پریناز ایزدیار از زندگی خصوصی و دلیل عروسی نکردنش نقل می کند (۳ عکس)

پریناز ایزدیار از زندگی شخصی و علت ازدواج نکردنش می گوید

گفتگو با پریناز ایزدیار

پریناز ایزدیار که این روزها شاهد هنرنمایی او در سریال خانگی شهرزاد هستیم در مکالمه ای شنیدنی و گیرا از بازی اش در سریال زمانه تا شهرزاد و زندگی شخصی اش گفت.

پریناز ایزدیار این روزها دور جدیدی از کار را شروع کرده و دور نیست وقتی که نقطه عطف بازیگری اش را بر پرده سینماها نگاه بکنیم. او از همان معدود استعدادهایی است که در کارهایش نمایان کرده چه چیزهایی در چنته دارد.

وقتی با پریناز ایزدیار حرف زدیم خودمان هم باورمان نمی شد که او یک دهه را در این حرفه به اتمام رسانده است؛ یک دهه پرافت و خیز که حالا نتیجه اش شده نقش شگفت انگیزی همچون «شیرین» در کاری آبرومندانه به نام «شهرزاد» از کارگردانی شناسنامه دار چون حسن فتحی و در کنار چهره هایی که هر یک خود ستاره اند. ایزدیار این روزها دور جدیدی از کار را شروع کرده و دور نیست وقتی که نقطه عطف بازیگری اش را بر پرده سینماها نگاه بکنیم. او از همان معدود استعدادهایی است که در کارهایش نمایان کرده چه چیزهایی در چنته دارد.

پرکاری مزیت نیست

تقریبا یک دهه است که در عرصه بازیگری کار میکنم. سعی کرده ام در این سال ها آهسته و پیوسته پیش بروم. چنانچه پس از آن که کارهایی مانند «پنج کیلومتر تا بهشت» یا «زمانه» با استقبال روبه رو شدند ـ که به دنبال آنها پیشنهادات کاری ام افزایش یافتند ـ هر کاری را می درخواستم قبول کنم به نوعی سوءاستفاده از موقعیتی بود که برایم به وجود آمده بود؛ حین آن که اصلا دلم نمی خواست به اعتبارم که در این سال ها به سختی به دست آورده ام ، زیان بزنم. به نظرم پرکاری، مزیت نیست. ترجیحم این است کارهایی را بازی کنم که دوست دارم و برای آنها سرم را با افتخار بالا نگه دارم.

مشغله های هنرمند بیکار

شاید یک معنای بیکاری در عرصه ما این باشد که آدم جلوی دوربین نرود اما به نظر من حتی چنانچه این طور باشد بازیگر قادر هست خودش را به شکل درستی با هنر سرگرم نگه دارد. شخصا با تماشای فیلم و مطالعه سعی می کنم در چنین مواقعی از نظر دانش پربار شوم. گزیده فعالیت کردن و صفا کردن از کارهایی که واقعا دوست شان دارم، بسیار بهتر از پذیرفتن نقشی است که دوست ندارم و آن حال خوب را در من بوجود نمییاورد.

تصویر و عکس شماره ۱ ⇩
تصویر و عکس پریناز ایزدیار از زندگی شخصی و دلیل ازدواج نکردنش نقل میکنید

تصویر و عکس پریناز ایزدیار در سریال زمانه

عقبگرد ممنوع. . . !

از تلویزیون دور نشده ام. سه کار در تلویزیون داشتم که آثار کامیاب و موجهی بودند. به مخصوص پس از سریال «زمانه» و کار آقای حسن فتحی به نوعی سطح توقع خودم هم از کار زیاد شد؛ برای همین دلم نمی خواهد هر سریالی را بازی کنم. وقتی می نگاه کردم ایشان سر کار با چه دقت و وسواسی برای هر پلان انرژی قرار میدهند، کار برای شان اهمیتی داشت و به اصطلاح عامیانه به کار آب نمی بستند، دلم می خواست با کارگردانی فعالیت کنم که همین ویژگی های را داشته باشد. چنانچه توصیه ای باشد که هم کار عالی و خوبی باشد و هم کارگردانش سطح درک کاری اش خوب باشد، حتما می پذیرم. دوست ندارم از سطح کارهایی که داشتم عقبگرد کنم.

استادی به نام حسن فتحی

واقعا این طور نبوده که فقط به اسم ها دقت دارم و به واسطه اسم کارگردان و آماده کننده در فیلمی حاضر شوم؛ البته وقتی صحبت از شخصی مانند حسن فتحی است شما با اعتماد کامل پیش میروید. من هیچ دوره آکادمیکی در هنرپیشگی نگاه نکرده ام و به تجربه سر صحنه کارها آموخته ام و به جرات نقل میکنیم بزرگ ترین استادم تا این تاریخ ایشان بودند؛ چه سر سریال «زمانه» که ۱۱ ماه زمان برد و چه در کار «شهرزاد» که هشت ماه سرگرم کار بودم و مدتی طولانی بود، مورد های بسیاری از ایشان آموختم.

وجود چنین شخصی وسواس کاری شما را بالا می برد؛ حتی پس از مجموعه «زمانه» از من خواستند در هر کاری بازی نکنم. من هم به ایشان و هم به خودم وعده دادم برای کارم ارزش قائل شوم و در کارهای مطرحی که اسم دارند، فعالیت کنم. گاهی با کارگردان های کار اولی فعالیت میکنید که از آنها هم چیزهای بسیاری یاد میگیرید؛ مثل سام قریبیان که فعالیت کردن با گروه او واقعا لذت بخش بود. برای خود من نخست داستان و نقش اولویت دارد و بعد کارگردان.

دنبال نقش نمی روم

مییاندیشم اواخر سریال «زمانه» بود که آقای فتحی اعلام کردند قصد دارند کلکسیونی را برای شبکه خانگی بسازند و این طور نبود که آن زمان به من بگویند مرا برای نقش «شیرین» مد نظر گیرند؛ حین آن که آن زمان هنوز فیلمنامه هم حضور نداشت. من هم از آن آدم هایی نیستم که بروم و نقل بکنیم نقشی به من بدهید که البته بعضی ها می گویند و خیلی هم کار بدی نیست چنانچه کسی این کار را بکند! سال گذشته سرگرم بازی در تئاتری بودم که از دفتر آقای عفیفه با من تماس گرفتند که برای کار «شهرزاد» بروم و اتفاقا جزو نخستین هنرپیشه هایی بودم که به کار وارد شدم.

شیرین برای شهرزاد

از بازی در «شهرزاد» بسیار صفا کردم. جدای از همه مسائل مانند کارگردان، تیم هنرپیشگان، عوامل، داستان و. . . کاراکتر شیرین از آن نقش هایی بود که همیشه دوست داشتم بازی کنم. فعالیت کردن با این عوامل از خود آقای فتحی تا استاد نصیریان، جناب آقای شهاب حسینی، بانو ترانه علیدوستی و. . . خیلی خوب بود و من احساس کردم چه مقدار چیزهای خوب از آنها آموخته ام.

شرط نخست؛ اعتماد به نفس

به نظرم شرط نخست بازیگر شدن اعتماد به نفس است که در گویش عامیانه شاید قادر باش به آن پررویی هم گفت و این برای هر هنرپیشگی ضروری است. وقتی دچار به وحشت افت و پریشانی باشی تمرکزت را از دست می دهی و چیزی از کاری که به انجام میرسانی متوجه نمی شوی؛ به همین خاطر پلان ها را از دست می دهی.

شاید شروع کاری پر از هنرپیشگان تراز نخست مانند «شهرزاد» با کمی هیجان همراه باشد اما به وحشت افت و پریشانی نبود. در این کار به خصوص همه عوامل همراه بودند و من احساس آسانی داشتم؛ مثلا بانو ترانه علیدوستی در فیلم «من ترانه ۱۵ سال دارم» برای من پیش از آن که به هنرپیشگی وارد شوم، خوب ترین بازیگر سن خودش بود و هنوز هم در هم نسل های خود خوب ترین است اما اصلا نگاه از بالا به پایین ندارد. استاد نصیریان هم که بی نظیر هستند و من از انرژی خوبی که می دادند، بسیار احساس خوبی داشتم؛ همین طور سایر هنرمندانی که در کار حاضر بودند.

تصویر و عکس شماره ۲ ⇩
تصویر و عکس پریناز ایزدیار از زندگی شخصی و دلیل ازدواج نکردنش نقل میکنید

تصویر و عکس پریناز ایزدیار در سریال شهرزاد

نقشی کاملا دور از خودم

نقش شیرین حتی وقتی که فیلمنامه را می خواندم برایم گیرا بود. درواقع همه کاراکترهای«شهرزاد» فوق العاده هستند و برای کسی که بخواهد آن را بازی کند، پتانسیل بالایی در به سوی خود کشیدن داشت. اما من واقعا شیفته شیرین شدم و چنانچه قرار بود به سلیقه خودم نقشی از کار را برگزم بی شک سراغ شیرین می رفتم چون خیلی دور از خودم بود و می درخواستم نگاه بکنم به چه صورت از پس آن برمی آیم. سخت بودن نقش را دوست داشتم و البته به جز تلاش خودم، راهنمایی های آقای فتحی هم جای خودش را داشت.

عشق زمان خردسالی

هنرپیشگی از همان نخست هم برایم اهمیتی داشت. همیشه از خردسالی هم هنرپیشگی را به شدت دوست داشتم. درست است که مثل هرکس دیگری شهرت را دوست داشته و دارم اما برایم اصل نبود؛ حین این که حالا برایم تا حدودی عادی شده؛ یعنی برای همه آنها که بازی می کنند پس از مدتی عادی می شود و چه بسا بعضی ها بخواهند این مقوله کمتر شود تا دوباره خلوت خودشان را داشته باشند.

خانواده تحصیلکرده من

من دوست داشتم در دانشگاه رشته هنرپیشگی بخوانم و رشته هنرپیشگی تئاتر هم آزمایش دادم اما خانواده ام مخالف بودند. هم برادر و هم خواهرم دکتر هستند و پدرم نیز وکیل هستند. برای همین خانواده ام دوست داشتند یا پزشک شوم یا وکیل. اما بعد که اصرار مرا نگاه کردند برایم شرط قرار دادند که حتما یک رشته درست و حسابی و به وعده خودشان سنگین و رنگین هنر را بخوانم و من هم گرافیک خواندم.

حس نگرانی و استرس

آن اوایل که هنرپیشگی را شروع کردم شاید حرفه ای نبود اما باز هم جدی و اهمیتی داشت؛ حتی مکان هایی ناامید شدم چون هم کار سختی است و هم این که به هر حال وقتی تازه وارد هستید آنقدر کاری برای شما وجود ندارد. شاید تنها تعداد اندکی بازیگر بودند که از همان نخست، کارشان را با قدرت و کارهای خاص شروع کردند. برای همین همیشه یک حس نگرانی و استرس با من بود؛ حتی در دوره ای حدود یک سال و نیم فعالیت نکردم تا این که تله فیلمی را با علیرضا امینی فعالیت کردم و پس از آن اوضاع بهتر شد. راستش چون با وجود همه مخالفت ها و زحمت بسیار آمده بودم دلم می خواست به خودم ثابت کنم که می توانم. آدم سرسختی هستم و چنانچه چیزی را بخواهم می جنگم و آن را به دست می آورم.

از روانشناسی تا فلسفه

وقتی درگیر کار هنرپیشگی باشم یا درگیر کارهای زندگی و شخصی ام نباشم، حتما یا مطالعه می کنم یا فیلم می بینم. اینها اولویت های من در فراغت هستند؛ البته وقتی نقاشی هم بود که مدتی است فرصت نکرده ام سمت آن بروم ولی حتما آن را هم دنبال می کنم. کتاب های رمان و روانشناسی به خصوص در زمینه های خودشناسی و فلسفه یونگ را زیاد می خوانم؛ یک جورهایی سلیقه ام است که هم در زندگی شخصی زیاد به من یاری رسانده و هم در انتخاب ها و بازی کردن نقش ها برایم مفید بوده است.

برنامه های موسیقایی

خیلی دوست داشتم که موزیک فعالیت کنم و نواختن ساز را بیاموزم اما شاید در این زمینه بی استعداد بودم یا به آن شکل جدی و حرفه ای دنبالش نرفتم. به هر حال در برنامه ام هست که حتما آموزش ساز را شروع کنم. درباره طرح های مورد علاقه ام در موزیک باید نقل بکنیم مقید به هیچ سبک ویژه ای نیستم. هر آهنگی که خوب باشد را می شنوم؛ خواه باستانی باشد یا پاپ یا راک یا هیپ هاپ. از موزیک به شدت صفا میکنم. یک جورهایی خیلی اوقات هدفون در گوشم است یا در خانه که هستم حتما دوست دارم روزم را با شنیدن موزیک شروع کنم یا دست کم، تلویزیون روشن باشد و صدایی در نزدیکی باشد که بشنوم.

دوستان محدود پریناز

حتی پیش از آن که بازیگر شوم هم خیلی آدم اجتماعی به آن شکل که خیلی معاشرتی باشم، نبودم و الان هم نیستم. دوستان من همیشه محدود بودند چون ترجیح می دهم با کسی دوستی و معاشرت داشته باشم که حرفی برای گفتن با او داشته باشم و بتوانم راحت با او صحبت بکنم. اما وقتی سر پروژه کار می روم با همه به اصطلاح می جوشم و از رانندگی کننده سرویس تا خدمات و. . . از دوستان من هستند. زیاد اهل مراسم و خارج شدن نیستم. خانه ماندن را ترجیح می دهم.

رفیق باز نبوده و نیستم!

نسبت به هیچ آدمی گارد ندارم و این که نقل میکنیم به آن شکل معاشرتی بودن در رفتارم نیست شاید بخشی به دلیل سن باشد. به نظرم تا ۱۸ سالگی یا نهایتا ۲۲ سالگی آدم ها زیاد معاشرت می کنند و زیاد خارج میشوند و. . . و بعد کم کم آرام می شوند؛ البته این را هم نقل بکنیم که اصلا آدم رفیق بازی نیستم؛ همیشه همین بوده ام. دوستانم مرا می شناسند؛ همان آدم پیش هستم و اتفاقا آدم هایی که با من بوده اند نیز همان ها هستند.

این طور نبوده که دوستی که حالی از من نمی سؤال کرده، حالا سر و کله اش یافت شده باشد. یک جورهایی دوستانم مدل مرا می شناسند. دوستی های من مثل سابق با همان دوستان همیشگی ام پابرجاست. برای من پذیرش آدم های جدید کمی سخت است. آدم تنهایی نیستم اما تنهایی را به شدت دوست دارم.

تصویر و عکس شماره ۳ ⇩
تصویر و عکس پریناز ایزدیار از زندگی شخصی و دلیل ازدواج نکردنش نقل میکنید

پریناز ایزدیار در سریال شهرزاد

زود اعتماد می کنم!

من از آن آدم هایی هستم که خیلی زود اعتماد می کنم و از این بابت بسیاری مرا سرزنش هم می کنند؛ حتی وقتی یک متکدی را در خیابان می بینم با وجود آن که می گویند گداپروری خوب نیست و. . . من سعی می کنم به او یاری رسانم.

وقت آزاد برای ورزش

خیلی وقت است که سمت ورزش نرفتم؛ یعنی هشت ماهی که برای کار «شهرزاد» سر فیلمبرداری بودم، فرصت نداشتم به ورزش توجه بکنم یا آنقدر خسته بودم که نشد یا چنانچه فرصتی بود به کارهای خیلی واجبم می رسیدم. به هر حال ورزش زمان می خواهد و دست کم حتی چنانچه حرفه ای هم که ورزش نکنید به دو ساعت وقت آزاد نیاز دارید.

تجربه از اتفاقات بد

از آن افرادی نیستم که چنانچه چیزی آزرده ام کند بروم سمت تهیه کرد یا پاساژگردی یا. . . . اصلا خودم را با عوامل بیرونی سرگرم نمی کنم چون به نظرم این کارها فقط یک سرپوش گذاشتن است؛ در حالی که جراحت اصلی سرجایش است و شما فقط قادر هستید رویش مرهم قرار بدهید. اتفاقا معتقدم باید به اتفاقات بد اندیشید، آنها را پذیرفت و تجربه آموخت.

گفتمانهای متعدد خواهرانه

خواهرم همسایه دیوار به دیوارم است که با او چه رودررو و چه تلفنی زیاد حرف میزنم. خواهرم ۱۰ سال و برادرم ۹ سال از من بزرگ تر هستند و پدر و مادرم هر دو در شهر زادگاهم یعنی بابل میزیند؛ مدتی اینجا بودند اما رفتند آنجا.

گیاهخواری صحیح و درست

مدتی است که گیاهخواری را شروع کرده ام؛ البته بیشتر از آن که نقل بکنیم یک رژیم تندرست با کاهش وزن و این طور چیزهاست، یک دلیل مهم و اصلی دارد؛ این که دلم برای جانداران می سوزد! حالا آگاهی نمیدارم چه مقدار می توانم به این رژیم غذایی وفادار بمانم. بسیاری با من مخالفت کردند و نقل کردند باید حتما گوشت و مرغ و. . . بخورم اما به نظرم به شکل اصولی و با یک تغذیه درست، می توانی پروتئین، آهن و چیزهایی که نیاز داری را از غذاهای عالی گیاهی دریافت و کمبودها را جبران کنی.

خوشگلی فقط ۱۰درصد!

شادابی برایم از خوشگلی اصلیتر است؛ البته یک وقتی خوشگلی برایم اهمیتی داشت اما الان نیست و شاید تنها ۱۰درصد آن اهمیت سابق را برایم داشته باشد. به نظرم پاکی، مرتب و آراسته بودن اهمیتی می دارد و این هم برای هر آدمی در هر طبقه و با هر شرایط مالی امکان پذیر است که قادر هست در حد خودش آراسته و تمیز باشد. رسیدگی به پوست هم برایم صرفا به جهت خوشگلی نیست بلکه جزء واجبات است چون به دلیل کم استراحت کنی، بدخوابی، ناپاکی محیط و گریه کنم های سنگین باید پوستم را مورد توجه گذارم. وقتی خوشگلی واقعا نگرانی ام بود اما حالا آن حس را ندارم.

استقبال از شبکه های جایزی

با شبکه های اجتماعی خیلی قبول می دارم چون می توانم بدون واسطه با مردمان صحبت بکنم، از آنها بشنونم و انرژی بگیرم. گرچه متاسفانه بعضی ها در این شبکه ها و هنگامی که آنها را می نگاه کنید، خود قرار می داری شان نیستند! ولی من محیط جایزی را دوست دارم. هرچند در فیسبوک نیستم اما صفحه اینستاگرام من کاملا فعال است؛ کامنت ها را می خوانم و از لطف مردمان، انرژی خوبی می گیریم.

دوری از شلوغی و ازدحام

من واقعا دلم نمی خواهد در جاهای شلوغ باشم و شاید این موضوع دلیل روانشناسی داشته باشد. برای تهیه کرد هم که می روم، تکلیفم معلوم است و مغازه گردی نمی کنم. اهل این نیستم که در پاساژها بچرخم چون شلوغی و ازدحام، حالم را بد می کند اما چنانچه قرار باشد مکانی برای مردمان و به دلیل آنها بروم ـ مثلا در مهمانی ای یا در نمایش فیلمی باشم ـ قطعا از حضور بین مردمان صفا میکنم.

علاقه شدید به بابل

مسافرت های خارجی زیادی نرفته ام؛ شاید تنبلی کرده باشم، شاید هم فرصت نشده است اما مسافرت های داخلی را خیلی دوست دارم؛ مثلا همین بابل را به شدت دوست دارم و یک جورهایی به آنجا تعصب دارم. محیط این شهر را خیلی دوست دارم و زادگاهم است.

افتخاری برای مادرم

خانواده ام؛ به خصوص مادرم وقتی می نگاه کنند با چه زحمت و تلاشی به اینجا رسیده ام، به من افتخار می کنند و همیشه در این سال ها که حرفه ای به کار هنرپیشگی توجه کرده ام، تشویقم کرده اند. اما آن طور نیست که بخواهند پُز مرا بدهند یا مکانی از اسم من بهره گیرند؛ حین این که هنوز بسیاری مرا نمی شناسند!

ازدواج درست سرموقع

راستش من هم به مسائلی مانند ازدواج کردن و فرزند دار شدن مییاندیشم اما تصمیم ویژه ای ندارم که نقل بکنیم مثلا چندین سال دیگر ازدواج می کنم و… . این چیزها باید در زمان عالی خودش رقم بخورد و قابل برنامه ریزی نیست. دلم می خواهد پیشرفته شوم و کارهای بهتر و بیشتری بازی کنم. اصلا یک جورهایی به زندگی بدون هنرپیشگی قادر نیستم اندیشم. اهل حساب و کتاب هم نیستم که نقل بکنیم یک بیزنس برای خودم راه می اندازم چراکه اصلا آدم اهل بیزنسی نیستم! ولی این را اطمینان می دارم که از حالا به بعد اتفاق های خوبی برایم می افتد.

وظیفه اجرای درست نقش

به نظرم کارگردان باهوش با شناختی که از قدرتمندی شما دارد، نقشی را به شما سفارش میکند و چنانچه آگاهی بدارد از عهده آن برنمی آیید این خطر را نمی کند. حتما آقای فتحی هم در کار من چیزی نگاه کردند یا هنگام سریال «زمانه» متوجه ویژگی هایی در بازی من شدند که شیرین را به من ارائه دادند؛ حین این که به نظرم یک بازیگر باید بتواند هر نقشی را دربیاورد و قرار نیست فقط نقش هایی را بازی کند که راحت است. وقتی برای پذیرش نقش حرف زدید و به شما اعتماد شد، وظیفه دارید آن را درست اجرا کنید.

پریناز ایزدیار ، زندگی شخصی پریناز ایزدیار

-ضمن تشکر از انتخاب شما، لطفا نظرات سازنده خود را در انتهاى صفحه براى ما بفرستيد-

نگارنده: آذربانو خ.

درباره بازیگران و چهره ها در بخش فرهنگی و هنری سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

بر آستانه ميخانه هر که يافت رهی
««« »»»
ز فيض جام می اسرار خانقه دانست

پریناز ایزدیار از زندگی خصوصی و دلیل عروسی نکردنش نقل می کند (۳ عکس)

TT / 460 — TP / 15%

با دیگران به اشتراک بگذارید

نظر دهید

لطفا جواب سئوال زیر را بدهید *