده و دنیای خود را بدست می آوردند. یعنی تا دین از چنگ منافقان بی پروا آزاد نشود، و سلامت و اصالت آن حفظ نگردد، بازسازی جامعه و تربیت مردم امکان پذیر نیست.

منابع:
– بحارالانوار، ج ۴۴ ص ۳۸۳.
– نهج البلاغه، خطبه ۲، نامه ۵۳
– پیام های عاشورا (و جایگاه آن در نهج البلاغه)، محمد دشتی، صص ۲۲،۲۳،۲۹

*************************

مسئول متن : ايراندخت د.

نهج البلاغه در بخش قرآن و نهج البلاغه سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه
««« »»»
رند از ره نياز به دارالسلام رفت

وقتی فدا شدن، تنها مسیر حفظ اسلام است!!

TT / 0 — TP / 0%

با دیگران به اشتراک بگذارید

نظر دهید

لطفا جواب سئوال زیر را بدهید *