گذشت از قصاص داماد به دلیل نوه ها!

گذشت از قصاص داماد به دلیل نوه ها!

گذشت از قصاص داماد به خاطر نوه ها!

والدین خانمی که پنج سال قبل به دست شوهرش به قتل رسیده ‌بود، به‌خاطر نوه‌هایشان از قصاص گذشت کردند و قاتل بچه شان را بخشیدند. به گزارش خبرنگار ما، فوت شدی ماه فروردین سال ٩٠ با مأموران پلیس تماس گرفت و گفت همسرش را به قتل منتقل کرده و جسد در خانه‌ است.

زمانی مأموران به خانه رفتند، با جسد زن جوانی روبه‌رو شدند و فهمیدند دو فرزندش در آشپزخانه محبوس شده‌اند. شوهر این زن نیز در خانه حاضر بود. او گفت همسرش را کشته‌ است و به قتل او اعتراف می‌کند. به دستور بازپرس، جسد به پزشکی‌قانونی انتقال کشف کرد و تحقیقات گسترده‌ای دراین‌باره آغاز شد. مرد اعتراف کرد همسرش را کشته‌ چون چای و غذا تهیه نکرده ‌است. با صدور کیفرخواست و ارسال پرونده به دادگاه کیفری استان تهران، مرد متهم در شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران محاکمه و با خواست اولیای‌دم به قصاص محکوم شد. تا این که چندی پیش اولیای‌دم رضایت خود را اعلام کردند و نقل کردند به دلیل نوه‌های کوچولوشان از قصاص گذشت می‌کنند.

روز پیش متهم یک‌بار دیگر پای میز محاکمه رفت. او که این‌بار به‌لحاظ جنبه عمومی جرم محاکمه می‌شد، زمانی در جایگاه حاضر شد، گفت: قبل از تعطیلات عید به خانه پدر همسرم در شهرستان رفته‌ بودیم. زمانی خانه پدرزنم بودیم، همسرم چندباری با من بدرفتاری کرد و ما با هم دعوا کردیم. به او نقل کردم به تهران برسیم می‌کشمت. خیلی از دستش عصبانی بودم. ١٠ فروردین‌ماه بود که به تهران آمدیم، من سر یخچال رفتم که چیزی بخورم، هیچ‌چیز در یخچال نبود. بعد در اتاق کمی استراحت کردم و بیدار شدم. به همسرم نقل کردم ناهار چه داریم. گفت هیچ. نقل کردم چای داریم. گفت نه. من هم عصبانی شدم و دادوفریاد کردم.

چنددقیقه بعد نگاه کردم همسرم با چاقو بالای سرم ایستاده‌ است. چاقو را از دستش گرفتم و چندین ضربه به او زدم. من را قسم داد و گفت این کار را نکن.متهم ادامه داد: بچه‌ها وحشت کرده‌ بودند آنها را به آشپزخانه بردم و نقل کردم بیرون نیایند، زمانی برگشتم، نگاه کردم همسرم هنوز زنده ‌است. تا آن وقت فکر می‌کردم فوت شده ‌است، اما زنده‌ بود، با صدای آرامی گفت به‌خاطر بچه‌ها من را نکش، اما توجهی نکردم و چندین ضربه دیگر هم به او زدم تا جانش بیرون آمد. همچنان بچه‌ها را در اتاق قرار دادم و بعد به مأموران گزارش کردم.

متهم گفت: در این چندین سال سختی زیادی کشیدم عذاب‌وجدان داشتم و از کاری که کردم خیلی پشیمان هستم، اما واقعا اتفاقی است که نمی‌توان به‌هیچ‌وجه آن را جبران کرد. همسرم را از دست دادم و بچه‌هایم آواره شدند. با این که پدر و مادر همسرم اصرار زیادی برای قصاص داشتند زمانی حالت بچه‌ها را نگاه کردند، به‌خاطر آنها بر آن شدند گذشت کنند.
آنها در برابر این گذشت هیچ‌چیز از من نخواستند و قادر نبودم کاری هم برایشان بکنم فقط به من نقل کردند از زندان که بیرون آمدی بالای سر بچه‌هایت باش.

در سال‌هایی که زندان بودم خیلی چیزها تغییر کرد. خودم را به خدا نزدیک کردم. آرامشم را به دست آوردم و حالم خوب تر شد. فهمیدم برای اتفاقات نباید عصبانی شوم؛ باید کاری کنم که زندگی آرامی داشته‌ باشم و نباید به دیگران هجوم کنم و زود عصبانی شوم. البته من مریضی روانی داشتم و هشت‌ماهی می‌شد که تحت نظر دکتر بودم. پزشکی‌قانونی هم شناسایی کرد که دچار مریضی روانی هستم، اما آن را رافع مسئولیت کیفری آگاهی نداشتند.

من واقعا تحت‌تأثیر شدید این مریضی بودم و از کرده خودم پشیمان هستم و خواست بخشش دارم. من خودم را تقصیرکار می‌دانم به‌همین‌خاطر هم زمانی به قصاص محکوم شدم تسلیم به رأی شدم و آن را قبول کردم، اما حالا که اولیای‌دم من را بخشیده‌اند من هم خواست بخشش دارم. با پایان نشست رسیدگی، هیأت قضات متهم را به پنج سال حبس با احتساب ایام بازداشت محکوم کردند و به‌این‌ترتیب متهم به‌زودی آزاد می‌شود.

*با تشکر از حسن انتخاب شما*

گردآوری توسط: گلنار ت.

مطالب جالب و شگفت انگیز در بخش سرگرمی سايت سرزه

بیت انتخابی از دیوان حافظ :

اگر رفيق شفيقی درست پيمان باش
««« »»»
حريف خانه و گرمابه و گلستان باش

گذشت از قصاص داماد به دلیل نوه ها!

TT / 92 — TP / 15%

با دیگران به اشتراک بگذارید

نظر دهید

لطفا جواب سئوال زیر را بدهید *